Ma il nonno lo prese per mano chiuse il cancello e condusse Pierino verso casa.
Pierino si era appena allontanato che un grande lupo grigio sbucò dalla foresta.
In un baleno il gatto si arrampicò sull‘albero.
L'anatra starnazzò terrorizzata e stupidamente balzò sulla riva.Prese a correre con tutte le sue forze, ma un’anatra non può essere più veloce di un lupo.Il lupo si avvicinava sempre di più finché la raggiunse, ecco. L’afferrò e ne fece un sol boccone.
Poveraccio!
اما پدر بزرگ دستشو گرفت، در رو بست و پیرینو رو به سمت خونه برد. پیرینو کمی دور شده بود که یه گرگ خاکستری بزرگ از جنگل بیرون اومد.
در یه چشم به هم زدن گربه رفت بالای درخت.
اردک هراسان بال زد و به طرز احمقانه ای پرید رو ساحل. با تمام نیروش شروع کرد به دویدن، اما یه اردک نمیتونه سریعتر از یه گرگ باشه. گرگ نزدیکتر و نزدیکتر شد تا اینکه نهایتا اونو گرفت. گرفتشو یه لقمه اش کرد.
بیچاره! ![]()
Ed ora ecco come stavano le cose:
Il gatto si era accucciato su un ramo.
L’ uccellino appollaiato su un altro. Non troppo vicino al gatto naturalmente eh.
Il lupo camminava intorno all’albero guardandoli con occhi ingordi.
Intanto Pierino guardava quel che stava succedendo da dietro il cancello e
senza un briciolo di paura.
و حالا (بهتون میگم) چه اتفاقهایی افتاد:
گربه روی یه شاخه دراز کشید بود.
پرنده کوچیک روی یکی دیگه نشست. طبیعتا نه خیلی نزدیک گربه.
گرگ اطراف درخت قدم میزد و حریصانه نگاشون میکرد.
در این ضمن پیرینو به اونچه پشت در اتفاق میافتاد، بدون کوچکترین ترسی نگاه میکرد.
Corse in casa, prese una corda robusta e si arrampicò sull'alto muro di pietra.
Uno dei rami dell’albero attorno al quale girava il lupo si protendeva oltre il muro.
Afferrando il ramo Pierino riuscì ad arrampicarsi, e così si ritrovò sull’albero.
poi disse all’uccelino:
"vola giù mettiti a svolazzare intorno al muso
داخل خونه دوید، یه طناب محکم برداشت و روی سنگ بلند دیوار رفت. یکی از شاخه های درخت، نزدیک اونجائیکه گرگ قدم میزد رو به اونطرف دیوار کشید. پیرینو شاخه رو گرفت و موفق شد ازش بالا بره، و اینطوری بالای درخت رفت. بعد به پرنده کوچیک گفت:
" برو پائین اطراف پوزه گرگ پرواز کن. اما مواظب باش نگیرتت! "
L'uccellino quasi toccava il muso
Ragazzi, come voleva afferrarlo ma l'uccellino era più molto più furbo della belva e continuava il suo gioco.

پرنده کوچیک تقریبا پوزه گرگ رو با بالهاش لمس میکرد و درحالیکه اینکار دهان گرگ رو باز میکرد، سریع بالا و پائین میپرید. وای خدای من (ببین) چطور عصبانیش کردن!
بچه ها، واقعا میخواست بگیرتش اما پرنده کوچیک خیلی زرنگتر از حیون درنده بود و بازیشو ادامه میداد.
Intanto Pierino aveva fatto un bel nodo scorsoio e cautamente lo calò giù dall'albero.
Oh riuscì ad infilarlo nella coda
Sentendosi preso in trappola il lupo si mise a saltare furiosamente cercando di liberarsi.
Ma Pierino niente, legò l'altro capo della corda all'albero e più il lupo saltava più stringeva il nodo scorsoio.
Proprio in quel momento i cacciatori uscivano dalla foresta,seguivano le tracce
در اینحال پیرینو (با طناب) یه دام گره زد و با احتیاط از درخت پائین فرستاد. آه اون موفق شد حلقه طناب رو به دم گرگ بندازه و با تمام قدرتش بکشه.
گرگ حس کرد تو تله افتاده و دیوانه وار شروع کردن به پریدن تا خودشو آزاد کنه، اما پیرینو اهمیتی نمیداد، سر دیگه طناب رو به درخت بست و هرچی گرگ بیشتر میپرید، گره طناب محکمتر میشد.
در همون لحظه شکارچیا از جنگل بیرون اومدند، ردپای گرگ رو دنبال میکردند و تو هر قدم شلیک میکردند.

Smettetela di sparare, disse Pierino ancora seduto sull'albero.
L'uccellino e io abbiamo già catturato il lupo!
Aiutateci piuttosto a portarlo al giardino zoologico!
E allora, immaginatevi che marcia trionfale!
Pierino in testa, dietro i cacciatori che trascinavano il lupo.
Il nonno e il gatto chiudevano il corteo.
Il nonno scuoteva la testa e continuava a brontolare: '' E se Pierino non fosse riuscito a catturare il lupo, che sarebbe successo eh?''.
Sopra di loro volteggiava l'uccellino cinguettando allegramente: ''Però che tipi coraggiosi siamo Pierino ed io!Guardate che cosa siamo riusciti a catturare!''
پیرینو که هنوز روی درخت نشسته بود گفت، شلیک نکنید. پرنده کوچیک و من قبل گرگ رو گرفتیم! به جای اینکار کمک کنید ببریمش به باغ وحش!
و بدین ترتیب، رژه پیروزی رو تصور کنید! پیرینو جلو، پشت سر شکارچیا که گرگ رو میکشن. پدربزرگ و گربه هم پشت اونا. پدربزرگ سرشو تکون میده و به غرزدن ادامه میده: " اگه پیرینو موفق نمیشد گرگ رو بگیره، چه اتفاقی میفتاد، ها؟".
بالای اونا پرنده کوچیک میچرخید و با شادی جیک جیک میکرد: " در هر صورت من و پیرینو واقعا شجاع بودیم! نگاه کنید که چطور موفق شدیم (گرگ رو) بگیریم!"

E se qualcuno avesse ascoltato con attenzione, avrebbe sentito l'anatra che faceva quack! quack! quack!, nella pancia del lupo che per la fretta quello scemo l'aveva inghiottita viva.
و اگه کسی با دقت گوش کنه، صدای اردک رو تو شکم گرگ که از روی عجله اونقدر احمق بوده که اون زنده بلعیده، میشنوه که میگه کواک! کواک!...

________________________
قصه ما به سر رسید... ![]()
با تشكر فراوان از پيروز عزيز و همچنین یه دوست ایتالیایی به نام Roby که بدون کمک اونا انجام اینکار ممکن نبود
.
![]()
Una mattina di buon’ora, Pierino aprì il cancello e uscì sul
“Va tutto tranquillo”.
یه روز صبح زود، پیرینو در رو باز میکنه و به علفزار سبزی که اطراف خونه اش بوده میره. روی شاخه ای از یه درخت بزرگ یه پرنده کوچیک، دوست پیرینو، نشسته بود. به محض دیدن اون با شادی جیک جیک میکنه:
" همه چیز آرومه".

Accanto a Pierino un anatra avanzò dondolandosi, era contenta che il ragazzo non avesse chiuso il cancello e decise di farsi una nuotatina nel profondo stagno in mezzo al
Vedendo l’anatra, l' uccellino volò giù dall' albero, si posò sull’erba vicino a lei e alzò le spalle.
“ma che razza di uccello sei che non sai volare?” disse.
E l’anatra replicò:
“ ma che razza di uccello sei tu che non sai nuotare, spatasù” e si tuffò nello stagno.
کنار پیرینو یه اردک خودشو تکون میده، خوشحال بود که پسره در رو نبسته و تصمیم میگیره تو آبگیر عمیق وسط علفزار یه شنایی بکنه. (وقتی) اردکو میبینه، پرنده از درخت پائین میاد، روی سبزه ای نزدیک اون میشنه و شونه هاشو بالامیکشه و میگه:
" تو چه جور پرنده ای هستی که پرواز بلد نیست؟"
و اردک جواب میده:
" تو چه جور پرنده ای هستی که شنا بلد نیست، پوف" و تو آبگیر شیرجه زد.
Seguitarono a litigare per un bel pò, l'anitra nuotando nello stagno e l'uccellino saltellando sulla riva erbosa.
Ad un tratto qualche cosa attirò l'attenzione di Pierino, era un gatto che avanzava insidioso fra l'erba. Il gatto pensò :
"mmmh eccolo, un uccello impegnato a discutere non mi sarà difficile catturarlo e mangiarlo" e incominciò a strisciare verso di lui sulle zampe di velluto.
اونا واسه مدتی به دعواکردن ادامه دادند، اردک تو آبگیر شنا میکرد و پرنده کوچیک کنار ساحل سبز بالا پائین میپرید.
ناگهان چیزی توجه پیرینو رو جلب کرد، گربه ای بود که داشت بی سرو صدا به سمت علفزار پیشروی میکرد. گربه فکر میکرد:
"امممم ایناهاش، یه پرنده که مشغول حرف زدنه، گرفتن و خوردنش برام سخت نیست" و روی پنجه و به نرمی شروع به خزیدن به سمت اون کرد.
Attenzione! gridò Pierino e l’uccellino volò svelto sull’albero. L’anatra fece quack quack al gatto dal bel mezzo dello stagno.
Il gatto girava intorno all’albero, e intanto pensava:
"Ma vale la pena d'arrampicarsi così in alto? quando sarò lassù, l’uccello sarà già volato via."
پیرینو فریاد زد، مواظب باش! و پرنده کوچیک به سرعت روی درخت پرواز کرد. اردک از وسط آبگیر به گربه کواک کواک کرد.
گربه در حالی که فکر میکرد به اطراف درخت میره:
" ارزششو داره (از درخت) بالا برم؟ وقتی اون بالا برسم، پرنده از قبل پرواز کرده رفته."

Uscì il nonno era arrabbiato perché Pierino aveva disobbedito:
"Il
Pierino non prestò attenzione alle parole
پدر بزرگ با عصبانیت بیرون اومد چون پیرینو حرف گوش نکرده بود:
" علفزار جای خطرناکیه پیرینو، اگه یه گرگ، یه گرگ از جنگل بیرون بیاد، چیکار میخای بکنی؟"
پیرینو به حرفهای پدر بزرگ توجه نمیکرد، پسری مثل اون از گرگها ترسی نداشت...
ادامه دارد...
__________________________________
با تشكر از همکاری پيروز عزيز ![]()

Posso raccontarvi una storia?...allora c’era una
ميتونم براتون يه داستان تعريف كنم؟... بسيار خوب، يكي بود يكي نبود... اما هه هه این نه يه داستان معمولي نيست، اين یه قصه موزيكاله و همه قصه ها همونطور كه ميدونيد شخصيتهايي دارن، اما اينجا تو اين قصه هر شخصيت با يه ساز متفاوت نشون داده ميشه. فكرشو بكنيد چه لذتي داره!
Ora per farvi riconoscere i personaggi ogni
Prima di tutto l’uccellino.
L’uccellino è rappresentato da un flauto.

Il flauto
حالا واسه شناختن شخصيتها، هر وقت كه ظاهر ميشن، من از هر ساز مختلف ميخام خودشو به شما معرفي كنه. بنابراين توجه كنيد. اول از همه پرنده كوچيك. پرنده كوچيك با يه فلوت معرفي ميشه.
L’anitra da oboe, state a sentire l’oboe.

L’oboe
اردك با قره ني، به قره ني گوش كنيد.
Il gatto lo fa il clarinetto.

Il clarinetto
گربه با كلارينت نواخته ميشه.
Il nonno molto severo è rappresentato dal fagotto.

Il fagotto
پدربزرگ بسيار سخت گير با قره ني بم معرفي ميشه.
Il lupo da tre corni, eccolo che viene.

گرگ با سه شیپور، ایناهاش اینجاست.
E il Pierino, l’eroe della nostra storia. Pierino è così importante che è rappresentato da tutti gli archi dell’orchestra.

Gli archi
و پيرينو، قهرمان داستان ما. پيرينو اونقدر مهمه كه با تمام سازهاي آرشه اي (ويولن، ويولن سل و...) اركستر نشون داده ميشه.
Poi ci sono i cacciatori che sono meno importanti di Pierino , però sono importanti anche loro. E sono rappresentati dai legni.
Pensate un po’che anche lo sparo dei fucili ha un motivo ed è suonato dai timpani.

I timpani
بعد شكارچيا هستن كه كمتر از پيرينو مهمند، گرچه اونا هم مهمند و با سازهای چوبی معرفي ميشن.
كمي فكر كنيد كه شليك اسلحه ها يه دليلي داره و با طبلها نواخته ميشه.
Oh, abbiamo fatto le presentazioni, ed ora immaginatevi la scena. Si entra dentro alla storia. Una casetta circondata da un grande giardino. Circondata a sua

اوه، معرفي رو انجام داديم و حالا صحنه رو تصور كنيد. ما وارد داستان ميشيم. يه كلبه با يه باغ بزرگ اطرافش (و) با نرده چوبي كشيده شده دور تا دور خودش. بيرون از چمنزار يه درخت بزرگه و يه آبگير نه خيلي دور از يه جنگل تاريك و اسرار آميز...
ادامه دارد...
__________________________________
با تشكر از پيروز عزيز بابت استخراج متن ايتاليايي از فايل صوتي. ![]()

داستان « پیتر و گرگ» یا به قول ایتالیائیها «Pierino e il lupo» از داستانهای موزیکالیه که سرگئی پروکوفیف (Sergei Prokofiev) نویسنده روسی تبار متولد اکراین، اونو واسه بچه ها نوشته. میگن اون این داستان رو برای پسرش که میخواست داستان گرگ رو بدون خوندن و یا شنیدن دوباره اون یاد بگیره، نوشت
.
شخصیتهای این داستان با سازهای مختلف معرفی میشن و یک راوی داستانو نقل میکنه. از این داستان تا کنون کتابها و نمایشهای زیادی نوشته شده. حتی تو سال 1946 روایت کارتونی اون هم توسط شرکت والت دیزنی ساخته شد! ![]()
![]()
سال 1991 نسخه ایتالیائی این داستان توسط ارکستری به رهبری کلادیو آببادو (Claudio Abbado) اجرا شد که نقش راوی اونو روبرتو بنینی (Roberto Benigni) بر عهده داشت.
از لینکهای زیر میتونید فایل صوتی این داستان رو با صدای روبرتو بنینی دریافت کنید:
Pierino e Lupo با کیفیت معمولی (4M)
Pierino e Lupo با کیفیت خوب (25M)
و از لینکهای زیر هم میتونید فیلم اجرای عروسکی این داستان رو به همراه پشت صحنه ها و مصاحبه بنینی در این مورد رو بگیرید (۳۳0M):
فایل تصویری Pierino e Lupo قسمت اول
فایل تصویری Pierino e Lupo قسمت دوم
فایل تصویری Pierino e Lupo قسمت سوم
فایل تصویری Pierino e Lupo قسمت چهارم
طی جستجوی زیادی که تو اینترنت کردم متاسفانه موفق به پیدا کردن متن روایت روبرتو بنینی نشدم. از اونجائیکه لیسنینگ ایتالیایی من هم هنوز در حدی نیست که بتونم تمام لغات و کلمات رو بخوبی تشخیص بدم، دست به دامن پیروز عزیز شدم که تو این کار با من همکاری کنه و متن ایتالیائیشو از فایل صوتی استخراج کنه. علی رغم مشغله زیاد، پیروز دعوت منو قبول کرد و تا کنون قسمت زیادی از متن داستانو نوشته که کمال تشکر رو ازش دارم. ![]()
خلاصه اصل داستان
پیرینو پسر بچه ایه که با پدر بزرگش تو یه روستای روسی زندگی میکنه. یه روز پیرینو واسه گردش از خونه خارج میشه اما یادش میره در باغو ببنده. اردک از فرصت استفاده میکنه و برای شنا به برکه نزدیک خونه میره. اون با یه پرنده بحثش میشه:
« - ببینم تو چه جور پرنده ای هستی که نمیتونه پرواز کنه؟
- تو چه جور پرنده ای هستی که نمیتونه شنا کنه؟ »
گربه پیرینو آهسته به اونا نزدیک میشه اما با فریاد پیرینو پرنده روی درخت بلندی پرواز میکنه و اردک هم به سمت وسط برکه شنا میکنه .
پدر بزرگ غرغروی پیرینو اونو سرزنش میکنه که چرا بیرون رفته:
« نمیگی یه گرگ از جنگل میاد بیرون؟ »
بعد اونو میبره خونه و در باغ رو قفل میکنه!
بعد از مدتی یه گرگ بزرگ خاکستری از جنگل بیرون میاد. گربه میره بالای درخت، اما گرگ شروع به تعقیب اردک که از برکه بیرون اومده میکنه و اونو میبلعه.![]()
پیرینو یه طناب برمیداره و از روی دیوار بالای درخت میره. اون از پرنده میخاد که دور سر گرگ بچرخه و اونو گیج کنه. در این حین اون هم حلقه طناب رو پائین میاره و گرگ رو با طناب میگیره. گرگ سعی میکنه خودشو آزاد کنه اما حلقه تنگتر میشه و پیرینو هم طناب رو به درخت میبنده.![]()
چندتا شکارچی، که دنبال گرگ هستند، از جنگل بیرون میان و میخان به گرگ شلیک کنن، اما پیرینو نمیذاره و کمکشون میکنه تا همراه با پرنده و گربه، شادی کنان گرگ رو به یه باغ وحش ببرن. البته پدر بزرگ هم با اوناس و هنوز غر میزنه که:
« اگه پیرینو گرگو نگرفته بود چه اتفاقی میافتاد؟ چی میشد؟»
در پایان داستان راوی میگه : « اگه با دقت گوش کنید، صدای اردک رو از شکم گرگ میشنوید، چون گرگه اونو زنده قورت داده!» ![]()
انشالا از قسمت بعد شاهد ترجمه قسمت به قسمت این داستان به روایت بنینی خواهید بود. تا اون موقع سعی کنید حداقل فایل صوتی داستان رو بگیرید که از قافله عقب نمونید
.
ترانه « به تو » از لورنتزو جوانوتتي (Lorenzo jovanotti) تقديم به غزال عزيز![]()

A te che sei l’unico al mondo, l’unica ragione per arrivare fino in fondo
Ad ogni mio respire quando ti guardo
Dopo un giorno pieno di parole
Senza che tu mi dica niente
Tutto si fa chiaro
A te che mi hai trovato all’ angolo coi pugni chiusi
Con le mie spalle contro il muro, pronto a difendermi con gli occhi bassi
Stavo in fila, con i disillusi
Tu mi hai raccolto come un gatto e mi hai portato con te
به تو كه در دنيا يگانه اي، یگانه دليل رفتن تا به آخر
در هر نفس، وقتي تو را نگاه ميكنم
بعد از روزي پر از حرف
بدون اينكه تو چيزي به من گفته باشي
همه چيز روشن ميشود
به توئي كه مرا يافته اي، در گوشه اي با مشتي بسته
با پشتي به ديوار، آماده براي دفاع از خود، با چشماني رو به پائين
در صف ايستاده بودم، با مردمي نااميد
تو مرا مانند گربه اي برداشتي و با خود بردي
A te io canto una canzone, perché non ho altro
Niente di meglio da offrirti di tutto quello che ho
Prendi il mio tempo e la magia che con un solo salto
Ci fa volare dentro all’aria come bollicine
براي تو ترانه اي ميخوانم، زيرا چيز ديگري ندارم
هيچ چيزي بهتر، از تمام چيزي كه دارم تا تقديمت كنم
زمان مرا بگير و جادويم را كه تنها با جهشي
ما را مانند قطرات در آسمان به پرواز درميآورد
A te che sei
Semplicemente sei
Sostanza dei giorni miei
Sostanza dei giorni miei
به تو كه هستي
به سادگي هستي
مفهوم هر روز من
مفهوم هر روز من
A te che sei il mio grande amore ed il mio amore grande
A te che hai preso la mia vita e ne hai fatto molto di più
A te che hai dato senso al tempo senza misurarlo
A te che sei il mio amore grande ed il mio grande amore
به تو كه عشق بزرگ من هستي و بزرگترين عشق من
به تو كه زندگي مرا ميگيري و بيشتر از آن استفاده ميكني
به تو كه به زمان معني ميدهي بدون اندازه گيري آن
به تو كه عشق بزرگ من هستي و بزرگترين عشق من
A te che io ti ho visto piangere nella mia mano
Fragile che potevo ucciderti stringendoti un po’
E poi ti ho visto con la forza di un aeroplano
Prendere in mano la tua vita e trascinarla in salvo
A te che mi hai insegnato i sogni e l’arte dell’avventura
A te che credi nel coraggio e anche nella paura
A te che sei la miglior cosa che mi sia successa
A te che cambi tutti i giorni e resti sempre la stesso
به تو كه ديده ام در دستانم گريه ميكني
ترسان از اينكه با فشاري بيشتر تو را بكشم
و سپس ميبينمت با قدرت يك هواپيما
زندگيت را در دست گرفته اي و به نقطه امني ميكشي
به تو كه رويا ديدن را به من آموختي و هنر ماجراجوئي را
به تو كه به شجاعت معتقدي حتي در ميان وحشت
به تو كه بهترين اتفاقی هستي كه برايم روي داده
به تو كه تمام روزها را تغيير ميدهي (اما) خود هميشه همانگونه ميماني
A te che sei
Semplicemente sei
Sostanza dei giorni miei
Sostanza dei sogni miei
A te che sei
Essenzialmente sei
Sostanza dei sogni miei
Sostanza dei giorni miei
به تو كه هستي
به سادگي هستي
مفهوم هر روز من
مفهوم هر روز من
به تو كه هستي
واقعا هستي
مفهوم هر روز من
مفهوم هر روز من
A te che non ti piaci mai e sei una meraviglia
Le forze della natura si concentrano in te
Che sei una roccia sei una pianta sei un uragano
Sei l’orizzonte che mi accoglie quando mi allontano
A te che sei l’unico amico che io posso avere
L’unico amore che vorrei se io non ti avessi con me
به تو كه هيچگاه خود را دوست نداري (اما) شگفت انگيزي
قدرت طبيعت در تو جمع شده
(توئي) كه يك صخره اي، يك گياه، يك گردباد
افقي هستي كه وقتي ميروم به من خوشامد ميگويد
به تو كه تنها دوست مني كه ميتوانم داشته باشم
تنها عشقي كه ميخواستم اگر با من نبودي
A te che hai reso la mia vita bella da morire,
che riesci a render la fatica un' immenso piacere,
به تو كه به زيبايي زندگي مرا از مرگ بازگرداندي
(به تو) كه ميتواني كاري خسته كننده را به لذتي بي اندازه مبدل كني
...

بعضی وقتا کمی طول میکشه تا مفهوم یه کلمه ای رو که باهاش بازی شده رو درک کنیم.
چیزی که الان مد نظره، اسم یه شرکت هواپیمایی خصوصی ایتالیاست که مقرش تو رمه، به نام Air one.

در وحله اول به نظر اسمش انگلیسی میاد، اما اگه دقت کنید رو دم هواپیماهای این شرکت عکس یه مرغ ماهیخوار رو میبینید که تو ایتالیایی بهش میگن Airone و اینجاست که متوجه میشید این کلمه یه معنای دوگانه داره! ![]()
این شرکت با اسم آلیآدریاتیکا (Aliadriatica) سال 1983 در شهر پسکارا (Pescara) تو ناحیه آبروتزو (Abruzzo) به منظور مدرسه آموزش پرواز تاسیس شد و کم کم به مرور در سال 1994 با خرید بوئینگهای 737 شروع به جابجائی مسافر در داخل ایتالیا و اروپا کرد و در سال ۲۰۰۵ هم اسمشو به Airone تغییر دارد.

گذشته ازاین، اسم Aliadriatica ، مثل اسم شرکت هواپیمایی دولتی ایتالیا، Alitalia، یه اسم مرکبه! Ali در واقع جمع
بالهای آدریاتیک (دریای بین ایتالیا و یوگسلاوی) و بالهای ایتالیا... بالهایی بر فراز ایتالیا. ![]()
اينم ترانه قديمي و خاطره انگيز « ايتاليايي »، از توتو كوتونيو (Toto Cutugno) تقديم به غزل عزيز. ![]()
تماشاي اجراي اين ترانه براي اولين بار در سن رموي 1983
تماشاي اجراي زنده اين ترانه در سال 2006

Lasciatemi cantare
con la chitarra in mano
lasciatemi cantare
sono un italiano
بگذار تا بخوانم
با گيتاري در دست
بگذار تا بخوانم
من يك ايتاليايي هستم
Buongiorno Italia gli spaghetti al dente
e un partigiano come Presidente
con l'autoradio sempre nella mano destra
e un canarino sopra la finestra
روز بخير ايتاليا با اسپاگتي هاي تردت
و پارتيزاني مثل رئيس جمهور
با راديوي اتومبيلي هميشه در دست راست
و قناري كوچكي بالاي پنجره
Buongiorno Italia con i tuoi artisti
con troppa America sui manifesti
con le canzoni con amore, con il cuore
con piu' donne sempre meno suore
روز بخير ايتاليا با هنرمندانت
(همراه) با آمريكايهاي زيادي روي پوسترها
با ترانه هايي درباره عشق و قلب
با زناني هميشه بيشتر از راهبه ها
Buongiorno Italia
buongiorno Maria
con gli occhi pieni di malinconia
buongiorno Dio
lo sai che ci sono anch'io
روز بخير ايتاليا
روز بخير ماريا (مريم مقدس)
با چشماني پر از غم
روز بخير خدا
ميداني من نيز اينجا هستم
Lasciatemi cantare
con la chitarra in mano
lasciatemi cantare
una canzone piano piano
Lasciatemi cantare
perche' ne sono fiero
sono un italiano
un italiano vero
بگذار تا بخوانم
با گيتاري در دست
بگذار تا بخوانم
ترانه اي را آهسته آهسته
بگذار تا بخوانم
زيرا افتخار ميكنم (كه)
يك ايتاليايي هستم
يك ايتاليايي واقعي
Buongiorno Italia che non si spaventa
e con la crema da barba alla menta
con un vestito gessato sul blu
e la moviola la domenica in TV
Buongiorno Italia col caffe' ristretto
le calze nuove nel primo cassetto
con la bandiera in tintoria
e una 600 giu' di carrozzeria
روز بخير ايتاليايي كه نميترسد
و با خمير ريشي به طعم نعناع
با لباس آبي راه راه
و موویولای يكشنبه در تلوزيون
روز بخير ايتاليا با قهوه ريسترتو (نوعي قهوه كوچك اما قوي)
جورابهاي جديد در اولين كشو
با پرچمهايي در خشك شوئيها
و يك (فيات) 600 شكسته
…
در مورد اين ترانه، دوستان توضيحات جالب و قشنگي دادن كه به درك معني اون كمك زيادي ميكنه:
علي عزيز اينطور گفته:
e la moviola la domenica in TV
منظور به برنامه دقیقه 90 هست که از سالهای 1970 در ساعت 6 بعد از ظهر یکشنبه از تلویزیون سراسری رای ایتالیا پخش میشده. در آن زمان به خاطر اینکه مسابقات باشگاهای ایتالیا همه ساعت 3 بعد از ظهر یکشنبه شروع میشد و هیچکدام هم از تلویزیون پخش مستقیم نمیشد و همه به رادیو گوش میدادند، ساعت 6 عصر در برنامه دقیقه 90 مجری این برنامه Paolo Valenti برای اولین بار گلهای تمام بازیها را نشان میداد و با moviola و حرکت اهسته زدن گلها را تجزیه و تشریح میکرد. این برنامه برای سالهای سال پرتماشاترین برنامه تلیزیونی ایتالیا بود و من یادم هست در دوران دانشگاه هر روز عصر یکشنبه با دوستان توی کافه میدان مرکزی شهر به این برنامه نگاه میکردیم و درباره بازی ها با هم جر و بحث میکردیم.
دوست عزيزمون وحيد هم اينطور ادامه ميده:
spaghetti al dente اسپاگتی که خوب پخته نشده و تو جنوب مصرف میشه در حالیکه شمالیا اونو زیاد میپزن و بهش میگن spaghetti scotti
در دهه 80 رییس جمهور ایتالیا ساندرو پرتینی بود که از پارتیزانایی بود که علیه فاشیستا میجنگیدن
در ایتالیای دهه 80، رادیوی ماشین سنبل رفاه تلقی میشده و جمله سوم به این موضوع اشاره داره
همچنین اونجایی که به آمریکاییا اشاره میکنه، منظورش بعد از جنگ جهانیه که ایتالیا توسط آمریکا اشغال شد و فرهنگ صیل ایتالیایی تحت تاثیر فرهنگ اونا قرار گرفت il mito Americano
قسمت con piu donne هم به کم شدن راهبه ها بعد از سکولاریسم اشاره داره و هم به کمرنگ شدن سنتهای قدیم ایتالیا، در حقیقت soura هم به معنی راهبه هست و هم به معنی دختریه که اگه با پسری آشنا بشه فقط به قصد ازدواجه
gessato یه لباس رسمی و گرون قیمته
پرچم توی خشکشویی(پرچم رنگ پریده) هم یعنی کمرنگ شدن احساس وطن پرستی بعد از حکومت فاشیستاس
با تشكر از توضیحات ارزشمند اين دوستان گرامي.
![]()
اين ترانه از تيتزيانو فررو (Tiziano Ferro) رو هم تقديم ميكنم به تيروژ عزيز. ![]()

Mentirai ai miei occhi
Sbaglierai se mi tocchi
Non puoi dimenticarla
Una bugia quando parla
E sbaglierà le parole
ma ti dirà ciò che vuole
به چشمان من دروغ خواهي گفت
اشتباه خواهي كرد اگر مرا لمس كني
من نميتوانم او را فراموش كنم
زماني كه دروغي ميگويد
و به قولش عمل نميكند
اما آنچه ميخواهد را به تو خواهد گفت
Ognuno ha i suoi limiti
I tuoi li ho capiti bene
E visto che ho capito
Mi verserò da bere
Di notte quando il cielo brilla
Ma non c' è luce né una stella
هر كس محدوديتهاي خويش را دارد
(محدوديتهاي ) تو را خوب ميدانم
و ميبيني كه (نهايتا) فهميده ام
خواهم نوشيد (مست خواهم كرد)
در شبي كه آسمان روشن است
اما هيچ نور و يا ستاره اي وجود ندارد
Ricorderò
La paura che
Che bagnava i miei occhi
Ma dimenticarti
Non era possibile e
Ricorderai
La paura che
Ho sperato provassi
Provandola io
Che tutto veloce nasca
E veloce finisca
بخاطر خواهم آورد
ترسي را كه
چشمانم را خيس ميكند
اما فراموش كردنت
ممكن نبود و
بخاطر خواهي آورد
ترسي را كه
اميدوار بودم تا بچشي
خود آن را ميچشم
كه تمامش سريع بوجود آمد
و سريع به پايان رسيد
La lacerante distanza
Tra fiducia e illudersi
È una porta aperta
E una che non sa chiudersi
E sbaglierà le parole
Ma ti dirà ciò che vuole
C' è differenza tra amare
Ed ogni sua dipendenza
"ti chiamo se posso" o
o "non riesco a fare senza"
soffrendo di un amore raro
che più lo vivo e meno imparo
فاصله شكاف
ميان اعتماد و فريب
يك در باز است
(دري) كه راه بستنش مشخص نيست
و او به قولش عمل نميكند
اما آنچه ميخواهد را به تو خواهد گفت
كه اختلاف ميان عشق است
و همه دلبستگيش
" اگر بتوانم صدايت ميكنم" يا
" موفق نميشوم"
از عشق عجيبي رنج ميبرم
كه هر چه بيشتر ميگذرد كمتر ميفهمم
…
E resterà com' è
Dirselo adesso e farlo lo stesso
Però dopo niente cambierà
E resterà com' è
Dirselo ora poi dopo ancora
Dimenticando ti amerò
E ogni tuo abbraccio sarà un dono
Anche se in fondo sarò solo
Senza volerlo
Senza saperlo
Però dopo niente cambierà
E resterà com' è
همانگونه باقي خواهد ماند
حالا به او ميگوئي (اما) او كار خودش را ميكند
هيچ چيز عوض نخواهد شد
همانگونه باقي خواهد ماند
حالا به او ميگوئي بارها و بارها
فراموش كن، دوستت خواهم داشت
و هر آغوش گرفتنت، يك هديه خواهد بود
هرچند در واقع تنها هستم
بدون خواستن
بدون دانستن
اما هيچ چيز عوض نخواهد شد
همانگونه باقي خواهد ماند
...

دريافت ترانه Io Te Amo Veramente از گروه Modà

Te ne vai e non ritorni piu,
me lo dici solamente,
ora che ti sei presa tutta la mia mente.
La vita e strana e lo sapevo gią,
ma non pensavo capitasse ancora
di svegliarmi e non trovarti piu
sotto il caldo delle mie lenzuola.
Scende, scende un lacrima...
Cresce, cresce la musica...
Dentro me...
تو رفتي و ديگه برنميگردي
فقط ( تازه الان) بهم گفتي،
حالا كه تموم فكرمو گرفتي.
ميدونم زندگي عجيبه،
اما حتي فكر نميكردم برام اتفاق بيافته،
از خواب بيدا بشم و ديگه پيدات نكنم.
زير گرماي ملافه هام،
پائين مياد، پائين مياد يه قطره اشك...
بالا ميره، بالا ميره صداي موزيك ....
درون من...
Io non posso restare cosi...
Su ti prego dai ritorna qui!
Io ti amo veramente!
Io non voglio restarmene qui,
qui seduto senza averti qui!
Io ti amo veramente!
Io ti amo veramente!
من نميتونيم اينطور بمونم...
خواهش ميكنم، بيا، برگرد اينجا!
من واقعا دوستت دارم!
نميخام اينجا بمونم،
(نميخام) اينجا بشينم، بدون داشتن تو!
من واقعا دوستت دارم!
من واقعا دوستت دارم!
Brutta bestia la malinconia,
che se ti prende, ti trascina via,
come quando non hai piu un'idea
a cui aggrapparti per volare via,
verso i confini di una libertą
che quando trovi sembra una galera!
Scende, scende un lacrima...
Cresce, cresce la musica...
Voglio te...
غمگيني يه ديو زشته
كه اگه بگيرتت، ميبرتت،
مثل وقتيكه هيچ نظر ديگه اي نداري
به چي ميچسبي، واسه پرواز كردن
به طرف مرزهاي يه آزادي
كه وقتي پيداش ميكني به نظر يه زندانه!
پائين مياد، پائين مياد يه قطره اشك...
بالا ميره، بالا ميره صداي موزيك ....
...
Ora lo so,
che di te io mi liberero,
ma so,
so comunque pero
che per ora scende, scende una lacrima...
Cresce, cresce la musica...
Dentro me...
حالا ميدونم
كه خودمو ازت رها ميكنم،
اما ميدونم،
در هر صورت ميدونم،
كه حالا پائين مياد، پائين مياد يه قطره اشك...
بالا ميره، بالا ميره صداي موزيك ....
درون من...
...

«در ايتاليا» كليپ جديديه از فابري فيبرا (Fabri Fibra) كه همراه با جانا نانيني (Gianna nannini) خونده و اين روزا زياد پخش ميشه. ترجمه اش به نظرم جالب اومد. پس بيائيد بريم ببينيم تو ايتاليا چه خبرائي هست كه كسي بهمون نميگه؟!... ![]()

Ci sono cose che nessuno ti dirà…
ci sono cose che nessuno ti darà…
sei nato e morto qua
sei nato e morto qua
nato nel paese delle mezza verità
dove fuggi?
چيزايي هستند كه هيچكس بهت نميگه...
چيزايي هستند كه هيچكس بهت نميده...
اينجا متولد شدي و ميميري
اينجا متولد شدي و ميميري
تو كشوري نيمه واقعي به دنیا اومدی
كجا فرار ميكني؟
in italia pistole in macchine
in italia machiavelli e foscolo
in italia i campioni del mondo
sono in italia
benvenuto
اسلحه هاي توي ماشين، تو ايتالياست
ماكياولي و فوسكولو تو ايتالياست (سياستمدار و نويسنده)
جام جهانيهاي دنيا تو ايتالياست
(همه اونا ) تو ايتالياست
خوش اومديد!
in italia fatti una vacanza al mare
in italia meglio non farsi operare
in italia non andare all’ospedale
تو ايتاليا، تعطيلي رو كنار دريا ميري
تو ايتاليا بهتره عمل نكني
تو ايتاليا بيمارستان نرو
in italia la bella vita
in italia le grandi serate e i gala
زندگي زيبا تو ايتالياست
شبهاي بزرگ و باشكوه تو ايتالياست
in italia fai affari con la mala
in italia il vicino che ti spara
in italia…
تو ايتاليا با آدم بدا (مافيا) تجارت ميكني
تو ايتاليا همسايه بهت تيراندازي ميكنه
تو ايتاليا...
...
in italia i veri mafiosi sono
in italia i più pericolosi sono
in italia le ragazze nella strada
in italia mangi pasta fatta in casa
in italia poi ti entrano i ladri in casa
in italia non trovi un lavoro fisso
in italia ma baci il crocifisso
in italia i monumenti
in italia le chiese con i dipinti
in italia gente con dei sentimenti
in italia la campagna e i rapimenti
in italia…
اعضاي واقعي مافيا تو ايتالياست
خطرناكترين آدما تو ايتالياست
دختراي كنار خيابون (فاحشه ها) تو ايتالياست
تو ايتاليا پاستاي خونگي ميخوري
بعد تو ايتاليا دزدا ميريزن تو خونه ات
تو ايتاليا نميتوني يه شغل ثابت پيدا كني
اما تو ايتاليا صليب رو بوس مي كني
لحظات تو ايتالياست
كليساها با نقاشيها تو ايتالياست
مردم با احساس تو ايتالياست
نبرد و آشوب و آدم دزدي تو ايتالياست
تو ايتاليا...
...
in italia le ragazze corteggiate
تو ايتاليا خانوما اظهار عشق ميكنن
in italia le donne fotografate
تو ايتاليا زن عكس بردار هست
in italia le modelle ricattate
تو ايتاليا مدلها (خانوما) اخاذي ميكنن
in italia impara l’arte
تو ايتاليا هنر ياد ميگيري
in italia gente che legge le carte
تو ايتاليا مردمي هستن كه كتاب ميخونن
in italia assassini mai scoperti
تو ايتاليات قاتلها هيچوقت شناخته نميشن
in italia volti persi e voti certi
تو ايتاليا چهره هايي گمنامند و چهرهايي راي بيار
in Italia…
تو ايتاليا...
...
ببخشيد كه اينروزا آمار ترجمه ترانه بالا رفته. راستش تقاضاي دوستان تو اين زمينه زياد شده و منم مجبورم يه جوري به تقاضاها جواب بدم.
« عشق من بايد بداني » ترانه ايه از بياجو آنتوناچي (Biagio Antonacci) تقديم به ناصر عزيز. ![]()

Questo sono io
Tutta una vita per cercare di capire
il finto inverno misto al quasi eterno sole
cercare di capire se poi la fine è stato meglio rinunciare
اين منم
تمام يك زندگي در جستجوي فهميدن
زمستاني ساختگي مخلوط با خورشيدي بي پايان
سعي براي فهميدن اينكه شايد در نهايت تسليم شدن بهتر بود
Questo sono io
eppure inizio bene ma non so finire
rifaccio cose che dovevano servire
a non ricadere per non pagare più lo stesso errore...
اين منم
خوب شروع كردم اما پايان را نميدانم
كارهايي انجام داده ام تا
مجبور به دادن تاوان دوباره براي همان اشتباه نشوم...
Tu, tu, tu
Sappi amore mio
che se avanza un pezzo di sto cuore è cuore tuo
tu dici sì per sempre io per non morire ho tatuato te
تو، تو، تو
عشق من بايد بداني
كه اگر تكه اي از اين قلب باقي مانده، متعلق به توست
تو هميشه به من گفتي بله، براي نمردن، خالكوبيت كرده ام
Sappi amore mio
che adesso io e te siam diventati noi
i giorni intensi sono i giorni da rifare
senti amore mio...
Sappi amore mio oh oh
Sappi amore mio oh oh
عشق من بايد بداني
كه حالا من و تو، ما شديم
روزهاي سخت، روزهاي بازسازي است
گوش كن عشق من...
عشق من بايد بداني
عشق من بايد بداني
Questo sono io
non sono mica da dover poi perdonare
dovresti credermi e sapermi accettare
te lo voglio dire io più te fa noi la somma
di io distratto e tu perfetta tu...
اين منم
مجبور نيستي مرا ببخشي
بايد به من اعتماد كني و مرا بپذيري
ميخواهم بگويم من با تو، ما را ميسازيم
در مجموع من حواس پرتم و تو عالي هستي...
...
Sappi amore mio
Che brutto tempo non è sempre un temporale
Che sei la pelle che ho deciso di tenere
Qua tra poco nevica
Sappi amore mio
Sappi amore mio
Questo sono io!
عشق من بايد بداني
كه هواي بد هميشه يك طوفان نيست
پوستي هستي كه مصمم به نگه داشتنش هستم
زماني كه برف خواهد آمد
عشق من بايد بداني
عشق من بايد بداني
اين منم!
ترانه « من میخوانم » رو اولین بار ریکاردو کوچچانته (Riccardo Cocciante) خوند، اما وقتی لوراپاوزینی (Laura pausini) تو آلبوم 2006 خودش اونو بازخونی کرد، بیشتریا دیگه این ترانه رو متعلق به اون میدونن. در هر صورت مهم نیست، من هر دو نسخه این ترانه رو براتون میذارم و ترجمه اشو هم تقدیم میکنم به مهسای عزیز
.

La nebbia che si posa la mattina
le pietre di un sentiero di collina
il falco che s'innalzerà
il primo raggio che verra`
la neve che si sciogliera` correndo al mare
l'impronta di una testa sul cuscino
i passi lenti e incerti di un bambino
lo sguardo di serenita`
la mano che si tendera`
la gioia di chi aspettera`
مه صبحگاهی
سنگهای راه باریک روی تپه
شاهینی که اوج میگیرد
اولین اشعه ای که میآید
برفی که آب میشود (و) به سمت دریا میرود
جای سری روی بالش
قدمهای آرام و نامطمئن یک کودک
نگاهی از آرامش
دستی که میخواهد دراز شود
لذت آنکه منتظر میماند
per questo e quello che verra`
Io canto
le mani in tasca e canto
la voce in festa e canto
la banda in testa e canto
corro nel vento e Canto
la vita intera e canto
la primavera e canto
la mia preghiera e canto
per chi mi ascoltera`
voglio cantare
sempre cantare
برای این و آنکه میآید
من میخوانم
دستانی در جیب و میخوانم
صدائی در جشن و میخوانم
نواری دور سر و میخوانم
در باد میدوم و میخوانم
تمام زندگی و میخوانم
بهار و میخوانم
دعاهای من و میخوانم
برای کسی که به من گوش خواهد داد
میخواهم بخوانم
همیشه بخوانم
l'odore
la casa tutta piena di mattina e l'ascensore che non va
l'amore per la mia citta`
la gente che sorridera` lungo la strada
i rami che s'intrecciano nel cielo
un vecchio che cammina tutto solo
l'estate che poi passera`
il grano che maturera`
la mano che lo cogliera`
بوی قهوه در آشپزخانه
خانه ای پر در صبح و آسانسوری که کار نمیکند
عشق به شهرم
مردمی که در طول خیابان لبخند خواهند زد
شاخه هایی که در آسمان به هم میپیچند
پیرمردی که تنها قدم میزند
تابستانی که سرانجام میگذرد
دانه ای که رشد میکند
دستی که آن را میچیند
per questo e quello che verra`
Io canto…
برای این و آنکه میآید
من میخوانم...
پیروز عزیز داره رو یه پروژه کار میکنه که انشالا بزودی تو این وبلاگ شاهدش خواهید بود. واسه اینکه پیروز با روحیه قویتری به کارش ادامه بده، امروز رفتم سراغ ترانه « مرکز جاذبه پایدار » از فرانکو باتتیاتو (Franco Battiato) که میدونم از ترانه ها و خواننده های مورد علاقه اشه
.
همونطور که قبلا تو ترجمه یکی دیگه از ترانه های این خواننده اشاره کرده بودم، درک ترانه های باتتیاتو اغلب بسیار مشکله و به اطلاعات عمومی و فرهنگی بالائی نیاز داره. با اینحال من با یکی از طرفدارای ایتالیایی این خواننده آشنا شدم که تو این زمینه کمک زیادی بهم کرد
.
با این توضیحات میریم سراغ یکی از ترانه های معروف باتتیاتو که مشکل درک مفهومش از همون تیترش شروع میشه: « مرکز جاذبه پایدار»!
این عبارت رو باتتیاتو از فلسفه جرج ایوانویچ گوردیف (George Ivanovich Gurdjieff) گرفته که عقاید معنویش تاثیر زیادی تو زندگی باتتیاتو و از جمله این ترانه داشته. با گوش کردن این ترانه همچنین متوجه علاقه باتتیاتو به استفاده از اشعار و ریتم آهنگهای معروف تو ترانه هاش میشید
.
دریافت ترانه Centro Di Gravità Permanente

Una vecchia bretone
یک پیرزن برتونی (ناحیه ای در شمال فرانسه)
con un cappello e un ombrello di carta di riso e canna di bambù.
با کلاه و چتری ساخته شده از کاغذ برنج و نی بامبو
Capitani coraggiosi
کاپیتانهای شجاع (اشاره به رمانی از Rudyard Kipling)
furbi contrabbandieri macedoni.
قاچاقچیان مکار مقدونی
Gesuiti euclidei
یسوعی (عضو انجمن عیسی در روم باستان) اقلیدسی
vestiti come dei bonzi per entrare a corte degli imperatori
لباس پوشیده مانند راهبان بودائی برای ورود به بارگاه امپراطوری
della dinastia dei Ming.
از سلسله مینگ
Cerco un centro di gravità permanente
در جستجوی مرکز جاذبه پایدار هستم
che non mi faccia mai cambiare idea sulle cose sulla gente
که هیچگاه اجازه نمیدهد عقایدم درباره چیزها و مردم را تغییر دهم.
avrei bisogno di...
محتاجم به...
...
Over and over again
برای چندین و چند بار
Per le strade di Pechino erano giorni di maggio
در خیابانهای پکن روزهای ماه می بود
tra noi si scherzava a raccogliere ortiche
با جمع کردن گزنه (گیاهان تیغ دار) خوش میگذراندیم
Non sopporto i cori russi
خوانندگان روسی برایم قابل تحمل نیستند
la musica finto rock la new wave italiana il free jazz punk inglese
(همچنین) موسیقی مصنوعی راک، موج نو ایتالیایی، جاز ازاد پانکی انگلیسی
Neanche la nera africana.
حتی (موسیقی) سیاه آفریقائی
...
"Doo doo wah wah"...
you are a woman in love
baby I need your love
I want your love
over and over again
تو زن عاشقی هستی
عزیزم به عشقت محتاجم
عشقت را میخواهم
برای چندین و چند بار
A-weema-weh, a-weema-weh,
(ریتمی گرفته شده از یک ترانه قدیمی آفریقای جنوبی در سال 1961 به نام
"شیر امشب میخوابد")
baby come into my life
I want to give you my soul...
عزیزم به زندگیم پا بگذار
میخواهم روحم را به تو ببخشم...
بین تموم رنگهای ایتالیایی، به نظر میرسه رنگ سفید، که مجموع تمام رنگهاست، بیشتر از رنگهای دیگه تو اصطلاحات روزمره مردم به کار میره. بیائید چندتا از این اصطلاحات رنگارنگ رو با هم مرور کنیم![]()
Andare in bianco
به هیچ جائی نرسیدن و دور خود چرخیدن
Casa Bianca
کاخ سفید
Far vedere bianco per nero
فریب دادن و گمراه کردن
Magia Bianca
جادوی سفید. جادوئی که نیت انجام دهنداش خیر باشه.
Mangiare in bianco
فقط غذای سفید خوردن. مثل نون، پاستا، مرغ و برنج و پرهیز از غذاهای سرخ کردنی یا دیر هضم. معمولا به افرادی که مشکل هاضمه دارن این نوع رژیم توصیه میشه.
Matrimonio in bianco
عروسی سفید. به عروسی نیمه تموم گفته میشه یا حتی به یه ازدواج ناموفق
Morti bianche / Omicidi bianchi
مرگ سفید. به کارگرائی میگن که زندگیشونو به خاطر کارشون از دست دادن. مثلا در نتیجه یه جراحت یا کار تو شرایط خطرناک و نامطمئن.
Passare dal bianco al nero
از سفید به سیاه رفتن. منظور عوض کردن موضوع هست.
Passare una notte in bianco
شبی رو با بی خوابی گذروندن
Prendere bianco per nero
سفید رو سیاه گرفتن. یعنی موضوعی را اصلا متوجه نشدن
Settimana bianca
آخر هفته سفید. یه هفته برفی. بیشتر تو تفریگاههایی که بخاطر بارندگی برف، اسکی تعطیل میشه بکار میره.
Scheda Bianca
برگ سفید. پرونده خالی (scheda nulla)، بیشتر برای رای سفید، زمان انتخابات به عنوان اعتراض بکار برده میشه.
اینم ترانه « به قلبت گوش کن » از لورا پاوزینی (Laura Pausini)، تقدیم به ندای عزیز. ![]()

Ehi adesso come stai?
هی، الان چطوری؟
Tradita da una storia finita
فریب خورده از داستانی که به آخر رسیده
E di fronte a te l'ennesima salita.
و جلوت راههای سخت بیشمار
Un po' ti senti sola,
کمی احساس تنهایی میکنی
Nessuno che ti possa ascoltare,
هیچکس نیست که بتونه بهت گوش بده
Che divida con te i tuoi guai,
و مشکلاتت رو باهات قسمت کنه
Mai! tu non molare mai!
هرگز! تو هیچوقت خورد نمیشی!
Rimani come sei,
همینطور که هستی بمون
Insegui il tuo destino,
سرنوشتتو دنبال کن
Perch tutto il dolore che hai dentro
چون تموم دردی که درونت داری
Non potrai mai cancellare il tuo cammino
هیچوقت نمیتونه سد راهت بشه
E allora scoprirai
و حالا کشف میکنی
Che la storia di ogni nostro minuto
که داستان هر دقیقه ما
Appartiene soltanto a noi.
تنها به ما تعلق داره
Ma se ancora resterai,
اما اگه هنوز موندی
Persa senza una ragione
بی دلیل گم شو
In un mare di perch
تو دریایی از "چرا"
Dentro te ascolta il tuo cuore
درونت به قلبت گوش کن
E nel silenzio troverai le parole.
و تو سکوت کلمات رو پیدا میکنی
Chiudi gli occhi e poi tu lasciati andare,
چشماتو ببند و برو
Prova a arrivare dentro il pianeta
سعی کن به سیاره قلبت برسی
difficile capire
فهمش مشکله
Qual la cosa giusta da fare
انجام چه کاری درسته ؟
Se ti batte nella testa un'emozione.
اگه حسی به سرت ضربه زد
L'orgoglio che ti piglia,
غروری که تو رو میگیره
Le notti in cui il rimorso ti sveglia
شبهایی که پشیمونی و حسرت بیدارت میکنه
Per la paura di sbagliare,
واسه ترس از اشتباه کردن
Ma se ti ritroverai
اما اگه خودتو پیدا کنی
Senza stelle da seguire
بدون دنبال کردن ستاره
Tu non rinunciare mai
هیچوقت تسلیم نمیشی
Credi in te! Ascolta il tuo cuore!
بخودت اعتماد کن! به قلبت گوش کن!
Fai quel che dice anche se fa soffrire.
کاری رو که میگه انجام بده حتی اگه رنجت بده
Chiudi gli occhi e poi tu lasciati andare,
چشماتو ببند و برو
Prova a volare oltre questo dolore.
سعی کن رو این درد پرواز کنی
Non ti ingannerai
خودتو فریب نخواهی داد
Se ascolti il tuo cuore,
اگه به قلبت گوش بدی
Apri le braccia fino quasi a toccare
دستاتو باز کن تا به آغوش بکشی
Ogni mano, ogni speranza, ogni sogno che vuoi
هر دست، هر امیدی و هر رویایی رو که میخای
Perch poi ti porter fino al cuore di ognuno di noi.
چون بعد اون تو رو تا قلب هریک از ما میبره
Ogni volta, che non sai cosa fare,
هر موقعیکه نمیدونی چیکار کنی
Prova a volare, dentro il pianeta
سعی کن پرواز کنی داخل سیاره قلب
Tu tu prova a volare
تو، تو سعی کن پرواز کنی
Do do do dov' il pianeta
به سیاره قلبت
Tu tu tu dentro il pianeta
تو، تو، تو به داخل سیاره قلب
« یه بار من و همسرم به یه رستوران تو ونیز رفتیم. وقتی سفارش چای هلو دادم، پیشخدمت زد زیر خنده:
Un pesce - o - una pesca?
راستش از اون موقع دیگه میترسم برم رستوران سفارش ماهی بدم یا پاستا با pesche بخام!
آخه من ازکجا بفهمم که این کلمات رو باید با " ش " تلفظ کنم یا با " ک " ؟!»... ![]()

این دوستمون Te alla pesca (ته آللا پسکا) میخاست نه Te alla pesce (ته آللا پششه)! اما نمیدونست که اشتباه تو تلفظ sca با sce مثل تلفظ " ک " بجای " ش " هست که ممکنه معنی جمله رو کاملا تغییر بده!
تازه این دوستمون شانس اورده که تو شمال ایتالیا بوده چون اگه تو جنوب pesca (هلو) رو به جای "پسکا"، " پششا - pescia " تلفظ کنید، خیلی خیلی خیلی بد میشه. ![]()
تو جنوب ایتالیا کلمه pesce گذشته از ماهی به قسمت خصوصی بدن آقایون هم گفته میشه، اما شما میتونید همیشه وانمود کنید که اون معنی "ماهی" مد نظرتون بوده نه چیز دیگه. اما وقتی این کلمه مونث میشه (pescia) هیچ عذری قابل قبول نیست چون هیچ معنی دیگه ای بجز بخش خصوصی بدن خانوما نداره! ![]()

این موضوع منو یاد کلمه انجیر (Fico) انداخت. وقتی تو ایتالیا میخاید برید میوه فروشی انجیر بخرید یادتون باشه که این کلمه مذکره و به هیچ عنوان لفظ موئنثش(Fica) تو میوه فروشی کاربرد نداره و استفاده ازش باعث میشه همه ملت بهتون بخندن. ![]()
![]()
پس واجب شد یه مروری بکنیم:
Pesce (با صدای شین)=ماهی
Pescare (با صدای کاف)=ماهیگیری
Pesca (با صدای کاف)=هلو
Pesche (با صدای کاف)=هلوها
Pesco (با صدای کاف)=درخت هلو
قانون کلی اینه:
sc + a,o,u = اسکا، اسکو،اسکوو
sc + e,i = شه، شی
c + a,o,u =کا، کو، کوو
c + i,e =چه، چی
![]()
سنگ نوشته های ول کمونیکا (Val Camonica)
دره ول کمونیکا در ایتالیای شمالی بیشترین سنگ نوشته ها را در اروپا به خود اختصاص داده است. در این ناحیه چندین هزار کنده کاری روی سنگ، مربوط به ماقبل تاریخ کشف شده است که آن را به مکانی استثنایی برای تحقیق در مورد پیداش تمدن و هنر، در جوامع ماقبل تاریخ اروپا، مبدل کرده است.
سنگ نوشته ها و کنده کاریهای مربوط به این دوره در اغلب نقاط اروپا از جزایر بریتانیا تا اسپانیا، پرتقال و اتریش یافت شده اما کمتر مکانی به اندازه ول کمونیکا دارای منابع غنی از این گنجینه های باستانی است. این دره در شمال شهر برشیا (Brescia) در ناحیه لومباردی (Lombardy) واقع شده است.

بخش قدیمی شهر بولونیا
طی قرون وسطی و اوایل رنسانس، بولونیا (Bologna) مرکز مهم فرهنگ و آموزش بوده است. بام تمام ساختمانهای مربوط به قرون وسطی، در مرکز این شهر، سنگ فرش خیابانها و میادین، همگی به رنگ قرمز هستند. سن پتروئینو (San Petronio) کلیسای بسیار مهم شهر است که رو به میدان ماججوره (Piazza Maggiore) دارد و موزه های بلونیا محل نگهداری تابلوها و صنایع دستی اتروسکوئی (Etrusco) هستند.

میدان میکل آنجلو
یک کپی برجسته از مجسمه داوود ساخته میکل آنجلو در میان میدان میکل آنجلو (Piazzale Michelangelo) فلورانس قرار دارد. مجسمه اصلی در موزه Galleria dell'Accademia شهر نگهداری میشود و آرامگاه میکل آنجلو نیز در کلیسای سانتا کورچه (Santa Croce) که یکی دیگر از دینیهای شهر است، واقع شده.

خرابه های آتشفشانی در پمپی
در سال 79 بعد از میلاد، باران سنگهای آتشفشانی از آتشفشان وزویوس (Mount Vesuvius) به روی شهر پمپی بارید، به طوریکه شهر زیر هفت متر از سنگ و خاکستر دفن شد و تا قرن شانزدهم این شهر را از انظار مخفی ساخت.
یونگر (Younger) مورخ رومی که عمویش در فوران آتشفشان مرده بود، از دید شاهدان عینی مطالبی نوشته است که رکورد نادری در ثبت اتفاقات محسوب میشود.
برای امروز ترانه «ناپدید خواهم شد» از لوکا دریزو (Luca Dirisio) رو در نظر گرفتم که اولین بار تو سن رموی 2006 اجرا شد.

È difficile tenerti ancora qui
بیش از این نگه داشتنت اینجا سخته
Sei un fardello troppo grande da portare
واسه بردن بار خیلی سنگینی هستی
E io giuro che non posso farne a meno
و قسم میخورم که نمیتونم کوچکترین کاری انجام بدم
Il mio cuore ora no, non ce la fa
قلبم نه، نمیتونه اون کارو بکنه (تو رو نگه داره)
E non dico che hai sbagliato in qualche cosa
نمیگم که تو بعضی چیزا اشتباه داشتی
Perché tu mi hai dato tutto quel che hai
چون تو هرچی داشتی بهم دادی
E già so che piangerai, che piangerò
و از قبل میدونم که گریه خواهی کرد (و) گریه خواهم کرد
Ma che poi ti cercherò ovunque andrai
اما بعد دنبالت میگردم، هرجا که بری
E non stringermi così
اینطور منو نگه ندار
Chiudi gli occhi e pensaci
چشماتو ببند و بهش فکر کن
Io non voglio farlo per poi perderti.
نمیخام انجامش بدم(بغلت کنم) تا بعد تو رو از دست بدم
Sparirò, contaci
ناپدید میشم، روش حساب کن
Non saprai più dove sono
دیگه نخواهی فهمید کجا هستم
E capirai che con me
و خواهی فهمید که با من،
Non potevi andar lontano
(دیگه) نمیتونی جای دوری بری
E saprai dar di più
و خواهی فهمید بیشتر بدی
Trova un uomo che sia buono
(واسه) پیدا کردن مردی که خوب باشه
E che ti ami più di me
و (مردی) که بیشتر از من دوستت داشته باشه
Anche se io credo sia impossibile.
حتی اگه من فکر کنم که اون غیر ممکنه
È difficile tenerti ancora qui
بیش از این نگه داشتنت اینجا سخته
Sei un tesoro che non posso governare
گنجینه ای هستی که نمیتونم کنترلش کنم
E sai di donna, sai d'amore, sai di mare
درباره زن میدونی، درباره عشق، درباره دریا
Tutto quello a cui non posso rinunciare
درباره همه چیزائی که نمیتونم ازشون بگذرم
Ora devi andare via
حالا باید بری
Dì che è tutta colpa mia
بخاطر اینکه همه اش تقصیر منه
Ma dì al mondo che ti ho amata alla follia.
اما به دنیا بگو که دیوانه وار دوستت داشتم
…