تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا

 

 

چند وقت پیش بود که هوس کردم یه بار دیگه بشینم و فيلم پستچي (Il Postino) رو تماشا کنم، فیلمی در مورد شعر و شاعری، که مرگ ناگهانی ماسسيمو ترويزي، بازیگر محبوب ایتالیایی، اونم درست بعد از پایان فیلمبرداری این فیلم، اونو به یاد موندنی تر کرده .

بی اختیار یاد شعری افتادم که روبرتو بنینی (Roberto Benigni) بعد از مرگ ماسسیمو ترویزی (Massimo Troisi) براش سروده...

 

 

این دو دوستان صمیمی چندین ساله بودن. یه زوج کمدی، یکی از شمال ایتالیا و دیگری از جنوب. گذشته از فيلم « جز گريه كاري نمانده (Non ci resta che pinangere)»، اونا تو چندتا برنامه تلوزیونی هم باهم همكاري داشتند.

بنینی تو این شعر  از اصطلاحات ناپلی و تکیه کلامهای ترویزی استفاده کرده که سختی ترجمه رو دو چندان کرده. این بود که باز دست به دامن سیلویا و چند دوست اینترنتی دیگه شدم تا تو ترجمه این شعر کمکم کنن. ماحصلش اون چیزیه که در ادامه میبینید...

 

دریافت فایل صوتی

 

Non so cosa teneva "dint'a capa",
intelligente, generoso, scaltro,
per lui non vale il detto che è del Papa.
morto un Troisi non se ne fa un altro.
Morto Troisi muore la segreta
arte di quella dolce tarantella,
ciò che Moravia disse del Poeta
io lo ridico per un Pulcinella.

نميدانم چه در سر داشت،

هوشمندي، بزرگي، زيركي،

براي او، گفته پاپ ارزشي نداشت.

مرگ توريزي، مانند كس ديگري نبود.

مرگ توريزي مرگ اسرار بود،

(مرگ) هنر آن موسيقي لذت بخش.

آنچه (آلبرتو) موراويا درباره شاعر ميگويد،

من نيز به يك پولچينلا ميگويم.

 

La gioia di bagnarsi in quel diluvio
di "jamm, o' saccio, ‘naggia, oilloc, azz!"

era come parlare col Vesuvio, era come ascoltare del buon Jazz.
"Non si capisce", urlavano sicuri,
"questo Troisi se ne resti al Sud!"
Adesso lo capiscono i canguri,
gli Indiani e i miliardari di Holliwood!

لذت حمام كردن در آن بارش،

از "بيا بريم، ميدونم، لعنتي، اون اينجاست، تف!".

شبيه صحبت كردن با (آتشفشان) وزويو بود، شبيه گوش كردن به موسيقي خوب جاز.

آنها مطمئن فرياد ميزدند، "نمي فهميم"،

" بذار اين ترويزي تو جنوب بمونه!"

(اما) حالا كانگرو ها هم ميفهمند،

هندي ها و ميلياردرهاي هاليود!

Con lui ho capito tutta la bellezza
di Napoli, la gente, il suo destino,
e non m'ha mai parlato della pizza,
e non m'ha mai suonato il mandolino.
O Massimino io ti tengo in serbo
fra ciò che il mondo dona di più caro,
ha fatto più miracoli il tuo verbo
di quello dell'amato San Gennaro

با او شناختم تمام زيباييهاي،

ناپل، مردم و سرنوشتشان را.

او هرگز از پيتزا برايم نگفت،

و هرگز مندولين برايم نزد.

آه ماسسيمو، تو را نگاه ميدارم،

ميان عزيزترين چيزي كه دنيا به ما داده است.

سخن تو  معجزه اي بزرگتر ساخت،

از آن سن جننارویي  كه به آن عشق ميورزيم.

 

______________________________


d'int a capa = dentro la testa
jamm, o' saccio, ‘naggia, oilloc, azz! = andiamo, lo so, mannaggia, eccolo, cazzo

Pulcinella = بازیگر نمایشهای ایتالیایی (Commedia dell'Arte)

Vesuvio = آتشفشان معروف ناپل

Mandolin = سازرایج ناپل، شبیه گلابی با 3 یا 4 تار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

برای کسانی که به بیش از چند زبون صحبت میکنن، خیلی وقتا ، پیش میاد که بین دو زبون گیر میکنن و اونا رو باهم قاطی میکنن، و این موضوع باعث گیجی، خنده یا عصبانی شدنشون میشه!...

 

طبق معمول که داشتم تو انجمنهای خارجی پرسه میزدم، به یکی از این نوع خاطرات برخوردم. یه معلم انگلیسی زبان که ایتالیایی درس میده اینطور تعریف میکنه:

 

« امروز صبح داشتم تو فاروم، پستهای ایتالیایی رو میخوندم. تو همین عوالم، گوشه تصویر یه آگهی از شرکت راگو (Ragú) دیدم که قبلا به چشمم نخورده بود. آگهی عکس دوتا بچه رو نشون میداد و بالاش نوشته بود:

 

We use preservatives all the time...

 

از تعجب کم مونده بود ولو شم رو زمین! Preservativi تو ایتالیایی، جمع کلمه "کان دومه"! با خودم گفتم اینا چه اشتباهی کردن!... 

 

Preservative تو انگلیسی به معنی  جلوگیری کننده از فساد مواد غذائیه و اونا فکر کردن که جمعش میشه Preservativi. در حالیکه این کلمه جزو گروه Falsi amici، هست. یعنی کلماتیکه تو انگلیسی و ایتالیایی شکلهای مشابه اما معانی متفاوت دارن. اونا باید از Conservanti استفاده میکردن... 

من تو عوالم ایتالیایی/انگلیسی سیر میکردم و به معنی ایتالیاییش فکر میکردم نه انگلیسیش و این جمله اینطور به نظرم میومد:

 

We use /condoms/ all the time...

 

امیدوارم بچه ها اونقدر زود بالغ نشن که به چیزهایی از این قبیل نیازپیدا کنن! ... جمله ائیکه پائین تر نوشته بود، حتی منو گیج تر کرد:

 

...they're called lids. See how Ragú helps.

 

با خودم فکر میکردم این شرکت Ragú که مارک معروف سس ایتالیایی تو آمریکاست، تو بخش کنترل و تنظیم خانواده چیکار میکنه! همه اش به اگهی نگاه میکردم و میگفتم بهتره زودتر بهشون زنگ بزنم و اشتباهشونو بگم...»

امیدوارم شما زیاد دچار مشکلات اینچنینی نشید و زبونا رو باهم قاطی نکنید!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت فايل صوتي هفته چهاردهم

 

Enorme
خيلي بزرگ ، چشمگير، مهيب

Hai fatto uno sbaglio enorme.

اشتباه بزرگي مرتكب شديد

Ladro
دزد

Al ladro
آي دزد!

 

Sgomberare

تخليه كردن، پاك كردن

È stato emanato l'ordine di sgomberare la zona
دستور تخليه محوطه صادر شده

 

Quando
كي، چه وقت

Quando parti?
كي ميريد؟

 

Naturalmente
طبيعتا، البته

È naturalmente incline all'ozio
به طور طبيعي (فطرتا) تنبله

 

Dente
دندون

Mi è caduto un dente

يه دندونم افتاده

Deserto

بيابون، خالي، لم يزرع
Il teatro era quasi deserto
تئاتر تقريبا خالي بود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

یک روز ماهیگیری (قسمت اول)

 

پدری همراه با مارکو، پسر ازدواج کرده ش، میخوان برن ماهیگیری. اونا تو اتاق نشیمن نشسته ان و از تلوزیون فوتبال نگاه میکنند...

  

دریافت فایل صوتی مکالمات با سرعت کم

دریافت فایل صوتی مکالمات با سرعت عادی

 

Una giornata di pesca (1)

 

Padre: Hei, Marco, cosa ne dici di andare su al lago, sabato mattina per pescare un po’. Ho sentito che i branzini stanno veramente abboccando!

 

پدر: هی، مارکو، چی میگی اگه بریم دریاچه، صبح شنبه واسه یه کم ماهیگیری. شنیدم که ماهیهای خاردار واقعا عالی هستند.

 

Figlio: Mmm, non sono sicuro. Teresa mi vuole fare pitturare le imposte­finestra questo sabato. Che bel programma!

 

پسر: مم، مطمئن نیستم، ترزا از من میخاد پشت پنجره ایها را این شنبه رنگ کنم. چه برنامه ای!

 

Padre: Va’ bene, aspettiamo che il primo tempo sia finito così possiamo pensarci meglio. Sembra che qui possano segnare!

 

پدر: بسیار خب، صبر کنیم نیمه اول تموم بشه، اینطوری بهتر میتونیم فکر کنیم. به نظر میاد که اینجا میتونند امتیاز بگیرند!

 

Figlio: Okay. Mentre guardiamo cerco di escogitare qualcosa. Wow, guar­da quello! Ah, ha tirato fuori! Quello era un goal sicuro!

 

پسر: باشه. همینطور که نگاه میکنیم، میگردم راهی پیدا کنم. وای، اونو نگاه کن! آه، کشید کنار! بدون شک یه گل بود!

 

Padre: Questa gente è pagata abbastanza bene, da pensare che possano almeno controllare la palla! Esattamente nelle sue mani!

 

پدر: باندازه کافی به اینا پول میدن، فکر میکنی اونا میتوانند حداقل توپو کنترل کنن! درست تو دستاش بود.

 

Figlio: Non avrebbero dovuto mai lasciare andare via Bruni. Non era veloce, ma poteva sicuramente fare dei numeri da circo. Penso che chi­amerò Teresa e le dirò che tu mi stai facendo sentire in colpa a non andare sabato. Io potrei fare le imposte-finestra domenica.

 

پسر: نباید هیچوقت میذاشتن برونی بره. اون سریع نبود، اما مطمئنا میتونه تو سیرک کاری داشته باشه. فکر میکنم که به ترزا زنگ بزنم و بهش بگم که تو باعث شدی احساس گناه کنم و شنبه نمیتونم بیایم. میتونم پشت پنجره ایها رو یکشنبه انجام بدم.

 

Padre: Okay. E io verrò là e ti aiuterò. Posso portare il mio sabbiatore, che può dimezzare il tempo necessario. Forse tua madre potrebbe portare là un piccolo picnic per pranzo. E lei può anche dare un’ occhiata ai ragazzi.

 

پدر: خوبه. من اونجا میآیم و کمکت میکنم. میتوانم سندبلاست خودمو بیاورم، که زمان لازم رو نصف کنه. شاید مادرت بتونه غذای کوچکی واسه ناهار بیاره. و در ضمن اون میتونه چشمش به بچه ها هم باشه.

 

Figlio: Il programma mi piace sempre di più! Allora, sabato partiamo presto e vediamo se riusciamo ad essere sul lago prima degli altri. C’è solo un posto veramente buono, vicino alla punta, dove però, i pesci finiscono subito.

 

 

پسر: من این برنامه رو همیشه بیشتر دوست دارم! بسیار خب، شنبه اول وقت میریم و ببینیم که آیا میتونیم رو دریاچه از بقیه موفق تر باشیم. تنها یه جای واقعا خوب، نزدیک نقطه ایکه ماهیهاش زود تموم میشه وجود داره.

 

Padre: Per me va bene. Allora cosa ne dici di passarmi a prendere alle 5? Andando là possiamo fermarci per colazione alla vecchia Osteria del Pino.

 

پدر: واسه منم همینطوره. خب چطوره اگه بگم منو ساعت 5 بیدارکنی؟ سر راه میتونیم واسه صبحونه تو  مهمانسرای کاج قدیمی، توقف کنیم.

 

Figlio: Perfetto. E meglio andare a casa adesso. Si stà facendo tardi e voglio che Teresa sia di buon umore quando le dico della nostra gita. D’altra parte, la partita non sembra meriti di essere guardata! Salutami mamma — mi dispiace di non averla vista. Ci vediamo sabato.

 

پسر: عالیه. بهتره حالا برم خونه. داره دیر میشه و میخام ترزا تو مود خوبی باشد وقتی درباره سفرمون بهش میگم. از طرف دیگه، به نظر میاد بازی ارزش دیدن نداره! سلام منو به مامان برسون --- ببخشید که ندیدمش. شنبه میبینمتون .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

جدول شماره 7

 

 

1- ظاهری، بیرونی

2- پاشیدن، جاری ساختن

3- پایین تر، پست تر، پایین گذاشتن

4- فریب دادن حریف، فریفتن، اغفال کردن

5- بازی کردن

6- شعبه، قسمت

7- واگذاری، رها کردن، ترک کردن

8- دوشس، بانوی دوک

9- نمایش، اشاره کردن بر، ارائه

10- دایره، حلقه

11- پیش رفتن، اقدام کردن، پرداختن به

12- باهم

 

پاسخ جدول هفته قبل

 

برندگان جدول هفته گذشته عبارتند از:

 

 وحیده عزیز

     سارای عزیز

 

البته جا داره به مازیار عزیز هم تبریک بگیم که بجز یک مورد الباقی جدول رو درست حل کرده بود .

 

 

1- اداره كردن ومديريت

2- همراه بودن(با)، مصاحبت كردن(با)

3- پيشنهادكردن، توصيه وسفارش كردن

4- مخالف، معكوس، مقابل

5- تفاوت و اختلاف

6- دستياري و همدستي

7- چشمگيرونمايشي، دراماتيك

8- ماليخوليا

9- گردآوري وجمع آوري، كامپايل وترجمه

10- استدلال

11- نسبت دادن، اسنادكردن

12- معامله ومعاوضه،مذاكرات وگفتگوها

Amministrare
Accompagnare
Raccomandare
Contrapposto
Differenza
Assistenza
Drammatico
Malinconia
Compilazione
Ragionamento
Attribuire
Trattativa

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

CILS یا گواهینامه زبان ایتالیایی

 

 

بعضی از دوستان ایتالیایی رو محض تفنن و بالا بردن اطلاعاتشون یاد میگیرن. در حدی که وقتی به این il bel paese  سفر کردن، بتونن احتیاجات روزمره اشونو برآورده کنن. اما بعضی دیگه مثل دانشجوهای هنر، معلمها یا مترجمین، این زبان رو به طور جدی دنبال میکنن. واسه این دوستان اثبات توانایشون تو این زبان یه ضرورته .

 

برای گرفتن گواهینامه زبان ایتالیایی به عنوان یه زبون خارجی (Certificazione di Italiano come Lingua Straniera) باید بتونید از پس امتحانات CLIS بر بیائید.

این امتحان سالی دوبار در ماههاي ژوئن و دسامبر، تو دانشگاه دانشجویان خارجی شهر سی انا (Università per Stranieri di Siena) و تو بعضی از انستیتوهای خارج از کشور برگذار میشه.

 

 

این گواهینامه رو وزارت امورخارجه ایتالیا قبول داره و برای ورود به خیلی از دانشگاههای ایتالیایی یه ضرورت بشمار میاد .

 

این امتحان تو سطوح مختلف مبتدی، مقدماتی، متوسطه و پیشرفته موارد زير رو در نظر ميگيره:

 

1- شنوایی

2- خواندن و درک مطلب

3- استفاده از زبان ایتالیایی یا فوق زبان (metalanguage)

4- نوشتن

5- صحبت کردن

 

بسیاری از مدرسه های زبان ایتالیا از جمله مدرسه کمبریج  و کوینه (Koinè)، دوره های آموزشی این امتحان رو برگذار میکنن. این دوره ها شامل امتحانهای آزمایشی برای دستور زبان، مکالمه، نوشتن، متون ادبی و چندین هفته آموزشه. یه سر به سایت CLIS  بزنید تا اطلاعات بیشتری به دست بیارید .

 

امتحان CELI

 

 امتحان مشابه دیگه ای هم توسط دانشگاه دانشجویان خارجی شهر پروجا (Università per Stranieri di Perugia)، برگذار میشه به نام  CELI (Certificato di Conoscenza della Lingua Italiana)، که اونم تو پنج سطح، واسه دانشجویان خارجی برگذار میشه. این آزمایش بر اساس استانداردهای اتحادیه اروپاست و شرکت کنندگان باید قادر باشن تو هر وضعیت و موقعیتی حداقل ارتباط لازم رو برقرار کنن و شامل خوندن، نوشتن، گوش کردن و صحبت کردن میشه.

 

موسسه امتحانات زبان اروپا (Association of Language Testers in Europe) یا ALTE، به این امتحان از  ثبت نام گرفته، تا نمره دهی و مواد درسی،  نظارت کامل داره. این امتحان هم تو ماههای ژوئن و نوامبر برگزار میشه و دانشجویان فقط نمره قبول یا رد رو میگیرن.

 

من بالشخصه از وجود کلاسها یا برگزاری این دوره ها تو ایران بیخبرم. اگه کسی چيزي میدونه، ممنون میشم اطلاعاتشو در اختیار بقیه دوستان هم بذاره .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

  

خونه هاي ايتاليايي انواع مختلفي دارن از كوچيك بگير تا بزرگ. ويلاها و مكانهاي  (Palazzi)، باقي مونده از زمان رنسانس، كه عمدتا توسط پاپها، دوكها و تجار ثروتمند ساخته شده، خونه هاي كشاورزي (Case coloniche) تو منطقه توسكاني، خونه هاي كلبه اي تو آلپ و آپارتمانهاي مدرن تو شهرهاي بزرگي مثل رم، ميلان و ناپل.

 

 

اگه يادتون باشه، قبلا يادي از شهر آلبرو بللو (Alberobello) تو جنوب ايتاليا كرده بوديم كه كلبه هاي كله قندي سفيدش به نام I trulli، كه يادگار قرنها پيش هستند معروفه.

 

 

همچنين از پنج شهر Le Cinque terre تو سواحل آمالفيتانا (Costa amalfitana) براتون نوشته بودم. تو بقيه شهرهاي ساحلي ايتاليا هم خونه ها، روي دامنه تپه ها به طرف درياي مديترانه لم دادن.

مهم نيست چه خونه اي مد نظرتون باشه، اونچه تو همه اين خونه ها وجود داره، گرمي و مهمون نوازي ايتاليايهاست .

 

زنگمو بزن

Campanilismo كه از كلمه Campanile (برج ناقوس كليسا) گرفته شده، عبارتيه كه به وابستگي قومي و منطقه اي ايتاليايها اشاره داره. براي قرنها شبه جزيره ايتاليا، تركيبي از نواحي مستقلي بوده با لهجه ها، فرهنگها و علاقه منديهاي مخصوص به خودشون.

حتي امروزه هم ايتالياييها در درجه اول همديگه رو اول از محل تولد، بعد ناحيه و در آخر از شمالي يا جنوبي بودن شناسايي ميكنن .

 

La Casa Bianca

واسه يه مرد ايتاليايي خونه، قلعه اون محسوب ميشه. خونه جائيه كه دل اونجاست! ضرب المثلهاي زيادي در رابطه با خونه تو زبون ايتاليايي وجود داره. مثلا:

 

A casa del ladro non si ruba. خونه دزد رو دزد نميزنه.

Antonio è di casa. آنتونيو از خودمونه. مثل يه فرد از خانواده اس.

Tutto casa e famiglia. اشاره به اينكه فكر كن همه خونه ها، خونه خودت، و خانواده خودتن.

Non sapere neanche dove stia di casa. اشاره به كسي كه از كوچكترين چيز هم اطلاعي نداره.

metter su casa. اشاره به خونه ساختن و يه جايي موندگار شدن.

 

فقط دستپخت مامان

 

 

Casalinga به كدبانوي خونه ميگن و اصطلاحيه كه واسه يه دستپخت ساده و بي تكلف هم بكار ميره. رستورانهاي ايتاليايي واسه تبليغات از غذاشون به عنوان  la cucina casalinga به معني غذاي خونگي ياد ميكنن .

 

چندتا لغت درباره خونه

حالا كه صحبت خونه شد، بد نيست يه چندتا لغت در اين مورد هم ياد بگيريم :

 

آپارتمان

l'appartamento

گنجه و قفسه

l'armadio

آسانسور

l'ascensore

حمام

il bagno

اتاق خواب

la camera da letto

انبار و زيرزمين

la cantina

خونه

la casa

آشپزخونه

la cucina

پنجره

la finestra

تالار ورودي

l'ingresso

باغ

l'orto

ديوار

la parete

طبقه، كف زمين

il pavimento

در

la porta

اتاق غذاخوري

la sala da pranzo

پلكان

la scala

اتاق زير شيروني

la soffitta

سقف

il soffitto

اتاق نشيمن

il soggiorno

اتاق مطالعه

lo studio

پشت بام

il tetto

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

چند روز دیگه (13 و 14 آوریل) ایتالیائیها میرن که از بین غول رسانه های ایتالیا و شهردار سابق، یکی رو انتخاب کنن. برلسکنی (Berlusconi) یا ولترونی (Veltroni)؟... جواب شاید ولتروسکنی (Veltrusconi) باشه!

 

 

ولتروسکنی واژه ایکه که اولین بار تابستون گذشته توسط یه گرافیست ایتالیایی استفاده شد. با نزدیک شدن  تاریخ انتخابات، این نو واژه به مرور نه تنها تو ایتالیا، بلکه به رسانه های بین المللی هم راه پیدا کرد.

 

 

چهره والتر ولترونی (Walter Veltroni) 52 ساله، شهردار سابق رم و کمونیستی که شبیه یه پروفسور چروکیده اس رو با سیلویو برلسکنی دست راستی، نخست وزیر سابق که اوایل تو کشتیهای تفریحی آواز خونی میکرد و الان هم با جراحیهای متعدد  پلاستیک ، چهره 71 ساله خودشو 5۰ ساله کرده، ترکیب کنید، نتیجه اش میشه هیولایی به نام ولتروسکنی!  

هفته نامه نیوزویک (Newsweek) میگه، تنها راه نجات ایتالیا از رکود اقتصادی، ائتلاف بین این دو کاندید اصلیه، که البته اصلا محتمل به نظر نمیرسه .

 

اطلاعات بیشتر به نقل از خبرگزاری رویتر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

واسه امشب یه ترانه زیبا از گروه Blue که متن شعرشو تیتزیانو فرو (Tiziano Ferro) نوشته رو انتخاب کردم که امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

 

دریافت ترانه A chi mi dice

  

 

Sorriderai
E ti rivedo come sei
Incrocerai
Lo sguardo mio per poi dirmi addio
E mentirei
Se ti dicessi "ora vai"
Oramai… oramai

 

لبخند خواهی زد،

و دوباره میبینمت آنطور که هستی.

عبور خواهی کرد،

نگاهی به من خواهی انداخت و خواهی گفت خداحافظ.

و دروغ خواهم گفت،

اگر بگویم "حالا برو"،

همین حالا...همین حالا.


A chi mi dice
Che tornerai
Non credo oramai
Oh... a chi ti dice
Che sto male pensandoti
Tu sorridi voltandoti
Verso lui

 

به هرکس که به من میگوید،

که تو بازخواهی گشت،

دیگر اعتماد ندارم.

آه... به هرکس که به تو میگوید،

که فکرکردن به تو ناراحتم میکند.

تو لبخند میزنی، هنگام روی گرداندن،

به سوی او.

 

Indosserai
Sorrisi, allegria ma senza magia
Non piangerai
Perche' tu non riesci a perdere mai
Ma lo sai... (ma lo sai)
Ho perso tutto e tu non perdi mai
Oramai... oramai

 

خواهی پوشاند،

لبخندها و شادیها را، اما بدون معجزه،

گریه نخواهی کرد.

زیرا هرگز نمیتوانی بازنده باشی.

اما میدانی...(اما میدانی)،

من همه چیز را باخته ام و تو هرگز نباخته ای،

حالا دیگر...حالا دیگر.

....

 

Sorriderai
Nulla ha più senso, ora no
E girerò le città
Ma non ti scorderò
Come mai (oh no non mi odierai)
Io sto male pensandoti
Tu sorridi voltandoti
Verso lui

 

لبخند خواهی زد،

حالا دیگر، هیچ چیز حس و مفهومی ندارد.

در شهر خواهم گشت،

اما فراموشت نخواهم کرد.

هیچگاه (آه قصد نداری به من بگویی)

فکردن به تو ناراحتم میکند.

تو لبخند میزنی، هنگام روی گرداندن،

به سوی او.

...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

«ایتالیا»، یه ترانه آروم از آندرا بوچلی (Andrea Bocelli) خواننده نابینایه که همراه با ترومپت کریس بوتتی (Chris Botti) در وصف سرزمین مادریش خونده. ویدئوی این ترانه دوست داشتنی و آرامش بخش رو میتونیین از اینجا تماشا کنید .

 

 

دریافت ترانه Italia

 

E passione forte che mi fa soffrire per amore
Ogni volta che io mi allontano so
che noi ci apparteniamo ancora un po di piu.

اشتیاق شدیدی است که مرا بخاطر عشق رنج میدهد.

هر بار که به دوردستها میروم میفهمم،

که ما بیشتر به هم وابسته ایم.

 

La strada dove io bambino restero
Dentro a questi sogni di musica
Libero di vivere la vita che vorrei


راهیکه برآنم، کودک میماند،

درون این رویاهایی از موسیقی.

آزاد برای زندگی کردن زندگیی که میخواهم.

 

La mia musica e per te immenso amore mio
questa melodia nasce dentro me sempre piu
la nostalgia che ho di te amore e dolce terra mia


موسیقی من برای توست، عشق بزرگ من.

این ملودی همیشه درون من بیشتر رشد میدهد،

دلتنگیی که به تو ای سرزمین  دوست داشتنی و شیرینم دارم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

حرف V ميتونه حرف اول كلمه Victory (پيروزي) يا كلمه انتقام (Vendetta) باشه. اما  تو كلمه V-Day حرفیه كه احتمالا ممكنه درياي مواج سياست ايتاليا رو به آتيش بكشه !

 

  

بپپه گريلو، كمدين ايتاليايي، چهار ساله وبلاگ Blog di Beppe Grillo رو به روز ميكنه که يكي از وبلاگهاي پربيننده ايتالياست.

همه چي از اوايل سپتامبر شروع شد. روز 8 سپتامبر، اون از اين محيط مجازيش، گروه بزرگي رو رهبري كرد، تا روزي به نام V-Day رو جشن بگيرن. اينجا V به كلمه Victory  اشاره نميكنه. اين درحقيقت نشانگر عبارت Vaffanculo هست. يه عبارت عاميانه كه ترجمه مودبانه اش ميشه :"برو گمشو" !

 

 

اون تمام خوانندهاشو دعوت كرد كه بيان و سياست ايتاليا رو تو دستشون بگيرن. بيش از سيصد هزار ايتاليايي تو بيشتر از 200 شهر مختلف، به خيابونا ريختن و بيانيه ايي رو براي پاكسازي پارلمان ايتاليا و توقيف نمايندگان مجرم امضا كردن و خواهان محدود كردن نمايندگان به حداكثر دو دوره و انتخاب مستقيم قانون گذاران توسط مردم شدن.

اين موضوع نمايندگان رو به شدت شوكه و برآشفته كرد و حالا بپپه گريللو، خواسته يا ناخواسته رهبر توده بزرگي از شهروندان ناراضيه که از سياست بد سياستمدارانشون به تنگ اومدن .

 

V2-Day

 

 

اين راهپيمايي موفق، باعث شد كه مردم بيشتر رو خواسته هاي سياسي  و اصلاحاتي كه ميخان دقيق بشن و سطح خواسته هاي خودشونو بالا ببرن و از مقامات بالاتري خواستار پاسخ گوئي بشن.

تظاهرات (manifestazione) اينبار، جمعه 25 آوريل، كه تعطيل عمومي هست برگذار ميشه. يعني تقريبا دو هفته ديگه. اين روز  (La Festa della Liberazione) جشن روز آزادي ايتالياست كه همه ساله به ياد رهايي ايتاليا از دست آلمانها در سال 1945، برپا ميشه.

 

 

انتظار ميره كه راهپيمايي اين روز (Victory Day) بسيار باشكوه تر از روز (Vaffanculo) برگذار بشه. تو اين روز كه V2-Day ناميده شده، شعار اصلي مردم «آزادي اطلاعات تو يه كشور آزاد» (Libera Informazione in Libero Stato) خواهد بود...

 

اطلاعات بيشتر رو ميتونيد ازوبلاگ بپپه گريللو كه همزمان به زبون ايتاليايي و انگليسي نوشته ميشه، بدست بياريد .

آه كه چقدر دنيا كوچيكه و آسمون همه جا يه رنگه  !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 ترانه «مارگريتا» از ريكاردو كوچچانته (Riccardo Cocciante) رو هم تقديم ميكنم به آواي عزيز .

 

دريافت ترانه Margherita

 


Io non posso stare fermo
con le mani nelle mani,
tante cose devo fare
prima che venga domani...
E se lei già sta dormendo
io non posso riposare,
farò in modo che al risveglio
non mi possa più scordare.

نميتونم وايستم

و دست رو دست بذارم

كارهاي زيادي بايد انجام بدم

قبل از اينكه فردا برسه..

و اگه اون خوابيده باشه

نميتونم آروم بگيرم

کاری میکنم که وقتی دوباره بیدار بشه

نتونه منو فراموش كنه

 

Perché questa lunga notte
non sia nera più del nero,
fatti grande, dolce Luna,
e riempi il cielo intero...
E perché quel suo sorriso
possa ritornare ancora,
splendi Sole domattina
come non hai fatto ancora...

چونكه اين شب بلند

سياه تر از (رنگ) سياه نيست

ماه شيرين، بزرگ شو

و همه آسمونو پر كن...

واسه اينكه اون لبخندش،

بتونه دوباره برگرده

آفتاب فردا بتاب و بدرخش

طوريكه تا حالا نبودي...

 

E per poi farle cantare
le canzoni che ha imparato,
io le costruirò un silenzio
che nessuno ha mai sentito...
Sveglierò tutti gli amanti
parlerò per ore ed ore,

واسه اينكه بعدا بخونن،

ترانه هايي كه تو ياد گرفتي،

سكوتي درست كردم

كه هيچكس قبلا تجربه نكرده...

همه عشاق رو بيدار خواهم كرد

براي ساعتها حرف خواهم زد

abbracciamoci più forte
perché lei vuole l'amore.
Poi corriamo per le strade
e mettiamoci a ballare,
perché lei vuole la gioia,
perché lei odia il rancore,
poi con secchi di vernice
coloriamo tutti i muri,
case, vicoli e palazzi,
perché lei ama i colori,

محكمتر همديگه رو بغل خواهيم كرد

چون اون عشق ميخاد

بعد طرف خيابونا خواهيم دويد،

و  شروع به رقص خواهيم كرد.

چون اون لذت ميخاد

چون اون از خشم و غيض نفرت داره

بعد با سطلهاي رنگ

همه ديوارها رو رنگ ميكنيم

خونه ها، كوچه ها و ساختمونا رو

چون اون رنگها رو دوست داره

 

raccogliamo tutti i fiori,
che può darci Primavera,
costruiamole una culla,
per amarci quando è sera.
Poi saliamo su nel cielo
e prendiamole una stella,

همه گلهايي رو

(كه) بهار ميتونه بده، ميچينيم

تختي درست ميكنيم

تا شب به هم عشق بورزيم

بعد ميريم بالا تو آسمون

و يه ستاره ميچينيم

 

perché Margherita è buona,
perché Margherita è bella,
perché Margherita è dolce,
perché Margherita è vera,
perché Margherita ama,
e lo fa una notte intera.
Perché Margherita è un sogno,
perché Margherita è sale,
perché Margherita è il vento,
e non sa che può far male,
perché Margherita è tutto,
ed è lei la mia pazzia.
Margherita, Margherita, Margherita, Margherita
Margherita adesso è mia,
Margherita è mia...

چون مارگريتا خوبه،

چون مارگريتا قشنگه،

چون مارگريتا شيرينه،

چون مارگريتا واقعيه،

چون مارگريتا دوست داره،

و همه شب انجامش ميده

چون مارگريتا يه روياست،

چون مارگريتا نمكه،

چون مارگريتا باده،

و نميدونه كه ميتونه منو ناراحت كنه

چون مارگريتا همه چيزه،

و جنون منه.

مارگريتا، مارگريتا، مارگريتا، مارگريتا

مارگريتا حالا مال منه

مارگريتا مال منه

 

با تشکر از کمک وحید عزیز در اصلاح ترجمه برخی قسمتها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

تعداد ايتاليايهايي كه تو خونشون فقط يه تلفن دارن كم نيست. اغلب خانواده ها به بيش از يه تلفن احتياجي ندارن چون ايتالياييها ترجيح ميدن همديگه رو تو ميدون شهر يا رستوران ببين. از طرف ديگه چون نرخ ماليات رو telefonini (گوشيهاي موبايل) يك سوم، تلفن هاي ثابت هست، اكثر ايتالياييها موبايلو ترجيح ميدن .

 

اگه تو ايتاليا خواستيد تلفني بزنيد، يه راهش اينه كه يه گوشي موبايل اعتباري اجاره كنيد. از ساعت 8:30 شب به بعد هم قيمتها ارزونتر حساب ميشه. در عين حال ميتونيد از telefono pubblico (تلفن عمومي) هم استفاده كنيد. تلفنهاي عمومي ايتاليا يا سكه ايند، يا كارتي يا هردوش.

scheda telefonica  (كارت تلفن) رو ميتونيد از la tabaccheria (سيگار فروشي)  يا café (رستوران)، بخريد. اين كارتها معمولا 5 يا 10 يورو اعتبار دارن. وقتي يه telefono pubblico  پيدا كرديد،  گوشه سمت چپ، كارت رو كه مشخص شده ببريد و كارت رو بذاريد تو دستگاه. نمايشگر تلفن مبلغ اعتبار كارت رو نشون ميده. حالا شماره دلخواهتونو بگيريد.

 

 

كلمات زير اغلب تو مكالمات تلفني استفاده ميشن:

 

الو، سلام

Pronto

كي صحبت ميكنه؟

Chi parla?

]كارلو[ هست؟

C'è [Carlo], per favore?

خداحافظ

Arrivederla

 

اگه بخايد مثل يه ايتاليايي صحبت كنيد، توجه كنيد كه تو تلفظ اغلب كلمات، رو بخش ماقبل آخر بيشتر تاكيد ميشه. گاهي اوقات وقتي كسي رو با لقبش صدا ميزنيد، e آخر حذف ميشه، اما اين موضوع تغييري تو تلفظ بخش تاكيد شده نميده. مثلا Dottore كه ميشه مثلا Dottor Nardi يا Professore كه ميشه Professor Pace.

اگه قرار باشه تاكيد رو بخش صدادار آخر يه كلمه اعمال بشه، اين نكته با يه آكسان رو حرف مورد نظر نشون داده ميشه. مثلا: cioè (يعني، مثلا) يا città (شهر).

به طور كلي بخاطر بسپريد حروف e يا o تو قسمتي از كلمه هستن كه روش تاكيد ميشه و آكسان فقط در مورد چندتا كلمه يه بخشي استفاده ميشه تا اونا رو از كلمات مشابه اما با معني متفاوت، جدا كنه.

 

 

Bravissimo!، حالا ياد گرفتيد كه چطور تلفن بزنيد و با مردم صحبت كنيد. الان شما هم ميتونيد مثل اكثر ايتاليايها، در حاليكه موبايلو به گوشتون چسبونديد و تو خيابون راه ميريد، وقايع روزمره رو پشت تلفن تعريف كنيد، بدون اينكه نگران تلفظ كلمات ايتاليايي باشيد.

اما مواقعي پيش مياد كه طرف اونور خط متوجه حرفتون نميشه، در عين حال لازمه كه منظور خودتونو برسونيد، چون در غير اين صورت ممكنه بليطهاي شب افتتاحيه لا اسكالا (La Scala) رو از دست بديد !

تو اين مواقع ميتونيد از alfabeto fonetico (الفباي صوتي) استفاده كنيد.

 

Ancona, Bologna, Catania

""Alpha Bravo Charlie عبارتيه كه انگليسي زبونا زياد استفاده ميكنن. اين عبارت تو ارتش وقتي كه ارتباط دچار مشكل ميشه واسه بيان حروف ABC استفاده ميشه. پشت تلفن هم از اين عبارات واسه اسپل كردن كلمات استفاده ميشه.

تو ايتاليا اگه بخايد كلمه اي رو هجي كنيد، به طور معمول از اسم شهرها استفاده ميشه. البته ليست شهرها ثابت نيست، مثلا ميشه بجاي "Catania" از "Como"، "Capri" يا هر مكان شناخته شده ديگه اي استفاده كرد، مهم اينه كه از حروف و كلماتي كه باعث ايجاد اشتباه ميشه، دوري كرد.

 

ليست الفباي صوتي ايتاليايي:

A come Ancona
B come Bologna
C come Catania (Como)
D come Domodossola
E come Empoli (Enna)
F come Firenze
G come Genova
H come Hotel (acca)
I come Imola
J come jolly (جوكر ورق بازي)
K come Kursaal (kappa)
L come Livorno
M come Milano
N come Napoli
O come Otranto
P come Padova (Palermo o Pisa)
Q come Quadro
R come Roma
S come Savona (Sassari o Siena)
T come Torino
U come Udine
V come Verona (Venezia)
W come Washington (Wagner)
X come ics/xeres (xilofono)
Y come ipsilon (York o yacht)
Z come Zara (Zurigo o zeta)

چندتا مثال:

- Mi dispiace, non ho capito. Per favore, puo' dirmi il suo nome lettera per lettera usando le citta' d'italia? Per esempio, A come Ancona, B come Bari. Grazie.

 

- ببخشيد، متوجه نشدم. ميشه لطفا اسمتونو حرف به حرف با استفاده از شهرهاي ايتاليايي بگيد؟ مثلا، A مثل Ancona، B مثل Bari. ممنونم.

 

يا خلاصه تر:

- Puo' pronunciare/elencare il suo nome lettera per lettera per favore?

 

- ميشه لطفا اسمتونو حرف به حرف تلفظ كنيد؟

 

- Mi dice come si scrive il suo nome, per favore?

 

- بهم بگيد چطور اسمتونو مينويسيد، لطفا؟

 

بازم خلاصه تر:

Come si scrive?

چطور مينويسيدش؟

Mi fai lo spelling?

برام هجي ميكنيد؟

 

- Le sillabo il mio nome con le città

- اسممو با اسم شهرها هجي ميكنم...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت تلفظ جملات هفته سيزدهم

 

Incontro
ملاقات، ديدن و رويارويي

Che felice incontro!

چقدر ديدنت لذت بخشه!

 

Ispirazione

الهام، ايده خوب، پيشنهاد
Mi venne l'ispirazione di andare da lui.

من ايده خوبي واسه به ديدن اون رفتن داشتم

Vestito

لباس
Quanto hai pagato quel vestito?

واسه اون لباس چقدر پول دادي؟

Freddo

سرد
Gli occhi mi pizzicano per il freddo.

چشام از سرما ميسوزه.

 

Oramai

ديگه، حالا، الان
Oramai era troppo tardi.

ديگه خيلي ديره

Spettacolo

نمايش، ايفاي نقش
Ti è piaciuto lo spettacolo?

از نمايش خوشت اومد؟

Ricreazione

تفريح و سرگرمي، بازآفريني
Lo sport è una sana ricreazione.

ورزش سرگرمي خوبيه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

به تقاضای یاسمین عزیز رفتیم سراغ ترانه های ریکاردو کوچانته (Riccardo Cocciante). چندتا ترانه ازش گوش کردم که شعرهای قشنگی داشت. برای شروع ترانه « زيباي بي روح » رو انتخاب کردم، تا بعدها بریم سراغ ترانه های دیگه اش .

 

دریافت ترانه Bella senz'anima

 

 

E adesso siediti su quella seggiola,
stavolta ascoltami senza interrompere,
è tanto tempo che volevo dirtelo.
Vivere insieme a te è stato inutile,
tutto senza allegria, senza una lacrima,
niente da aggiungere ne da dividere,
nella tua trappola ci son caduto anch'io,
avanti il prossimo, gli lascio il posto mio.

 

حالا رو اون صندلي بشين،

ايندفعه بدون وقفه اي به من گوش بده،

مدت زياديه كه ميخام بهت بگم.

زندگي با تو بي فايده شده،

همه چيز بدون لذت، بدون يه اشك،

جز جدايي راهي براي ادامه نيست،

من هم تو دام تو افتادم،

حالا جامو به نفر بعدي ميدم.

 

Povero diavolo, che pena mi fa,
e quando a letto lui ti chiederà di più
tu glielo concederai perché tu fai così,
come sai fingere se ti fa comodo.
E adesso so chi sei e non ci soffro più,
e se verrai di là te lo dimostrerò,
e questa volta tu te lo ricorderai.
E adesso spogliati come sai fare tu,
ma non illuderti, io non ci casco più,
tu mi rimpiangerai, bella senz'anima.

بيچاره شيطان، دلم براش ميسوزه،

وقتي تو تخت، از تو بيشتر ميخاد

تو بهش اجازه ميدي چون اينكارو ميكني،

اگه خوشت بياد، ميدوني چطور نقش بازی كني.

حالا ميدونم كي هستي و ديگه تحمل نميكنم،

و اگه اينجا بيايي بهت نشون ميدم،

و ايندفعه يادت مياد.

و حالا برهنه ميشم مثل تو،

اما خودتو گول نزن، ديگه فريبتو نميخورم،

واسم گريه خواهي كرد، زيباي بي روح.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

 

«جنوب بزرگ» اسم ترانه قشنگيه كه ائوجنيو بنناتو (Eugenio Bennato) تو سن رموي امسال خونده. اين ترانه  گذشته از متن مشكلش، قسمتهائيش هم به زبون جنوب ايتاليا خونده شده كه از معنيش سر درنيوردم و ترجمه اش نكردم. موضوش مربوط به مردم جنوب ايتالياس كه با كشتي، به كشورهاي ديگه بلاخص آمريكا مهاجرت كردن و فرهنگ و زبون خودشونم تو قلباشون بردن .

 

دريافت ترانه Grande Sud

  

 

C’è una musica in quel treno, che si muove e va lontano.
musica di terza classe, in partenza per Milano.
c’è una musica che batte, come batte forte il cuore,
di chi parte contadino, ed arriverà terrone.

موزيكي تو اون قطار هست، كه حركت ميكنه و دور ميشه

موسيقي از (واگن) درجه سه، ميره سمت ميلان.

موزيكي هست كه ميكوبه، مثل قلبي كه محكم بزنه،
(قلب) كسي كه روستا رو ترك ميكنه و به جنوب برسه.

 

C’è una musica in quel sole, che negli occhi ancora brucia
nell’orgoglio dei braccianti, figli della Magna Grecia
in quel sogno di emigranti, grande come è grande il mare
che si porta i bastimenti,  per le Americhe lontane.
(E chi parte oggi pe’ turnare crai, e chi è partuto ajere pe’ un turnaremai).

موزيكي تو اون خورشيد هست، كه هنوزم تو چشمها رو ميسوزونه

تو وجود كشاوزا، پسران يونان بزرگ

تو اون روياي مهاجران، بزرگ مثل بزرگي دريا

كه كشتيها رو ميبره، به سمت آمريكاي دور.

...

 

Grande sud che sarà, quella anonima canzone
di chi va per il mondo, e si porta il sud nel cuore
Grande sud che sarà, quella musica del ghetto
di chi va per il mondo, e si porta il suo dialetto
(None none none none, Lieva la capa da lu sole
Ca t’abbruciarrai lu viso, Perdarrai lu tuo colore
None none none none, Piglia lu libro e va alla scola
Quando te ‘mpari a legge e a scrive, Tanto te ‘mpari a fa l’amore)

 

جنوب بزرگ كه ميشه، اون ترانه بي اسم

از اونيكه دور دنيا ميره، و جنوب رو تو قلبش ميبره

جنوب بزرگ كه ميشه، اون موسيقي زاغه نشينا

از اونيكه دور دنيا ميره، و زبون محليشو تو قلبش ميبره

 

C’è una musica nei sogni, di chi dorme alle stazioni
negli antichi sentimenti, delle nuove emigrazioni
c’è una musica nel viaggio, dalla terra di nessuno
di chi porta nel futuro, i tamburi del villaggio
(Zehey maro nandeha, Nandeha ny lefa jialy
Nmatsiaro anareo, Matsiaro antanana)

 

موزيكي تو روياهاست، (روياهاي) كسانيكه تو ايستگاهها ميخوابند

داخل احساسات كهنه، از مهاجرتهاي نو

موزيكي تو سفره، از سرزمين هيچكس

از كسي كه ميبردش به آينده، طبلهاي سفر

...

 

col suo ritmo maledetto,

E sarà quel racconto,
E sarà quella canzone, che ha a che fare coi briganti
E coi santi in processione,  che ha a che fare coi perdenti
Della civiltà globale,

Vincitori della gara, A chi è più meridionale.
(E chi parte oggi pe’ turnare crai, e chi è partuto ajere pe’ un turnaremai).

(Zehey maro nandeha, Nandeha ny lefa jialy
Nmatsiaro anareo, Matsiaro antanana)

(Muessi warire ure, muesi warire ja, muesi wala niripachungo)
(wash ddani ghir lsani ma bqit nawed tani
wash ddani ghir Imor ma bquit nawed sar).

 

با ريتم لعنتيش،

افسانه اي ميشه،

و ترانه اي ميشه، كه با راهزنا همدسته

و با قديسين همراهه. مشغوله با بازنده هاي

تمدن جهاني.

برنده نهايي، كسيه كه بيشتر جنوبيه

...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

جدول شماره 6

 

 به هیکلش نگاه نکنید، اونقدرها هم سخت نیست .

 

 

 

1- اداره كردن و مديريت

2- همراه بودن (با)، مصاحبت كردن (با)

3- پيشنهاد كردن، توصيه و سفارش كردن

4- مخالف، معكوس، مقابل

5- تفاوت و اختلاف

6- دستياري و همدستي

7- چشمگير و نمايشي،  دراماتيك

8- ماليخوليا

9- گردآوري و جمع آوري، كامپايل و ترجمه

10- استدلال

11- نسبت دادن، اسناد كردن

12- معامله و معاوضه ، مذاكرات و گفتگوها

 

پاسخ جدول هفته گذشته

 

هفته گذشته مصادف با تعطيلات ايام عيد بود و شركت كننده زيادي نداشتيم و متاسفانه كسي حل كامل جدول رو ارسال نكرد، هرچند لازمه از دوستان عزيزي مثل آقا وحيد و پروين خانم تشكر كنم كه بيش از 90 درصد جدول رو درست حل كردن .

 

 

1- عمل جراحی

Operazione

2-  عکسبرداری

Fotogrrafia

3-  نامحدود

Infinito

4-  چشم پوشی و صرف نظرکردن

Ignorare

5- شاهزاده

Principe

6-  یا

O

7-  مثبت

Positivo

8-  نتیجه

Risultato

9-  صنعت

Industria

10-  احساسات

Emozione

11-  حرف اول الفبا، به

A

12-   حساب کردن، اعتقاد داشتن

Ritenere

  

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اینم یه داستان ارزشمند (una storia che vale) تقدیم به علاقمندان لورا پاوزینی. امید که این دوستان هم رضایتشون جلب بشه

 

دریافت ترانه Una storia che vale

 

 

Che cosa ha lei che io non ho
Che cosa ha più di me.
Sto cercando una ragione, anche se alle volte sai non c'è.
Ero qui, eri qui,
ma poi non è andata sai propio così.

 

اون چی داره که من ندارم،

چی از من بیشتر داره.

دنبال یه دلیل میگردم، حتی اگه گاهی وجود نداشته باشه.

اینجا بودم، اینجا بودی،

اما نهایتا اونطوری نشد.

 

E una vita sola non può bastare,
per dimenticare una storia che vale.
nei tuoi occhi che mi stano a guardare, non dimenticare.
È dificile per me imparare a vivere
senza abbandonarmi al mio presente
inaspettatamente senza te.

یه زندگی تنها کافی نیست،

واسه فراموش کردن داستانی که ارزشمنده.

تو چشای تو که به من خیره شده، فراموش نکن.

واسم یادگیری زندگی سخته،

بدون تسلیم شدنم به زمان کنونی،

ناگهان بدون تو.

 

Ero qui. eri qui
parlare adesso non ha più senso, o forse si,
Perche una vita sola non può bastare
per dimenticare quanto si può amare
al tuo nome e alla tua voce pensare senza farmi male

اینجا بودم. اینجا بودی،

حالا حرف زدن معنی نداره، یا شایدم داشته باشه،

چون یه زندگی تنها کافی نیست،

واسه از یادبردن اندازه عشقی که یکی میتونه داشته باشه.

فکر کردن به اسم و صدات، بدون دلتنگ شدن.


E una vita sola non può bastare,
per dimenticare una storia che vale.
ogni minimo particolare, non dimenticare, non dimenticare
eh, eh, eh...

che cosa ha lei che io non ho ero qui.
che cosa ha più di me eri qui.

 

یه زندگی تنها کافی نیست،

واسه فراموش کردن داستانی که ارزشمنده.

کوچکترین چیزو، فراموش نکن، فراموش نکن

اه....

اون چی داره که من ندارم، اینجا بودم.

چی از من بیشتر داره، اینجا بودی.

 

sto cercando una ragione,

 parlane adesso non ha più senso o forse si.
Perche una vita sola non può bastare
per dimenticare come si può amare
quanto sole che si può atravesare senza farci male

دنبال یه دلیل میگردم،

حالا حرف زدن معنی نداره، یا شایدم داشته باشه.

چون یه زندگی تنها کافی نیست،

واسه از یادبردن عشقی که یکی میتونه داشته باشه

چند تا خورشید  رو میتونید رد کنیم، بدون ناراحت کردن هم.

 

Perche una vita sola non può bastare,
per dimenticare ogni paricolare,
nei tuoi occhi che mi stano a guardare.
non dimenticare, una storia che vale
eh, eh, eh...

 

چون یه زندگی تنها کافی نیست،

واسه فراموش کردن هر جزء،

تو چشای تو که به من خیره شدن.

فراموش نکن، داستانی رو که ارزشمنده

اه....

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اینم ترانه « طلوع پاک Alba Chiara  » واسه طرفدارای واسکو روسسی .

 

دریافت ترانه Alba Chiara


Respiri piano per non far rumore, ti addormenti di sera,
ti risvegli col sole, sei chiara come un'alba, sei fresca come l'aria.
Diventi rossa se qualcuno ti guarda,
sei fantastica quando sei assorta dei tuoi problemi, dei tuoi pensieri...


Ti vesti svogliatamente, non metti mai niente che possa attirare attenzione,
un particolare, solo per farti guardare...

 

تو، توشب خوابیدی، آروم نفس میکشی تا صدایی درنیاد،

با خورشید بیدار میشی، مثل طلوع خورشید پاکی، مثل هوا تازه ای.

خجالت میکشی و سرخ میشی اگه کسی نگات کنه.

فوق العاده ای وقتی تو مسائل و تو افکارت غرق میشی...

 

به لباس پوشیدنت بی توجهی، هیچوقت چیزی نمیپوشی که توجه کسی رو جلب کنه، به عبارت بهتر، فقط واسه دیدن خودت...

...

 

E con la faccia pulita cammini per strada mangiando una mela,
coi libri di scuola, ti piace studiare, non te ne devi vergognare...
E quando guardi con quegli occhi grandi, forse un po' troppo sinceri,
si vede quello che pensi, quello che sogni.
Qualche volta fai pensieri strani, con una mano ti sfiori,

tu, sola, dentro la stanza e tutto il mondo fuori.

با صورت تمیز، درحال خوردن سیب، تو خیابون قدم میزنی.

با کتابهای مدرسه، درس خوندنو دوست داری، نباید خجالت بکشی...

و وقتی با اون چشمهای بزرگ نگاه میکنی، ممکنه بیشتر بی ریا جلوه کنی،

اون میبینه چی فکر میکنی، چی تو نظرته.

گاهی وقتا افکار غریبی داری، با یه دست خودتو لمس میکنی،

 تو، تنها، داخل اتاق و همه دنیا بیرون.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

دونستن تفاوتهای فرهنگی، نقش مهمی تو یادگیری یه زبان داره که اغلب معلمها بهش توجهی نمیکنن. شما باید زبونی رو که در حال یادگیریش هستید به همون سبک و سیاقی که تو کشور مقصد صحبت میشه، یاد بگیرید نه اینکه فقط قادر باشید، جملاتی رو که تو زبون خودتون میگید به اون زبون ترجمه کنید !

 

موضوعات زیادی هست که اگه به تفاوتهای فرهنگی توجه نداشته باشید ممکنه برای شما و طرف صحبتتون گیج کننده باشه. این تفاوتها در نحوه سلام و خداحافظی، مصاحبه های شغلی، معذرت خواهی، دادن و گرفتن هدیه، زمان صرف غذا و... خودشو نشون میده .

 

بیایید یه مثال بزنیم. دوتا دوست میخان خداحافظی کنن. بین خودمون اینکار اغلب خیلی سریع و کوتاه انجام میگیره اما تو ایتالیا موضوع به این راحتیها نیست :

 

Stephano: A domani, ciao!
Pietro: Ciao, senti, non dimenticare!
Stephano: No, no. Volevi che faccio un salto da Tonio?
Pietro: Si, se puoi darlo un consiglio sarei grato.
Stephano: Va bene, allora salutami tua moglie.
Pietro: E la tua. Buon divertimento.
Stephano: Ciao, a domani.
Pietro: Ciao.

 

استفانو: تا فردا، خداحافظ !

پیترو: خداحافظ، گوش کن، یادت نره ا!

استفانو: نه، نه. میخوای که به تونیو سلام برسونم؟

پیترو: آره، اگه بتونی نصیحتی بهش بکنی، ممنون میشم.

استفانو: باشه، به خانومت سلام برسون.

پیترو: تو هم همینطور، اوقات خوبی داشته باشی.

استفانو: خداحافظ تا فردا.

پیترو: خداحافظ.

 

تو ایتالیا خداحافظی تقریبا همیشه کش میاد.  در واقع وقتی یه ایتالیایی میگه خداحافظ، عموما همون موقع یه بحث جدیدی رو هم باز میکنه که بسته به خودمونی بودن ممکنه حالا حالاها طول بکشه! و موضوع دیگه سلام رسوندن به اعضای خانواده اس که یکی از ضروریات خداحافظی کردنه .

 

خلاصه اینکه تو یادگیری زبان به این تفاوتهای فرهنگی، توجه داشته باشید، تا از سوتفاهمهای احتمالی جلوگیری کنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اینم کتاب آموزش ایتالیایی در 16 درس همراه با تلفظ دروس، تقدیم به همه علاقمندان :

 

 

دریافت کتاب ایتالیایی در 16 درس (600 کیلو بایت)

دریافت تلفظ دروس (5 مگابایت)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت فایل صوتی درس شانزدهم

 

Sedicesima lezione:

Forme di cortesia

 

286. Grazie

287. Grazie mille

288. Prego

289. Molto gentile

290. Mi fa piacere

291. È molto buono

292. Non è molto buono

293. Era eccellente

294. È molto triste

295. È molto noioso

296. È molto interessante

297. Sono favorevole

298. Sono contrario

299. Il vostro paese è magnifico

300. La gente è molto ospitale

 

این آخرین درس از مجموعه یادگیری ایتالیایی در 16 درس بود که امیدوارم مورد استفادتون قرار گرفته باشه. سعی میکنم در اولین فرصت اونو به صورت ebook خدمتتون تقدیم کنم که استفاده ازش براتون ساده تر بشه .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت فایل صوتی درس پانزدهم

 

Quindicesima lezione:

Prenotazioni

 

265. Avete ancora una camera?

266. Una camera con un letto (una camera singola)

267. Una camera con due letti (una camera doppia)

268. Con bagno

269. Senza bagno

270. Ho prenotato una camera

271. Per una notte sola

272. Per tre giorni

273. Le occorre il mio passaporto?

274. Avete una pianta della città?

275. Avete il programma dei teatri e dei cinema?

276. L’opera?

277. Potrebbe indicarmi un ritrovo notturno?

278. Avete l’elenco dei musei?

279. Potrebbe procurarmi un biglietto?

280. In aeroplano

281. In battello

282. In traghetto

283. In treno

284. In torpedone

285. In teleferica

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اینم ترانه تنها از آدریانو چلنتانو به درخواست محسن عزیز

 

دریافت ترانه Soli

 

 

E' inutile suonare qui non vi aprirà nessuno,

il mondo l'abbiam chiuso fuori con il suo casino.

una bugia coi tuoi, il frigo pieno e poi, un calcio alla tivù,
solo io, solo tu.

 

زنگ زدن اینجا فایده ای نداره، هیشگی درو باز نمیکنه،

ما دنیای بیرون رو با شلوغیاش بستیم.

یه دروغ به خانواده، یخچال پر و بعدش فوتبال تلوزیون،

تنها من، تنها تو.

 

E' inutile chiamare non risponderà nessuno,

il telefono è volato fuori giù dal quarto piano,

era importante sai, pensare un poco a noi, non stiamo insieme mai,

ora sì, ora qui.

 

تلفن زندن فایده نداره، هیشگی جواب نمیده،

تلفن از طبقه چهارم پایین پرت شده،

واجب بود بدونی، کمی به هردومون فکر کنی، هیچوقت باهم نبودیم،

حالا چرا، حالا اینجا.

 

Soli la pelle come un vestito,
Soli mangiando un panino in due, io e te.
Soli le briciole nel letto,
Soli ma stretti un po' di più solo io, solo tu

 

تنها، پوست مثل لباس (برهنه)،

تنها، باهم خوردن یه ساندویچ، من و تو.

تنها، خرده نونا تو تختخواب،

تنها، اما کمی بیشتر چسبیده (نزدیکتر)، تنها من، تنها تو.

 

Il mondo dietro ai vetri sembra un film senza sonoro,

e il tuo pudore amando rende il corpo tuo più vero.

sei bella quando vuoi, bambina, donna e poi,

non mi deludi mai è così che mi vai.

 

دنیای بیرون پنجره، مثل یه فیلم بدون صداست،

و فروتنیت موقع عشقبازی بدنتو واقعی تر میکنه.

زیبا هستی وقتی میخوای، بچه، بانو و بعدش،

منو هرگز گول نمیزنی، به این خاطره که برام عزیزی  .

 

Soli lasciando la luce accesa,
Soli ma guarda nel cuore chi c'è, io e te.
Soli col tempo che si è fermato,
Soli però finalmente noi,
Solo noi, solo noi.

 

تنها، چراغو روشن گذاشتن،

تنها، اما تو قلب نگاه کن، من و تو هستیم.

تنها، با زمانی که متوقف شده،

تنها، اما نهایتا با هم،

تنها ما، تنها ما.

 

E' inutile suonare qui non vi aprirà nessuno,

il mondo l'abbiam chiuso fuori con il suo casino.

una bugia coi tuoi, il frigo pieno e poi, un calcio alla tivù,
solo io, solo tu...

 

زنگ زدن اینجا فایده ای نداره، هیشگی درو باز نمیکنه،

ما دنیای بیرون رو با شلوغیاش بستیم.

یه دروغ به خانواده، یخچال پر و بعدش فوتبال تلوزیون،

تنها من، تنها تو...

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

Pesce d'Aprile

 

 

مثل اغلب کشورهای دیگه، تو ایتالیا هم روز اول آوریل، روز دروغگویی و سرکار گذاشتن مردمه . تو کشور خودمونم چند سالیه این موضوع به اسم دروغ سیزده بدر مرسوم شده .

منشاء این رسم و رسوم مشخص نیست. تو این روز بچه های ایتالیایی  با کاغذ یه ماهی کوچیک (pesciolino) درست میکنن و با نوار چسبی، چیزی، دزدکی میچسبونن پشت همشاگردیشون. به اون بنده خدا میگن، ماهی آوریل ( pesce d'Aprile )، که منظورشون در واقع احمق ماه آوریل هست .

بچه ها به مسخره به هم میگن:

 

دیدی؟

کیو؟

احمق ماه آوریلو!

L'hai visto?

Chi?

Il pesce d'Aprile!

 

بعد کلی سر به سر طرف میذارن .

 

 

بزرگترها شوخیها و دروغهای جدی تری مطرح میکنن. مثلا میگن وزارت کشور اعلام کرده مریخی ها حمله کردن :

 

Sono sbarcati i marziani, chiudetevi tutti in casa

 

یا مثلا میگن فلان جا حراجی بدوئین تا تموم نشده :

 

Si distribuiscono soldi a tutti, andate in via Tal dei Tali al numero...

 

هر سال دروغها و شایعه های جدیدی اختراع میشه و افراد بیشتری گول میخورن. البته رسانه ها روز بعد شایعه ها و دروغها رو اعلام میکنن و بهترین مورد رو به عنوان Miglior Pesce d'Aprile  انتخاب میکنن. تا فراموش نکردم باید بگم که این روز یه نوع غذای مخصوص خودش رو هم داره به اسم Ravioli al pesce d'aprile.

 

با این توصیفات تو اول آوریل حواستونو جمع کنید که pesce d'Aprile نشید .

 

حالا چرا ماهی؟

دور تا دور ایتالیا رو آب گرفته. پس عجیب نیست اگه میبینید که ماهی تو فرهنگ ایتالیایها نفوذ زیادی کرده. بیایید چندتا ضرب المثل رو باهم مرور کنیم:

 

buttarsi a pesce

واسه ماهی شیرجه زدن. یعنی با شور حرارت کاری رو آغازکردن.

 

chi dorme non piglia pesce

هرکی خواب بمونه ماهی گیرش نمیاد. به عبارتی سحرخیز باش تا کامروا شوی!

 

i pesci grossi mangiano i piccini

ماهی بزرگ، کوچیکارو میخوره.

 

non sapere che pesci pigliare

ماهیگیری بلد نیست. به عبارت دیگه بلد نیست چیکار کنه .

 

pesce grosso

ماهی بزرگ به معنی شخص مهم و آدم کله گنده

 

trattare a pesci in faccia

اهانت و بدرفتاری کردن

 

un pesce fuor d'acqua

ماهی بیرون از آب

 

un pesce lesso

ماهی آب پز. به آدم اخمو و بد عنق میگن .

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت تلفظ جملات هفته دوازدهم

 

Incendio

آتش
L'incendio incenerì il granaio
آتش انبار رو به خاکستر تبدیل کرد.

 

Orologio
ساعت

Il mio orologio non cammina più
ساعت من دیگه کار نمیکنه

 

Alquanto
کمی، مقداری، مقدار مشخصی

Ne ho bevuto alquanto
کمی ازش خورده ام

 

Votazione
نمره، امتیاز

All'esame ha ottenuto un'ottima votazione
نمرات خوبی تو امتحان گرفت

 

Attenzione

توجه، مواظبت
Attenzione, è in arrivo il treno per Milano
توجه، قطار میلان داره میرسه

 

Tempo

زمان، روز، آب و هوا
Il tempo si è stabiliazzato
هواپایدار شده (آروم شده)

 

Entrata
ورودی

Una freccia indica l'entrata
یه فلش ورودی رو نشون میده

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت فایل صوتی درس چهاردهم

 

Quarrordicesima lezione:

L’uso del telefono

 

252. Vorrei telefonare

253. All’estero

254. Una comunicazione locale

255. Potrebbe riferire, per favore…

256. Le scrivo il numero

257. È il numero…

258. Il mio numero è il…

259. Mi dia la guida, per favore!

260. Non ho ancora la comunicazione

261. La comunicazione è stata interrotta

262. Un momento, per favore

263. Chiamerò più tardi

264. Potrebbe richiamare?

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

از اونجاییکه ترانه های سن رمو امسال حال منو بد میکنه، مجبورم بعد از اون حتما یه قرص چلنتانو بالا بندازم تا حالم بیاد سرجاش .

به مناسبت گرونیها و بحرانهایی که داشتیم و تو سال جدید هم بدترشو خواهیم داشت، این ترانه نسبتا قدیمی از آدریانو چلنتانو (Adriano celentano) رو براتون انتخاب کردم که امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره .

 

دریافت ترانه svalutation

 

 

Eh la benzina ogni giorno costa sempre di più
e la lira cede e precipita giù
svalutation, svalutation!

 

قیمت بنزین هر روز بالاتر میره،

و ارزش لیر ایتالیا سقوط میکنه.

ارزش پول رو برگردونین!

Cambiando i governi niente cambia lassù
c'è un buco nello Stato dove i soldi van giù
svalutation, svalutation!


عوض کردن دولت چیزی رو تغییر نمیده،

سوراخی تو کشور هست که پولا اونجا میره.

ارزش پول رو برگردونین!

Io amore mio non capisco perchè
cerco per le ferie un posto al mare e non c'è
svalutation, svalutation!

 

نمیفهمم چرا عشق من،

واسه تعطیلات دنبال جایی کنار دریا میگردم و نیست.

ارزش پول رو برگردونین!

Con il salario di un mese compri solo un caffè
gli stadi son gremiti ma la gente dov'è
svalutation, svalutation!

با حقوق یه ماه فقط میشه یه قهوه خرید،

استادیوم ها پره، اما مردم کجان.

ارزش پول رو برگردونین!

Mah,
siamo in crisi ma,
senza andare in là
l'America è qua.

اما،

ما توی بحرانیم، اما،

بدون اونجا رفتن،

آمریکا اینجاس.


In automobile a destra da trent'anni si va
ora contromano vanno in tanti si sa
che scontration, che scontration!

از سی سال پیش، تو ماشین از سمت راست میرونیم،

حالا همه برعکس میرن،

چه برخوردی، چه دعوایی!

Con la nuova banca dei sequestri che c'è
ditemi il valore della vita qual'è
svalutation, svalutation!

 

با توقیفات جدید بانکها،

به من بگو زندگی چقدر میارزه.

ارزش پول رو برگردونین!

Io amore mio non capisco perchè
tu vuoi fare il gallo poi fai l'uovo per me
sul lettation, sul lettation!

نمیفههم چرا عشق من،

میخوای خروس باشی بعد برام تخم مرغ درست میکنی،

رو تخت خواب!


Nessuno che ci insegna a non uccidere
si vive più di armi che di pane perchè
assassination, assassination!

هیشکی به ما نکشتن رو یاد نداده،

چرا بیشتر با اسلحه زندگی میکنیم تا با نون.

آدمکشی، آدمکشی!

 

Ma quest'Italia qua se lo vuole sa
che ce la farà
e il sistema c'è
quando pensi a te
pensa... anche un pò per me.

اما این ایتالیا میدونه اگه بخاد،

درستش میکنه،

و سیستم وجود داره.

وقتی به خودت فکر میکنی،

فکر کن ...یه کمی هم به من.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

ترانه هایی که تو سن رموی امسال اول و دوم شدن رو قبلا خدمتتون معرفی کردم. امشب میریم سراغ ترانه ای که مقام سوم رو اورد .

با مقایسه ترانه هایی که مقامهای فستیوال امسال رو به دست اوردن، شاید شما هم با من هم عقیده باشید که ترانه های انتخابی سال به سال بدتر و بدتر میشن. از صحبتهای خود ایتالیایها هم میشه حدس زد که خودشونم به این موضوع واقفند .

 

به امید اینکه سال بعد شاهد ترانه های قشنگتری باشیم میریم سراغ ترانه با این وجود زندگی مرا عوض کردی (Eppure mi hai cambiato la vita)، از فابریتزو مورو (Fabrizio Moro).

فابریتزو مورو پارسال تو بخش جوانان مقام اول رو به دست اورده بود و ترانه اشم متن نسبتا قشنگی داشت، اما امسال که به بخش بزرگان راه پیدا کرده بود نتونست چندان خودی نشون بده و با صدای گرفته اش کسی رو جذب کنه .

 

دریافت ترانه Eppure mi hai cambiato la vita

  


Le luci della notte mi fanno compagnia
چراغهای شب مرا همراهی میکند.


Sto in macchina da solo perché tu sei andata via
تنها در اتومبیل نشسته ام، زیرا تو رفته ای


E provo a immaginare il mio futuro senza te
و سعی میکنم آینده ام را بدون تو تصور کنم.


Come farò a ricominciare
چگونه شروع خواهم کرد،


Un’altra donna con un altro modo di fare
زن دیگری با یک روش دیگری.


Riabituarmi a mangiare a guardare un film a dormire insieme
(ناچارم) دوباره به خوردن، به فیلم نگاه کردن و باهم خوابیدن عادت کنم،


A non aver paura dei miei cattivi odori
به نترسیدن از بوهای بدم،


A sussurrare piano
به نجوای آهسته.


Gli amori vanno via
عشقها میروند،


Ma il nostro ma il nostro no
اما ما... اما ما نه.


Il tempo passa
زمان میگذرد،


Mentre aspetti qualcosa di più
در حالیکه برای چیزهای بیشتری انتظار میکشی،


Ma no rimette a posto niente
اما آن هیچ چیز را به جای خود نمیگذارد،


Se non lo fai tu
اگر تو خود نکنی.


E intanto ogni cosa se vuoi da sempre mi parla di noi
در این حین، هر چیزی همیشه با من از ما میگوید.


Stasera sei lontana
امشب دور هستی،


Mentre io penso a te
درحالیکه به تو فکر میکنم،


Eppure sei vicina a me
و هنوز نزدیک منی.


Non chiedermi perché
نپرس چرا،


Sarà che mi hai cambiato la vita
باشد که زندگیم را عوض کنی.


Sembra ieri
به نظر دیروز بود،


Eppure mi hai cambiato la vita
و هنوز زندگیم را عوض کرده ای.


Gli amori vanno via
عشقها میروند،


Ma i sogni ma i sogni no
اما رویاها... اما رویاها نه.


Alcuni non si avvereranno mai però
گرچه بعضی هیچگاه به حقیقت نمی پیوندند.


Immaginare è l’unica certezza che ho
تصور کردن، مسلما تنها چیزی است که دارم،


E questa solitudine che sento sarà
و این تنهایی که حس خواهم کرد،


Il prezzo per un po’ di libertà
بهایی است برای کمی ازادی.

...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

دو روز قبل (23 مارس)، تولد 63 سالگی فرانکو باتتیاتو (Franco Battiato) فیلمساز، آهنگساز، شاعر، خواننده و نقاش ایتالیایی بود. وقتی پیروز عزیز که کلی به سر من و این وبلاگ حق داره میگه که از ایشون هم ترانه بذاریم، خب، نمیشه گفت نه .

 

ترانه های باتتیاتو، رویایی، احساسی، بحث انگیز و پیچیده هستند و بسیار وابسته به فرهنگ ملل، علی الخصوص شرقی که درک بعضی از اشعارش برای خود ایتالیایی ها هم سخته. 

 

حقیقتش من چندان با این خواننده آشنایی نداشتم و این چند روزه چندتا از آهنگاشو گوش کردم که برام دلچسب بود. علی الحساب ترانه چشم انداز نوسکی رو براتون انتخاب کردم. ترجمه اش سخت بود، با اینحال امیدوارم تونسته باشم ترجمه قابل قبولی ارائه بدم. انشالا در آینده ترانه های دیگه ای هم ازش براتون میذارم .

 

دریافت ترانه Prospettiva Nevski

 


Un vento a trenta gradi sotto zero
بادی با سی درجه زیر صفر،

incontrastato sulle piazze vuote e contro i campanili
بی وقفه روی میدانهای خالی و برجهای ناقوس کلیسا،


a tratti come raffiche di mitra disintegrava i cumuli di neve.
توده های برف را مانند گلوله های مسلسل از هم میپاشید.

 

E intorno i fuochi delle guardie rosse accesi per scacciare i lupi
اطراف آتش نگهبانان ارتش سرخ برای دور نگه داشتن گرگها روشن،


e vecchie coi rosari.
و پیرزنی با تسبیح،


Seduti sui gradini di una chiesa
نشسته  روی پله های کلیسا.


aspettavamo che finisse messa e uscissero le donne
ما در انتظار تمام شدن مراسم عشای ربانی و بیرون آمدن زنان


poi guardavamo con le facce assenti la grazia innaturale di Nijinsky.
سپس تماشای زیبایی ساختگی نیجنسکی با چهره هایی پریشان.


E poi di lui si innamorò perdutamente il suo impresario
بعدها مدیر اپرا نا امیدانه،


e dei balletti russi.
 و از باله های روسی، عاشقش شد.


L'inverno con la mia generazione
زمستان با نسل زمان من.


le donne curve sui telai vicine alle finestre
بانوان خم شده روی قاب نزدیک پنجره.


un giorno sulla prospettiva Nevski per caso vi incontrai Igor Stravinsky
روزی  رو به چشم انداز نوه سکی تصادفا تو را دیدم، ایگور استراوینسکی.


e gli orinali messi sotto i letti per la notte

زیر تخت، ظرف ادار برای شب،


e un film di Ejzenstejn sulla rivoluzione.
و فیلمی در باره انقلاب از آیزنشتاین


E studiavamo chiusi in una stanza
و درس خواندن ما در اطاقی بسته.


la luce fioca di candele e lampade a petrolio
نور ضعیف شمعها و چراغهای نفتی.


e quando si trattava di parlare aspettavamo sempre con piacere
همیشه با شوق منتظر بودیم، زمانی که شروع به صحبت میکرد.


e il mio maestro mi insegnò com'è difficile trovare
و معلمم گفته بود چقدر سخت است پیدا کردن،


l'alba dentro l'imbrunire
سپیده دم در شبانگاه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

به علت سرگرمی ایام عید، سرگرمی این هفته یه کمی عقب افتاد . با عرض پوزش بابت تاخیر میریم سراغ جدول شماره پنج :

 

 

1- عمل جراحی

2- عکسبرداری

3- نامحدود

4- چشم پوشی و صرف نظرکردن

5- شاهزاده

6- یا

7- مثبت

8- نتیجه

9- صنعت

10- احساسات

11- حرف اول الفبا، به

12-  حساب کردن، اعتقاد داشتن

 

پاسخ جدول گذشته:

 

در مورد این جدول وحید عزیز توضیح دادن که ardore گرمی و حرارت احساسی هست و بهتر بود اونو "ذوق و شوق" معنی میکردیم و کلمه ormai هم  بیشترمعنی "دیگه" میده تا "هم اکنون".

در مورد کلمه اول که بحثی نیست و کاملا حق با وحیده. در مورد کلمه ormai هم من معادل انگلیسی اون by that time و by now رو ترجمه کرده بودم. در هر صورت از وحید عزیز بابت دقت و توجه اش ممنونم و امیدوارم منبعد شاهد اشتباهات کمتری باشیم .

 

 

1- هم اکنون، حالا، دیگه

 ormai

2- پوند، استرلینگ (واحد پول انگلستان)

 sterlina

3- ظرافت، زیبایی

eleganza

4- ماندن، استراحت کردن

 stare

5- نادر، کمیاب

 raro

6- چنین، بدین شکل

 cosi

7- ذوق و شوق

 ardore

8- حماسی، قهرمانانه

 eroico

9- فردا

 domani

10- خیابان، جاده

 linea

11- مه، غبار

 nebbia

12- روح، قلب

 anima

 

برندگان جدول قبل هم به ترتیب عبارتند از :

 

  سارای عزیز

      پروین عزیز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

برای امروز ترانه «دوست من  Il Mio Amico » از آنا تتنجلو (Anna Tatangelo) رو در نظر گرفتم که تو سن رموی امسال دوم شد.

 

دریافت ترانه Il Mio Amico

 

 

Il mio amico che non dorme mai di notte
دوست من كه هرگز در شب نميخابد،


Resta sveglio fino a quando da mattina
تا هنگام صبح بيدار ميماند.


Con il viso stanco e ancora di po’
با چهره اي خسته و هنوز كمي،


Di trucco lascia
آرايش، ميرود.


I sogni chiusi dentro ad un cuscino
(با) روياهايي كه دربالشی بسته شده.


Il mio amico ha molta luce dentro gli occhi
دوست من نور زيادي در چشمانش دارد،


Per guardare chi non c’è
براي ديدن كسي كه نيست.


Fa di tutto per assomigliarmi tanto vuole amare come me
همه كاري ميكند تا شبيه من شود، ميخواهد مانند من عاشق شود،


Ma poi si chiude dentro di sé
اما بعد درونش را ميبندد.


Il mio amico s’incammina per la strada
دوست من در خيابان قدم ميزند،


Fa un accenno e ti saluta col sorriso
توقفي ميكند و با لبخندي به تو سلام ميگويد.


Nel suo sguardo attento e un poco malizioso
در نگاه جذاب و كمي كينه توزش،


Per avvicinarsi trova mille scuse
براي نزديكتر شدن هزاران عذر و دليل پيدا ميكند.


Il mio amico avvolto dentro l’amarezza
دوست من در تلخي ميپيچد.


Mi fa tanta tenerezza
باعث ميشود بيشتر دلسوزي كنم.


Anche quando nasce l’alba più sicura
حتي زمان مطمئنترين طلوع،


Poi di notte gli regala la paura
در شب ميترسد.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشكلي هست،


Se ami un altro come te
اگر كس ديگري مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسيت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
يا شايد كمي قويتر.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشكلي هست،


Se ami un altro come te
اگر كس ديگري مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قويتر بزند،


Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده اي كه درونت هست، زندگي ميدهد...


Il mio amico cerca un nuovo fidanzato
دوست من به دنبال نامزد جديدي است.


Perché l’altro già da un pezzo l’ha tradito
زيرا دیگری مدتي است او را رها كرده.


Dorme spesso accanto a me dentro al mio letto
او اغلب درون تختم نزديك من ميخابد،


E si lascia accarezzare come un gatto
و ميخواهد مانند گربه دلجويي كند.


Il mio amico mi confida le sue cose
دوست من در مورد مسائلش به من اعتماد دارد،


Anche quelle che non sa
حتي آنهايي كه نميداند.


Poi mi guarda mentre spegne il suo sorriso
بعد در حالي كه لبخندش محو شده به من نگاه ميكند.


Spera sempre in quell’amore che non ha
هميشه به آن عشقي كه ندارد اميدوار است.


Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشكلي هست،


Se ami un altro come te
اگر كس ديگري مثل تو را دوست بدارم.


L’amore non ha sesso
عشق جنسيت ندارد،


Il brivido è lo stesso
لرزش (دل) همان است،


O forse un po’ di più
يا شايد كمي قويتر.


Nel cammino dell’amore
در راه عشق


Scende sempre quel dolore dentro te
هميشه دردي كه درونت است  تسكين ميابد.


C’è chi ti guarda con disprezzo
كسي هست كه با نفرت تو را نگاه ميكند،


Perché ha il cuore di un pupazzo dentro
زيرا  قلب عروسكي را در سينه دارد.


Se a chi dice che non sei normale
اگر به تو گفت كه عادي نيستي،


Tu non piangere su quello che non sei
بخاطر چيزي كه نيستي گريه نكن.


Lui non sa che pure tu sei
او نميداند كه تو،


Uguale a noi e che siamo figli dello stesso Dio
مانند مائي، كه فرزندان يك خداييم.

 

Dimmi che male c’è
به من بگو چه مشكلي هست،


Se ami un altro come te
اگر كس ديگري مثل تو را دوست بدارم.


Se il cuore batte forte
اگر قلبت قويتر بزند،

Dà la vita a quella morte che vive dentro te…
به مرده اي كه درونت هست، زندگي ميدهد...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 6:41 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت فایل صوتی درس سیزدهم

  

Tredicesima lezione:

Prestazioni di servizio

 

227. Potrebbe ripararmelo?

228. Potrebbe riempirmelo?

229. Potrebbe spedirmelo all’ospedale?

230. Potrebbe cambiarmelo?

231. Potrebbe riservarmelo?

232. Potrebbe annotarlo?

233. Vorrei farlo pulire

234. Vorrei farlo lavare

235. Vorrei spedirlo all’estero

236. Vorrei telefonare

237. Come devo fare per telefonare?

238. Come devo fare per telegrafare?

239. Come devo fare per cambiare valuta?

240. Potrei avere lenzuola pulite?

241. Potrei avere asciugamani puliti?

242. Potrei avere una salvietta pulita?

243. Potrei noleggiare una sedia a sdraio?

244. Potrei noleggiare un ombrellone?

245. Si spicci!

246. La chiave della mia camera, per favore

247. Mi tagli I capelli, per favore

248. Non troppo corti, per favore

249. La barba, per favore

250. Mi lavi i capelli, per favore

251. Mi lavi la testa e mi faccia una messa in piega, per favore

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 3:56 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دریافت تلفظ جملات هفته یازدهم

 

Disordine
بی نظمی، به هم ریختگی

Nella stanza c'era un gran disordine.
اطاق به هم ریخته بود . (در اتاق یک بی نظمی بزرگی بود).

 

Frattura
شکستگی، خرد شدگی،  پاره شدگی

Ha riportato la frattura della gamba destra.
پای راستش شکسته است. (در پای راستش شکستگی آورده است).

 

Sedia
صندلی

Mi porti una sedia.
میروی برایم یک صندلی بیاوری.

 

Massimo
ماکزیمم، حداکثر، بیشترین

È il massimo che posso fare.
حداکثر کاریه که میتونم بکنم.

 

Ape
زنبور عسل

L'ape si posa sui fiori.
زنبور عسل روی گلها نشسته است.

 

Posta

پست، نامه، اداره پست
Porta queste lettere alla posta.
این نامه ها را به اداره پست ببر.

 

Guaio

بدشانسی، بدبختی، فاجعه
Mi è capitato un grosso guaio.
یه بدشانسی بزرگ داشتم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 3:23 قبل از ظهر  توسط کاوه  |