تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا

 

 

دريافت ترانه Ti scatterò una foto از تيتزيانو فررو

 

 

Ricorderò e comunque anche se non vorrai
بخاطر خواهم آورد حتي اگر تو نخواهي.


Ti sposerò perché non te l' ho detto mai
با تو ازدواج خواهم كرد هرچند هرگز نگفته ام.


Come fa male cercare , trovarti poco dopo
چقدر جستجوي تو ناراحت كننده است، كمي بعد پيدا كردنت


E nell' ansia che ti perdo ti scatterò una foto…
و ميان اضطرابي كه تو را گم كنم، عكسي از تو خواهم گرفت...


Ti scatterò una foto…
عكسي از تو خواهم گرفت...


Ricorderò e comunque e so che non vorrai
بخاطر خواهم آورد حتي اگر تو نخواهي.


Ti chiamerò perché tanto non risponderai
صدايت خواهم كرد زيرا هيچ پاسخي نميدهي.


Come fa ridere adesso pensarti come a un gioco
فكر درباره تو، حالا باعث خنده ام ميشود، مانند يك بازي بود،


E capendo che ti ho perso
فهميدن اينكه تو را از دست داده ام


Ti scatto un' altra foto
عكسي از تو خواهم گرفت...


Perché piccola potresti andartene dalle mie mani
زيرا تو بسيار كوچكي و ميتواني از دستم بروي،


Ed i giorni da prima lontani saranno anni
و روزهايي كه قبلا دور بود، به سالها تبديل ميشود،


E ti scorderai di me
و تو فراموشم خواهي كرد.


Quando piove i profili e le case ricordano te
وقتي باران ميبارد، افق و خانه ها، تو را بخاطرم مياورد،


E sarà bellissimo
و بسيار زيبا ميشود،


Perché gioia e dolore han lo stesso sapore con te
زيرا شادي و غم، با تو طعمي يكسان دارد.


Io Vorrei soltanto che la notte ora velocemente andasse
حالا فقط ميخواهم شب سريعتر بگذرد،


E tutto ciò che hai di me di colpo non tornasse
و هرچيزي كه از من داري برود و بازنگردد.


E voglio amore e tutte le attenzioni che sai dare
عشق و تمام توجهاتي را كه ميداني چطور عرضه کنی را ميخواهم.


E voglio indifferenza semmai mi vorrai ferire
و اگر بخواهي مرا برنجاني، بي علاقگيت را ميخواهم.


E riconobbi il tuo sguardo in quello di un passante
نگاه تو را به غريبه اي تشخيص دادم،


Ma pure avendoti qui ti sentirei distante
اما حتي اگر كاملا كنارم بودي، حس ميكردم دور از مني.


Cosa può significare sentirsi piccolo
احساس حقارت چه معني ميتواند داشته باشد،


Quando sei il più grande sogno il più grande incubo
وقتي كه روياي بزرگ و بدترين كابوس مني.


Siamo figli di mondi diversi una sola memoria
كودكان دنياهاي متفاوتي هستيم، با خاطره اي يكسان،


Che cancella e disegna distratta la stessa storia
كه همان داستان را پاك ميكنند و ترسيم ميكنند.


E ti scorderai di me
و مرا فراموش خواهي كرد.


...


Non basta più il ricordo
خاطره ديگر كافي نيست،


Ora voglio il tuo ritorno…
حالا ميخواهم بازگردي...


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Il Festival della Canzone Italiana

 

پنجاه و هشتيمين فستيوال موسيقي ايتاليا معروف به سن رمو (Sanremo) از 29 فوريه تا اول مارس، يعني از 6 تا 11 اسفند، كارشو تو تئاتر آريستون (Ariston) شهر سن رمو شروع ميكنه كه بطور مستقيم ميتونيد اونو از شبكه Rai-Uno تماشا كنيد.

مجريان امسال اين برنامه پيپو بائودو(Pippo Baudo) و پي يرو كيامبرتتي (Piero Chiambretti) هستند.

 

 

 البته خانم بيانكا گواچرو (Bianca Guaccero) و آندرا اسوارت (Andrea Osvart) هم همراهيشون ميكنن.

 

 

34 خواننده تو بخش مسابقه فستيوال شركت دارن كه 20 تاشون تو گروه پيش كسوتها هستن و 14 تا شونم تو گروه جوانان. گذشته از اونا مهماناني هم در فستيوال حضور دارن كه بينشون كساني مثل كيلي مينوگ (Kylie Minogue)، مايكل بولتون (Michael Bolton) و گروه دورن دورن (Duran Duran) هم ديده ميشه.

 

دوشنبه نيمي از هر گروه ترانه هاشونو ميخونن و سه شنبه هم نيمه باقيمونده. تو اين دو روز 8 ترانه از گروه جوانان انتخاب ميشه. پنج شنبه همه 20 خواننده قديمي ترانه هاشونو ميخونن و مردم با SMS بهشون امتياز ميدن. روز جمعه هم 8 خواننده گروه جوانان دوباره ترانه هاشونو اجرا ميكنن و با راي تلوزيوني مردم و هيئت داوري امتياز دهي ميشن و نفر اول گروه جوانان انتخاب ميشه و نهايتا شنبه كه آخرين روز فستيوال هست، نفرات اول خواننده هاي پيشكسوت هم با توجه به راي تلوزيوني مردم و داوران انتخاب و معرفي ميشن.

 

لازم به ذکره که تمام ترانه ها برای اولین بار تو فستیوال خونده میشن و تا کنون هیچ جای دیگه منتشر نشدن.

 

اينم اسامي خواننده هاي شركت كننده واسم ترانه هاشون:

 

جوانان

خوانندگان قديمي

1. Ariel

Ribelle
2. Daniele Battaglia

Voce Nel Vento
3. Andrea Bonomo

Anna
4. Frank Head

Para Parà Rà Rara
5. Giua

Tanto Non Vengo
6. La Scelta

Il Nostro Tempo
7. Melody Fall

Ascoltami
8.Milagro

Domani
9. Rosario Morisco

Signor Sì
10. Francesco Rapetti

Come Un’amante
11. Valerio Sanzotta

Novecento
12. Sonhora

L’amore
13. Jacopo Troiani

Ho Bisogno Di Sentirmi Dire Ti Voglio Bene
14. Valeria Vaglio

Ore Ed Ore

1. Eugenio Bennato

Grande Sud
2. Loredana Berte’

Musica E Parole
3. Sergio Cammariere

L’amore Non Si Spiega
4. Toto Cutugno

Un Falco Chiuso In Gabbia
5. Gio’ Di Tonno E Lola Ponce

Colpo Di Fulmine
6. Finley

Ricordi
7. Frankie Hi Nrg

Rivoluzione
8. Max Gazze’

Il Solito Sesso
9. Gianluca Grignani

Cammina Nel Sole
10. L’aura

Basta!
11. Little Tony

Non Finisce Qui
12. Paolo Meneguzzi

Grande
13. Mietta

Baciami Adesso
14. Amedeo Minghi

Cammina Cammina
15. Fabrizio Moro

Eppure Mi Hai Cambiato La Vita
16. Anna Tatangelo

Il Mio Amico
17. Tiromancino

Il Rubacuori
18. Tricarico

Vita Tranquilla
19. Mario Venuti

A Ferro E Fuoco
20. Michele Zarrillo

L’ultimo Film Insieme

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

از امروز هر هفته براتون يه جدول كلمات ايتاليايي ميذارم تا با حل كردنش، هم سرگرم بشيد، هم چندتا لغت ياد بگيريد .

جدولها بسيار ساده هستند. اگه ايتالياييتون خوبه كه تو حل كردنش نبايد مشكلي داشته باشيد، اما اگه مثل من زياد وارد نيستيد، بازم جاي نگراني نيست، با كمك يه ديكشنري مثل بابيلون از روي شرح جداول سريع ميتونيد لغات ايتاليايي مترادف رو پيدا كنيد و از بينشون كلمه مناسب رو انتخاب كنيد .

اسامي پنج برنده اول با حل كامل جدول تو قسمت بعد اعلام ميشه. پس بهتره هميشه آنلاين باشيد و سعي كنيد زود جوابشو بنويسيد

 

با اين مقدمه ميريم سراغ جدول شماره يك:

 

1- واقعي

2- قهرمان

3- منطقه و سرزمين

4- اروپايي

5- فرض، فرضيه

6- پله كان و نردبان

7- نبرد كردن، رزم و پيكار

8- ارابه

9- نوشته و متن

10- پرواز

11- عزيز

12- عكسبرداري، فتوگرافي

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اين همه ترانه جديد ميذاريم، اونوقت سارا خانم مياد ميگه همه ترانه ها قديميه! بخدا از انتشار اين يكي چندماه بيشتر نگذشته. اميدوارم تا حدي راضيتون كنه .

 

 

اگه فكر ميكنيد به قيافه آنتونللو ونديتتي (Antonello venditti) 59 ساله،  نميخوره كه شعرهاي قشنگ بخونه، بياييد ترانه dalla pelle al cuore رو گوش كنيد شايد نظرتون عوض شه .

 

دريافت ترانه dalla pelle al cuore

 

 

Il sesso fa partire
l'amore fa torna da te
e dalla pelle al cuore
che adesso sto davanti a te

 

So che mi perdonerai

 

mi devi perdonare
so che tu ce la farai

 

e dalla pelle al cuore
che devo ritornare
senza più parole
senza farti male

 

e dalla pelle al cuore
e tu lo capirai
solo da uno sguardo
tu lo scoprirai

 

Non cerco comprensione
e lacrime che tu non hai
è stata un'emozione
che mi ha rubato l'anima

 

Dolcissimo mio amore
e non mi ha fatto vivere
si apre il tuo portone
e adesso sei davanti a me

 

e dalla pelle al cuore
che devo ritornare
senza più parole
senza farti male

 

e dalla pelle al cuore
e tu lo capirai
solo da uno sguardo
tu lo scoprirai

 

mi perdonerai
mi perdonerai
mi devi perdonare sai
mi perdonerai…

 

س ك س جدايي ميآورد،

عشق مرا به سوي تو باز گردانده.

و از جسم به قلبم است،

كه حالا روبرويت هستم.

 

ميدانم كه مرا خواهي بخشيد

 

بايد مرا ببخشي

ميدانم كه ميتواني اين كار را بكني

 

و از جسم به قلبم است،

كه به بازگشت مجبورم ساخته.

بدون هيچ كلمه اي،

بدون هيچ رنجشي براي تو

 

و از جسم به قلبم است،

و تو آن را درك خواهي كرد.

تنها با يك نگاه،

تو آن را خواهي فهميد.

 

به دنبال درك آن،

و اشكهايي كه نريخته اي نيستم.

احساسي است،

كه روحم را دزديده است.

 

عشق شيرين من،

اجازه زندگي به من نميدهد.

درب خانه ات باز شده،

و اكنون روبروي من هستي.

 

و از جسم به قلبم است،

كه به بازگشت مجبورم ساخته.

بدون هيچ كلمه اي،

بدون هيچ رنجشي براي تو

 

و از جسم به قلبم است،

و تو آن را درك خواهي كرد.

تنها با يك نگاه،

تو آن را خواهي فهميد.

 

مرا خواهي بخشيد.

مرا خواهي بخشيد.

ميداني، بايد مرا ببخشي.

مرا خواهي بخشيد...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت فايل صوتي درس ششم

 

Sesta lezione: Inizio della conversazione

 

109. Come si chiama?

110. Mi chiamo…

111. Piacere (di fare la sua conoscenza)

112. Di dov'è?

113. Vengo da…

114. Quanto tempo si ferma qui?

115. Sono qui in vacanza

116. Sono qui per affair

117. È la prima volta che vengo qui

118. Vorrei approfondire le mie conoscenze d'italiano

119. Come si dice (ciò) in italiano?

120. Mi faccia vedere!

121. Mi spieghi!

122. La invito a bere il caffè

123. Fuma?

124. Desidera mangiare qualcosa?

125. Desidera beree qualcosa?

126. Salute!

127. Buon appetite!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Non Siamo Soli

 

راستش ميخواستم درس جديد رو براتون بنويسم، ديدم اصلا حسش نيست ( اينروزا خيلي تنبل شدم ) واسه همين گفتم فعلا با اين آهنگ خودتونو سرگرم كنيد تا تو پست بعدي درسا رو ادامه بديم .

 

 

ترانه « ما تنها نيستيم » ترانه شاد و جديديه كه اروس راماتزوتي (Eros ramazzotti) و ريكي مارتين(Ricky martin) باهم خوندن و اجراش كردن. اين ترانه دو نسخه ايتاليايي و اسپانيايي داره كه در ادامه توجه شما رو به نسخه ايتاليايي اين تراته جلب مبكنم.

 

دريافت ترانه Non Siamo Soli

 


E' la voglia di cambiare la realtà,
ميلي است براي تغيير حقيقت،


che mi fa sentire ancora vivo
كه باعث ميشود احساس زنده بودن كنم.


E cercherò tutti quelli come me
و به جستجوي تمام افراد شبيه خود خواهم رفت،


che hanno ancora un sogno in più...un sogno in più
كه هنوز رويايي ديگر دارند...رويايي ديگر دارند.


Dentro un libro che nessuno ha scritto mai,
داخل كتابي كه هيچكس هرگز ننوشته،


leggo le istruzione della vita,
دستورالعملهاي زندگي را خوانده ام،


anche se so che poi non le seguirò,
حتي اگر بدانم كه از آنها پيروي نخواهم كرد.


farò ciò che sento...
آنچه احساس كنم انجام خواهم داد...


Oltre le distanze, noi non siamo soli
در دوردستها، ما تنها نيستيم


figli della stessa umanità
فرزندان همان بشريتيم


Anime viaggianti in cerca di ideali,
روحهاي مسافر در جستجوي ايده ها،


il coraggio non ci mancherà
كمبود شهامت نخواهيم داشت


Supera I confini di qualunque ideologia,
آنسوي مرز هر انديشه و طرز تفكري،


l'emozione che ci unisce in una grande idea
احساسی است كه ما را به خاطر يك عقيده بزرگ گرد هم مياورد.


Un altro mondo possibile c'è
دنياي ممكن ديگري هست،


E lo cerco anch'io e lo voglio anch'io come te...
و من نيز مانند تو به دنبال آنم و ميخواهمش...


Nelle pagine lasciate in bianco noi,
روي صفحات خالي،


diamo spazio a tutti I nostri sogni
ما به روياهايمان جا خواهيم داد.


nessuno mai il futuro ruberà,
هيچكس فردا را نخواهد ربود،


dalle nostre mani...
از دستان ما...


Oltre le distanze, noi non siamo soli
در دوردستها ما تنها نخواهيم بود،

 

senza più certezze e verità
بدون هيچ اطمينان و دانستن حقيقت


Anime confuse, cuori prigionieri
روحهاي سردرگم ، قلبهاي گرفتار


con la stessa idea di libertà...libertà
با همان ايده آزادي...آزادي


Oltre le distanze, non siamo soli
در دوردستها ما تنها نخواهيم بود.


l'incertezza non ci fermerà
شك و ترديد ما را متوقف نخواهد ساخت.


Supera I confini, non conosce geografia

آنسوي مرزها، جغرافي شناخته شده نيست،

 

l'emozione che ci unisce in una grande idea
احساسی است كه ما را به خاطر يك عقيده بزرگ گرد هم مياورد.


Oltre le distanze noi non siamo soli, sempre in cerca della verità
در دوردستها ما تنها نيستيم، هميشه به دنبال حقيقتيم


Anime viaggianti, cuori prigionieri,

روحهاي مسافر، قلبهاي گرفتار،

 

con la stessa idea di libertà
با همان ايده آزادي


Un altro mondo possibile c'è

دنياي ممكن ديگري هست،

 

e lo sto cercando insieme a te
و با تو آن را خواهم يافت


anch'io con te
من نيز با تو


Insieme a me
باهم و با من


E tu con me...
با تو با من...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

تو خونه ايرنه ( A Casa D'irene ) اسم يه ترانه قديمي و قشنگ ايتالياييه كه نيكو فيدنكو (Nico Fidenco)  سال 1965 اونو خونده. نيكو فيدنكو اسم هنري دومنيكو كولاروسسي (Domenico Colarossi) هست. خواننده، آهنگساز و بازيگر ايتاليايي كه سال 1933 تو رم متولد شده و بعد از بازي تو فيلم  « بالا تو آسمون (Su nel cielo-1960) » به شهرت رسيد.

حالا اگه ميخايد بدونيد تو خونه ايرنه چه خبره بياييد به اين ترانه از نيكو فيدنكو گوش بديم .

 

دريافت ترانه A Casa D'irene

 

 

I giorni grigi sono le lunghe strade silenziose
Di un paese deserto E senza cielo
روزهاي گرفته، جاده هاي ساكت طولاني،

از يه سرزمين بيابوني و بدون آسمون هستند.


A casa d’Irene si canta si ride
C’e gente che viene, c’e gente che va
A casa d’Irene botiglie di vino
A casa d’Irene stasera si va
تو خونه ايرنه، ميخونن و ميخندن

آدميايي كه ميان و آدمايي كه ميرن

تو خونه ايرنه، بطريهاي شرابه

اونا امشب به خونه ايرنه ميرن


Giorni senza domani e il desiderio di te
Solo quei giorni che sembrano fatti di pietra
Niente altro che un muro
Sormontato da cocci di botiglia
روزهاي بدون فردا و بدون اشتياقي در تو

روزهاي اينچنيني كه به نظر از سنگ ساخته شدن

هيچي بجز ديواري نيستند ساخته شده از

بطريهاي سفالي روي هم

 

A casa d’Irene si canta si ride …
تو خونه ايرنه، ميخونن و ميخندن...


E poi, ci sei tu a casa d’Irene
E quando mi vedi tu corri da me
Mi guardi negli occhi, mi prendi la mano
Ed in silenzio mi porti con te
بعدش تو، تو خونه ايرنه هستي

و وقتي منو ميبيني به سمتم ميدوئي

به چشمام نگاه ميكني، دستمو ميگيري

و در سكوت منو با خودت ميبري


A casa d’Irene si canta si ride …
تو خونه ايرنه، ميخونن و ميخندن...


Giorni senza domani e il desiderio di te
Nei giorni grigi io so dove trovarti
I giorni grigi mi portano da te
A casa d’Irene, a casa d’Irene
روزهاي بدون فردا و بدون اشتياقي در تو

تو اين روزاي گرفته ميدونم كجا پيدات كنم

روزهاي گرفته منو به سمت تو ميكشونه

به خونه ايرنه، به خونه ايرنه

 

A casa d’Irene si canta si ride …
تو خونه ايرنه، ميخونن و ميخندن...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

دوستداران فوتبال ايتاليا تو اين وبلاگ سهم كمي داشتن و بجز يه تاريخچه  و  سرود تيم ملي  فوتبال ايتاليا، چيز ديگه اي براشون نداشتيم. به عنوان جبران مافات ميريم سراغ ترانه ده، صد، هزار از گروه Brothers كه ترانه ايتاليايي منتخب فيفا تو سال 2005 بوده. يه ترانه تو سبك تكنو كه متن قابل توجهي نداره اما تا بخواي ريتم داره. اگه خواستيد ميتونيد اجرا زنده اشو از اينجا تما شا كنيد .

 

دريافت ترانه Dieci Cento Mille

 

 

Cosa mi aspettavo questo non lo so
نميدونم چه انتظاري داشتم


Strano questo mondo sogno
خواب ميبينم دنيا عجيبه


Ancora un pó
حتي بيشتر


Penso tutta notte a cosa non si sa
هر شب تو خونه فكر ميكنم (اما) نمي دونم


Cerco di svegliarmi adeso non mi va
سعي ميكنم بيدار بشم (اما) ميلي ندارم

Sogno solamente fantastiche poesie
فقط خواب اشعار فانتزي رو ميبينم


In un mondo pazzo e pieno di bugie
تو يه دنياي ديوانه و سرشار از دروغ


Vivo intensamente ogni piccola follia
هر ديونگيه كوچيكي رو به شدت زنده ميكنم


Vedo solo gente incapace di magia
فقط مردمي رو ميبينم كه قادر به جادو نيستند

Dieci cento mille mani che si alzano
ده صد هزاران دست كه بلند شدن

Poi si muovono quante sono non lo so
بعد حركت ميكنن، چقدر هستن، نميدونم


I protagonisti oggi siamo solo noi
طرفدارا امروز فقط مائيم

Vivi come vuoi e non fermarti mai
زنده ايم، هر چقدر بخواي و هرگز متوقف نميشيم.


 

Dove stiamo andando questo non si sa
كجا داريم ميريم چيزيه كه نميدونيم

Io scappo dai confini delle banalitá
من از مرزهاي پيش پا افتاده فرار ميكنم


Dieci cento mille ci manca ancora un pó
ده صد هزار كمه، حتي بيشتر


Io sono vicino al sole problemi non ne ho
من نزديك خورشيدم و  مشكلي ندارم


Vivo il mio momento in mezzo a tanti se
لحظاتمو بين خيليا زندگي ميكنم اگه


Mi chiedo se il destino ha deciso giá per me
از خودم بپرسم سرنوشت قبلا برام تصميم گرفته


Adesso sono sveglio e distinguo la realtá
حالا بيدارم و ميتونم حقيقت رو تشخيص بدم


Il mondo che volevo lo sto vivendo giá
دنيائي كه ميخواستو از قبل زنده اش كردم.

 

...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Motto per l'Italia

شعاري براي ايتاليا

 

مدتيه روزنامه Corriere Della Sera به صورت آنلاين اقدام به برپايي يه نظر سنجي كرده. اون از مردم خواسته كه با يه جمله و شعار وضعيت امروز ايتاليا رو بيان كنن.

از بين هزاران شعار پيشنهاد شده 15 جمله تا حالا بيشترين راي رو اوردن. اگه خواستيد جملات برتر رو ببينيد و احتمالا شما هم راي بديد، تا وقت باقيه يه سر به اينجا بزنيد .

 

 

چيزي كه برام جالب بود جملاتيه كه صدر نشين شدن. بعضيهاشون تعابير قشنگي بكار بردن كه فقط يه ايتاليايي ميتونه ازش سر دربياره، خب منم از ايتالياييها كمك گرفتم تا مفهوم اين جملات رو بهتر بفهمم و از شما هم دعوت ميكنم به حاصل اين تلاش توجه كنيد .

 

 

1-  La bella addormentata nel losco ( زيباي خفته دربحران)

 

اين جمله رتبه اول رو داره و  دليلش هم استفاده هوشمندانه از كلماته. داستان معروف «زيباي خفته» تو ايتاليا به  La bella addormentata nel bosco ( زيباي خفته در جنگل ) مشهوره و منظور نويسنده از جمله اول اينه كه مردم ايتاليا در حالي كه دولت در حال چپاول اوناست به خواب رفتن، شبيه وضع فعلي ما .

 

2- L'Italia è fatta...Ma chi è il pusher? (ايتاليا آماده اس... حالا كي ميخواد هلش بده؟)

 

زماني كه ايتاليا متحد شد، رهبران اون موقع ايتاليا گفتن :

L'Italia è fatta. Adesso bisogna fare gli italiani ( ايتاليا درست شد. حالا بايد ايتاليايها رو درست کنیم). منظور اين بود كه كشور ايتاليا رو نقشه درست شده حالا بايد كاري كرد، مردمي كه متعلق به كشورهاي قبل از اتحاد بودن، احساس كنن حالا ايتاليايي هستند. جمله بالا هم اشاره به اين مطلبه.

 

3- Poi vediamo (بعدا ميبينيم)

 

اشاره داره به تاخير هميشگي سياستمداراي ايتاليايي تو تصميم گيريها يا به مسائل پشت پرده اي اونا.

 

4- Abbiamo un problema (ما يه مشكل داريم)

 

5- Potrei ma non voglio (ميتونم اما نميخوام)

 

6- Chista casta costa (اين قشر خيلي با ارزشه)

 

اين جمله بخاطر وزن آهنگينش انتخاب شده و منظورش قشر سياستمداراس. توضيح اينكه Chista يه لغت ناپوليتايلنيه و معادل همون Questa است.

 

7- Usi a disobbedir tacendo (در سكوت نافرماني كن)

 

كارابينيري ها يه شعار دارن كه ميگه:

Usi a obbedir tacendo e tacendo morir (بدون حرفي اطاعت ميكنيم  و بي حرفي ميميريم)

ايتاليايها نميخوان از قانون اطاعت كنن، چون عقيده دارن قانون فعلي خيلي ناقصه و توسط افراد بي سوادي نوشته شده. منظور از شعار بالا هم اينه كه كه بي خودي وقتتو با بحث كردن هدر نده، اگه ميبيني ميتوني از زير قوانين الكي در بري اينكارو بكن .

 

8- Mad in Italy (ديونگي تو ايتاليا)

 

اين جمله هم احتمالا بخاطر شباهتش به Made in Italy رتبه اورده.

 

9- Aspetta e spera (منتظر باش و اميدوار)

 

تو دهه 1930 وقتي ايتاليا به اتيوپي حمله كرد تا ازش يه مستعمره بسازه، يه ترانه اي تو اونجا رايج شد كه ميگفت:

 « صورت سياه كوچيك، زن زيباي  حبشه اي، منتظر باش و اميدوار، اون روز نزديكه، وقتي كه ما كنارت باشيم، ما به تو رهبر و شاه ديگه اي ميديم.»

علي رغم فشار فاشيسم، براي جلوگيري از خوندن اين ترانه، اون هر روز رايجتر و مردمي تر شد. جمله بالا هم در حقيقت اشاره به متن اين ترانه داره.

 

 10 – Dipende (بستگي داره)

 

اشاره به بهانه گيري هاي سياستمداراي ايتاليايي واسه تصميم گيري هاي مهمه.

 

11- Tanto poi mi pento (در هر صورت بعدا پشيمون ميشم)

 

اين جمله رو دو جور ميشه تفسير كرد. اول اينكه، ميدونم اشتباهه اما انجامش ميدم، يا برعكس، چون ميدونم بعدش پشيمون ميشم انجامش نميدم.

 

12- Motto che parla (شعاري كه داده ميشه)

 

ظاهرا از جمله رايج Morto che parla (مرده اي كه حرف ميزنه) گرفته شده و اشاره به شعاري بودن وعده وعيداست.

 

13- Innocenti Evasori (فرار كننده از ماليات بي گناه)

 

اين يه جمله تو مكالمات اغلب از روي طعنه گفته ميشه.

 

14- L'Italia s'è mesta (ايتاليا غمگين شده)

 

اين جمله اشاره داره به سرود ملي ايتاليا كه قبلا ترجمه اشو براتون نوشتم.

Fratelli d'Italia, l'Italia s'è desta (برادران ايتاليايي، ايتاليا بيدار شده). حقيقتش s'è mesta هيچ معني نداره و فقط بخاطر شباهت به متن سرود ملي اينطوري نوشته شده. البته خود mesta معني غمگين رو ميده.

 

15- Bolliti Misti (گوشت جوشونده شده)

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

چيزي كه تو اغلب اين جملات جالبه، اينه كه همه مردم ايتاليا نسبت به وضعيت امروز كشورشون ديدي منفي دارن. به نظر شما اگه تو ايران هم به اندازه ايتاليا آزادي بود و اين نظر سنجي انجام ميشد، مردم ما چه شعارهايي رو پيشنهاد ميكردن؟!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت تلفظ جملات هفته هفتم

 

Forte
قوي، نيرومند

Il ragazzo cresce sano e forte.

پسره سالم و قوي بزرگ ميشه.

Lavorare

كار كردن
Ha ottenuto di poter lavorare a casa.

اون واسه كار تو خونه اجازه گرفته

Foglia

برگ، برگ درختان
Le foglie mulinavano al vento.

برگها در باد ميچرخند

Puntuale

وقت شناس
Le ho detto di essere puntuale.

بهش گفتم وقت شناش باش

Invano

بيهوده و بي جهت
I medici hanno lottato invano contro il male.

دكترها بيهوده با مريضي مبارزه كردند

Ritto

مسقيم، سرپا
Si piazzò ritto in mezzo alla stanza.

مستقيم وسط اتاق وايستاده

Scrittore

نويسنده
Questo scrittore si ripete troppo.

اين نويسنده خودشو زياد تكرار ميكنه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

وقتي ميبينيد دارم ترانه ميذارم، يعني اينكه ميخوام ايتاليايي بخونم... اما حوصله اشو ندارم و آهنگ گوش ميدم تا حسش بياد و برم دنبال درسا...

 

نيناننا يكي از ترانه هاي قشنگي بود كه وحيده عزيز واسه ترجمه پيشنهاد كرد. منم ديدم متن و ريتم قشنگي داره، گفتم چشم.

 

پس اين شما و اينم Ninna nanna از خانم Mariangela كه تو سن رموي پارسال خونده.

 

دريافت ترانه Ninna nanna

 

 

Ninna nanna ninnaò questo amore a chi lo do?
نيناننا نين نو اين عشق رو به كي بدم؟


Lo do a te finché vivrò solo te io amerò
به تو ميدمشم، تا زنده ام فقط تو رو دوست خواهم داشت.


Ninna nanna ninnaò questo amore a chi lo do
نيناننا نين نو اين عشق رو به كي بدم؟

 

Lo do a te finché vivrò e a nessun altro lo darò
به تو ميدمشم، تا زنده ام و به هيچكس ديگه نخواهم داد.


Lo darò alla tua dolcezza quando tu mi parlerai
به شيرين بودنت خواهم داد، وقتي با من حرف ميزني


Ad ogni bacio ogni carezza che tu mi regalerai
به هر بوسه و هر نوازشي كه به من هديه ميكني


Lo darò ai tuoi desideri quando a te mi stringerai
به هر هوسي، وقتي منو به آغوش ميكشي


Lo darò a tutti i tuoi sogni che con me dividerai
به تمام روياهات كه با من تقسيم ميكني

 

 

E se vuoi farti un'idea di quanto è grande questo amore
و اگه بخواي از اينكه اين عشق چقدر بزرگه ايده اي داشته باشي


Alza gli occhi verso il cielo e preparati a volare
چشماتو به سمت آسمون بلند كن و اماده پرواز شو


E quando sarai arrivato sul pianeta più lontano
و وقتي به دورترين سياره رسيدي


Quello è il raggio del mio amore ora sai quanto ti amo
اونجا پرتو عشق منه. حالا ميدوني چقدر عاشقتم



Sognami amore mio
تصورم كن عشق من


Ti coccolerò
در آغوش ميكشمت


Sognami amore mio
تصورم كن عشق من


lo ti riscalderò
گرم نگه ات ميدارم


E come in una favola
و مثل داستانها


Con un bacio ti sveglierò
با بوسه اي بيدارت ميكنم


Dormi amore nel mio letto dormi qui tutta la notte
عشق من تو تختم بخواب، تموم شب رو اينجا بخواب


E se sarà una notte fredda tu mi stringerai più forte
و اگه شب سردي باشه تو منو محكمتر بغل ميكني


E quando poi sarà l'inverno io non me ne accorgerò
و اگه زمستون بياد، نميخوام متوجه اش بشم


Sembrerà già primavera quando mi risveglierò
وقتي بيدار بشم به نظرم خواهد اومد كه قبلا بهار شده


Ninna nanna ninnaò quando mi risveglierò
نيناننا نين نو وقتي بيدار بشم


Ninna nanna ninnaò quando mi risveglierò
نيناننا نين نو وقتي بيدار بشم

 

Ninna nanna ninnaò guarda fuori come piove
نيناننا نين نو نگاه كن بيرون چه باروني مياد

 

Ninna nanna ninnaò amore mio non te ne andare
نيناننا نين نو عشق من نرو

 

Ninna nanna ninnaò si lo so che è già mattinò
نيناننا نين نو آره ميدونم كه صبح شده


Ninna nanna ninnaò resta qui stammi vicino
نيناننا نين نو اينجا نزديك من بمون

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت فايل صورتي درس چهارم

دريافت فايل صورتي درس پنجم

 

 

Quinta lezione

I numeri (2) / la quantità

 

Quarta lezione

I numeri (1)

 

86. Trenta – 30

87. Quaranta  – 40

88. Cinquanta  – 50

89. Sessanta  – 60

90. Settanta  – 70

91. Ottanta  – 80

92. Novanta  – 90

93. Cento  – 100

94. Mille  – 1000

95. Molto

96. Moltissimo

97. Troppo

98. Più del [necessario]

99. Poco

100. Molto Poco

101. Troppo poco

102. Meno

103. Abbastanza

104. Grammo [1etto = 100g]

105. Mezzo chilo

106. Chilogrammo

107. Litro

108. Decilitro

 

63. Zero - 0

64. Un quarto – 1/4

65. Un mezzo – 1/2

66. Uno - 1

67. Due - 2

68. Tre - 3

69. Quattro - 4

70. Cinque - 5

71. Sei - 6

72. Sette - 7

73. Otto - 8

74. Nove - 9

75. Dieci - 10

76. Undici - 11

77. Dodici - 12

78. Tredici - 13

79. Quattordici - 14

80. Quindici - 15

81. Sedici - 16

82. Diciassette - 17

83. Diciaotto - 18

84. Diciannove - 19

85. Venti - 20

 

 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Prisencolinensinainciusol يا Amore universale

 

 

ترانه هاي زيادي رو تا حالا ترجمه كرديم. به عنوان زنگ تفريح، چطوره  اين يكي رو بذارم به عهده خودتون؟!

تا من دارم پست بعدي رو آماده ميكنم، تموم سواد انگليسي و ايتالياييتونو جمع كنيد و روي اين ترانه از مردي كه فدريكو فليني تو فيلم «زندگي شيرين» به دنيا معرفيش كرد، تمركز كنيد. هر كي تونست ترجمه اش كنه يه جايزه پهلو من داره! (زياد جدي نگيريد.)

 

اگه براتون سخت بود، توصيه ميكنم به موزيك ويدئوي جالبش سر بزنيد تا حدي موضوع دستگيرتون بشه.

 

تو دنياي مدرن امروز، واقعا ما چقدر از حرفهاي هم سر در مياريم و ميتونيم باهم ارتباط برقرار كنيم؟ آدريانو چلنتانو اين ترانه رو در اين ارتباط ساخته و ميگه كه prisencolinensinainciusol رو ميتونيد معادل amore universale (عشق جهاني) در نظر بگيريد.

 

دريافت ترانه Prisencolinensinainciusol

 

 

prisencolinensinainciusol

(koro)
in de col men seivuan
prisencolinensinainciusol ol rait
uis de seim cius men
op de seim ol uat men
in de colobos dai
trr...
ciak is e maind beghin de col
bebi stei ye push yo oh
uis de seim cius men
in de colobos dai
not is de seim laikiu
de promisdin iu nau
in trabol lovgiai ciu gen
in do camo not cius no bai
for lov so op op giast
cam lau ue cam lov ai
oping tu stei laik cius
go mo men
iu bicos tue men cold
dobrei gorls
oh sandei...

(koro)
ai ai smai sesler
eni els so co uil piso ai
in de col men seivuan

(koro)
prisencolinensinainciusol ol rait
uei ai sint no ai
giv de sint laik de cius
nobodi oh gud taim lev feis go
uis de seim et seim cius
go no ben let de cius
end kai for not de gai giast stei
ai ai smai senflecs
eni go for doing peso ai
in de col mein seivuan
prisencolinensinainciusol ol rait
lu nei si not sicidor
ah es la bebi la dai big iour

(koro)
ai ai smai senflecs
eni go for doin peso ai
in de col mein saivuan
prisencolinensinainciusol ol rait
lu nei si not sicodor
ah es la bebi la dai big iour

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

خب ما كه به روز عشاق نرسيديم... پس اين ترانه عاشقانه رو به مناسبت شب عشاق تقديمتون ميكنم . ترانه « بدتركيب » از تيتزيانو فررو (Tiziano ferro).  ولنتاین همه عاشقان مبارك.

 

دريافت ترانه imbranato

 

 


E' iniziato tutto per un tuo capriccio
همه چيز از هوي و هوس تو شروع شد.


Io non mi fidavo..era solo sesso
من اعتقادي نداشتم...(قصدم) فقط س ك س بود.

 

Ma il sesso e un'attitudine
اما س ك س فقط يه قابليته،

 

Come l'arte in genere
در کل مثل يه هنره.


E forse l'ho capito e sono qui
و شايد من اونو فهميدم و اينجام.


Scusa sai se provo a insistere
معذرت ميخام، ميدوني اگه پافشاري ميكنم،


Divento insopportabile
(واسه اينه كه) داره طاقتم تموم ميشه.


Ma ti amo..ti amo..ti amo

اما دوستت دارم...دوستت دارم...دوستت دارم.


Ci risiamo..vabe, e antico, ma ti amo..
دوباره اينجام...آره،چیزتازه ای نیست، اما دوستت دارم...

 


E scusa se ti amo e se ci conosciamo
و معذرت ميخام اگه دوستت دارم و اگه همديگه رو شناختیم،


Da due mesi o poco piu
از دوماه (پيش) يا بيشتر.


E scusa se non parlo piano
و معذرت ميخام اگه آروم صحبت نميكنم،


Ma se non urlo muoio
اما اگه داد نزنم ميميرم.


Non so se sai che ti amo..
نميدونم ميدوني كه دوستت دارم يا نه...


E scusami se rido, dall'imbarazzo cedo
و متاسفم اگه ميخندم، از اينكه خجالت رو كنار گذاشتم.


Ti guardo fisso e tremo
بهت نگاه ميكنم و ميلرزم،


All'idea di averti accanto
از ايده اي كه دارم،


E sentirmi tuo soltanto
و احساس اينكه من فقط مال توام.


E sono qui che parlo emozionato..Sì
و اينجا دارم با هيجان حرف ميزنم... آره،


e sono un imbranato!...
من يه آدم بد ترکیبم!...


Ciao..come stai?
سلام... چطوري؟


Domanda inutile!
سوال بي فايده ايه!


Ma a me l'amore mi rende prevedibile
اما عشق منو قابل پيش بيني كرده.


Parlo poco, lo so..e strano, guido piano
زياد حرف نميزنم، ميدونم...عجيبه، آهسته ميرم.


Sara il vento, sara il tempo, sara......fuoco!
شايد  باد باشه، شايدم هوا يا شايد...آتیش!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت فايل صوتي درس سوم

 

Terza lezione: Dove si trove… / Quantità e prezzo

 

39. Dove si trova il campo di calico?

40. Dove c'è una stazione di tassi?

41. Dov'è la spiaggia?

42. Dov'è la piscina?

43. Dov'è la mia valigia?

44. Dove sono i miei bagagli?

45. Dove c'è una bucalettere?

46. Dov'è l'ufficio postale?

47. Dove posso comperare cartoline?

48. Dove posso comperare francobolli?

49. Qui

50. Là

51. Diritto

52. A destra

53. A sinistra

54. In alto

55. In basso

56. All'angolo

57. La prima strada a destra

58. La seconda strada a sinistra

60. Quanto?

61. Quanto costa?

62. Quanto ne desidera?

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Fumo E Cenere

 

4 تا از طرفداراي ميكائيل فين لي (Michael Finley) بازيكن بسكتبال NBA، سال 2000 تو ميلان يه گروه پاپ راك به نام فين لي (Finley) رو تشكيل دادن و در مدت نسبتا كوتاهي تونستند شهرت و موفقيت  زيادي به دست بيارن. اين گروه تو مسابقات 2006 MTV (MTV Europe Music Awards) تونست مقام بهترين خواننده ايتاليايي رو ازآن خودش كنه. خواننده اصلي اين گروه، ماركو، ملقب به پدرو هست.

ترانه زيباي دود و خاكستر رو از اين گروه، براتون انتخاب كردم كه دعوت ميكنم باهم بخونيم و گوش بديم .

 

دريافت ترانه Fumo E Cenere

 


Strade deserte
(تو) خيابونهاي خلوت،


Note distorte
يادداشتهاي  درهم،


Componi per lei
براش نوشتي.


Si è fatto buio già
(هوا) از قبل تاريك شده.


Ore seduto
ساعتها نشستن،


Su un marciapiede
تو يه پياده رو،


Sotto un lampione
زير تير چراغ برق.


Sai che lei non tornerà
ميدوني كه اون برنميگرده.


E' un lamento continuo
یه تاسف همیشگی،


Di frasi che ormai
واسه جملاتي كه حالا،


Sono andate, sparite
رفتن و محو شدن.


Mai più sentirai
هيچوقت ديگه نخواهي شنيد،


Ti aspettavi di udire
(چيزي رو كه) منتظرشنيدنش بودي،


"Sei il solo per me"
" تو فقط مال مني".


Metti l'anima in pace
بذار روحت آروم باشه.


Quei giorni son già
اون روزا الان،


Fumo e cenere
دود و خاكستره...


La nebbia sul viso
مه رو صورتت،


Nasconde il sorriso
لبخندو پنهون ميكنه.


Di quei giorni in cui
واسه اون روزايي كه،


Lei era accanto a te
اون كنارت بود و،


Riassaggi i momenti
تو دوباره از لحظات لذت ميبردي،


Scorrendo i messaggi
پيغاماشو ميخوندي.


Ma solo quelli più dolci
هرچند فقط اينا خيلي شيرينه.


Non li cancellerai
نميخواي پاك كني،


Il tuo mondo
دنيا تو.


Sta andando a puttane oramai
حالا داره كثيف ميشه،


Puoi reagire ma forse
ميتوني تلافي كني اما شايد،


Non è ciò che vuoi
اين چيزي نباشه كه تو بخواي.


Preferisci esser vittima
ترجيح ميدي يه قرباني باشي


Non guarirai
درمان و بهبودي نميخواي


Non mollare
تسليم نشو


E' un consiglio
اين يه نصيحته


O ti ridurrai
در غير اين صورت خودتو تبديل ميكني به


Fumo e cenere…
دود و خاكستر...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت فايل صوتي درس دوم

 

Seconda lezione: Dove si trova…?

 

20. Dov'è?

21. Dov'è il telefono?

22. Dove sono le ritirate?

23. Dov'è l'entrata?

24. Dov'è l'uscita?

25. Dove c'è un distributore di benzina?

26. Dove si trova il campeggio?

27. Dove si trova il posteggio?

28. Dov'è l'albergo...?

29. Dove posso comperare vivanda?

30. Dove c'è un ristorante?

31. Dove si trova il posto di polizia?

32. Dove c'è un ospedale?

33. Dove c'è una farmacia?

34. Dove c'è un negozio?

35. Dove si trova l'ufficio del turismo?

36. Dov' è il traghetto?

37. Dov' è la stazione?

38. Dov' è l'aeroporto?

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Almeno Credo

 

تو كامنتاي يكي دو پست قبل رضاي عزيز كه از خواننده هاي قديمي اين وبلاگه توجه منو به ترانه Buonanotte All'italia از لوچيانو ليگابوئه (Luciano Ligabue) جلب كرد. ترانه خوش ريتميه اما وقتي سعي كردم ترجمه اش كنم، هرچي لغتها رو اينور و اونور كردم ديدم نه، نميشه ازش چيزي دراورد و خلاصه ترجمه اش كار من نيست!

اين بود كه بي خيالش شدم، اما واسه اينكه رضايت آقا رضا و ديگر دوستاني كه از طرفداراي ليگابوئه هستن هم جلب بشه، دنبال يه ترانه ميگشتم كه گذشته از ريتمش ترجمه شعرش هم قابل قبول باشه كه به ترانه Almeno Credo برخوردم كه ترانه قشنگیه و در ادامه توجه شما رو به اين آهنگ  و ترجمه اش جلب مبكنم :

 

دريافت ترانه Almeno Credo

 

 

Credo che ci voglia un Dio ed anche un bar

معتقدم همونقدر كه به خدا نياز داريم به يه بار هم محتاجيم.


credo che stanotte ti verrò a trovare

معتقدم امشب به ديدنت ميام،

per dirci tutto

تا همه چي رو به هم بگيم،


quello che dobbiamo dire

چيزايي كه مجبوريم بگيم،


o almeno credo

يا حداقل من اينطور فكر ميكنم.


Credo proprio che non sia già tutto qui

معتقدم كه همه چي اينجا نيست،


e certi giorni invece credo sia così

گرچه روزايي فكر ميكردم كه هست.


credo al tuo odore

به رايحه تو معتقدم،


e al modo in cui mi fai sentire

و به روشي كه باعث ميشي حسش كنم،


a questo credo.

به اونا معتقدم.


Qua nessuno c'ha il libretto di istruzioni

اينجا هيچكس  دستورالعملي نداره.

credo che ognuno si faccia il giro

معتقدم كه هركسي نوبت خودشو داره،


come viene, a suo modo

طرز اومدن و روش خودشو،


qua non c'è mai stato solo un mondo solo

اينجا فقط يه دنياي تنها نيست.


credo a quel tale che dice in giro

به كسي كه ميگه،

che l'amore porta amore

عشق، عشقو مياره، معتقدم،


Credo

ايمان دارم.


se ti serve, chiamami scemo

اگه برات فرقي ميكنه، منو احمق صدا بزن،


ma io almeno credo,

اما  حداقل من اينطور فكر ميكنم.


se ti basta chiamami scemo

اگه دست از احمق صدا زدنم برداشتي،


che io almeno.

كه حداقل من ( اينطور فكر ميكنم. )

 

Credo nel rumore di chi sa tacere

به صداي كسي كه ميدونه چطور ساكت باشه معتقدم،


che quando smetti di sperare inizi un po' a morire

(و معتقدم) كه وقتي نا اميد شدي، شروع كردي به كمي مردن،

credo al tuo amore

به عشقت معتقدم،


e a quello che mi tira fuori

و اونچيزي كه منو بيرون ميكشه،


o almeno credo.

يا حداقل (من) اينجور فكر ميكنم.


Credo che ci sia qualcosa chiuso a chiave

معتقدم اينجا چيزي هست كه با كليد قفل شده،


e che ogni verità può fare bene e fare male

و (معتقدم) هر حقيقتي ميتونه هم خيلي خوب باشه و هم خيلي بد.


credo che adesso

اعتقاد دارم كه حالا،


mi devi far sentir le mani

وادارم ميكني دستها رو،


che a quelle credo.

كه بهشون ايمان دارم رو حس كنم.

Qua nessuno c'ha il libretto di istruzioni

اينجا هيچكس  دستورالعملي نداره.

credo che ognuno si faccia il giro

معتقدم كه هركسي نوبت خودشو داره،


come viene, a suo modo

طرز اومدن و روش خودشو،


qua non c'è mai stato solo un mondo solo

اينجا فقط يه دنياي تنها نيست.


credo a quel tale che dice in giro

به كسي كه ميگه،

che l'amore chiama amore.
عشق، عشقو صدا ميزنه، معتقدم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

از امروز يه دوره آموزشي كوتاه و مفيد ايتاليايي رو براي دوستان علاقمند شروع ميكنيم. تو 16 درسي كه براتون در نظر گرفته شده در كل 300 جمله استفاده ميشه كه با ياد گرفتن و تركيبشون تو حالتهاي مختلف، خواهيد تونست بسياري از مكالمات رايج رو انجام بديد. اينم فهرست موضوعي درسا:

 

Titolo delle lezioni:

 

  1. Primi contatti   
  2. Dove si trova?...          
  3. Dove si trova? (2) / la Quantità e prezzo           
  4. I numeri           
  5. I numeri (2) / la quantità           
  6. Inizio della conversazione         
  7. Distanze e misure di lunghezza  
  8. La durata         
  9. Ordinare e comperare  
  10. La suddivisione del tempo (1)  
  11. La suddivisione del tempo (2)  
  12. Prima di comperare
  13. Prestazioni di servizio   
  14. L'uso del telefono        
  15. Prenotazioni     
  16. Forme di cortesia         

 

 

لغات و جملات استفاده شده بسيار ساده و ابتدايي هستند كه اغلب ميتونيد معانيشونو حدس بزنيد يا حداكثر از يه ديكشنري كمك بگيريد. من پيدا كردن معاني رو به خودتون واگذار ميكنم چون فكر ميكنم اگه خودتون براي پيدا كردن معاني وقت صرف كنيد، بهتر اونا رو ياد خواهيد گرفت. اگه جايي مشكل داشتيد سوال كنيد اما زياد تنبل بازي درنياريدا!

خب پس بياييد از امروز شروع كنيم اين از درس اول:

 

دريافت فايل صوتي درس اول

 

Prima lezione: Primi contatti

 

1. Buongiorno, signore!, -Buongiorno, signora!, -Buongiorno, signorina!

2. Buonasera, signore!, -Buonasera, signora!, -Buonasera, signorina!

3. Come sta?

4. (sto) bene, grazie, e lei?

5. è italiano?

6. Parla italiano?

7. Un pò

8. Parla altre lingue?

9. Sì!

10. No!

11. Attenzione!

12. Scusi

13. Sono straniero

14. Sono un turista

15. Come dice?

16. Non capisco

17. Non lo so

18. Parli lentamente, per favore!

19.Arrivederci, signore!, - Arrivederci, signora!, - Arrivederci, signorina!

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Canzone Fra Le Guerre

 

 از اونجايي كه حوصله آپ درست حسابي نداشتم و در عين حال نميخواستم اونايي كه به اينجا سر ميزنن دست خالي برگردن، در راستاي احقاق حق خانوماي ايتاليايي، يه ترانه اي رو كه قبلا ترجمه كردمو براتون ميذارم از... چي؟ .... لورا پاوزيني؟... نه بابا، من كج سليقه تر از اين حرفام .

اين ترانه از خانم آنتونلا روجيرو (Antonella Ruggiero) است.

 

 

نميشناسيدش؟... اشكال نداره منم زياد نميشناسمش. در واقع اولين بار تو سن رموي پارسال ديدمش كه همين ترانه رو كه ميبينيد رو اجرا كرد. ترانه آروم و آرامش بخشيه كه به بچه هاي جنگ تقديم شده و ازتون دعوت ميكنم باهم بهش گوش بديم.

 

دريافت ترانه Canzone Fra Le Guerre

 

Dormi qui

اينجا بخواب.

 

non pensare,

بهش فكر نكن،

 

bimbo mio,

كوچولوي من،

 

oggi è notte intorno a noi
امروز شب ما رو دوره كرده.

 

notte di guerra senza pietà.

شب جنگ و شب بي رحم.

 

Mani qui

دستاني اينجا،

 

vicino a te,

نزديك تو،

 

bimbo mio,

كوچولوي من،

piena d'odio contro di' noi,
پر از نفرت به سمت ماست،

 

piccolo mio non guardare.

عزيزم نگاه نكن.

 

Come vorrei fuggire via, portandoti con me.

چطورميتونم با تو از اينجا فرار كنم.

 

Donarti la vita si, la mia,

زندگي مو برات ميدم، آره زندگيمو

 

un ultimo abbraccio

اين آخرين بغل كردن،

 

e un bacio mio

و بوس كردن منه،

 

su di te...

واسه تو...

 

Gente qui

مردم اينجا،

 

accanto a noi,

كنار ما،

 

bimbo mio,

كوچولوي من،

 

ed un corpo sopra di me

يه جسد بالاي سر منه،

 

piccolo mio non guardare.

عزيزم نگاه نكن.

 

Come vorrei fuggire via, portandoti con me.

چطور ميتونم با تو از اينجا فرار كنم.

 

Donarti la vita si, la mia,

زندگيمو برات ميدم، آره زندگيمو

 

in questa notte tremenda, per lui, ...Dio, ...si,

تو اين شب وحشتناك، واسه اون،... خدايا،...بله،

 

prendi me.

منو درياب.

 

Donagli pace e libertà

به من آرامش و آزادي بده،

 

e tutta la vita per sé

و تموم زندگيمو به اون.

 

donagli luce die sarà

بهش روشني بده شايد اين،

 

un ultimo abbraccio

آين آخرين بغل كردن،

 

e un bacio mio

و بوس كردن من باشه،

 

su di te...

واسه تو...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

تلفظ جملات مربوط به هفته ششم

 

Stipendio
حقوق و دستمزد
Arrotonda lo stipendio lavorando a casa.

با كار كردن تو خونه حقوقشو درمياره.

 

Opera

اپرا، كار، كمك، وظيفه
Questa sera andiamo all'Opera.

امشب به اپرا ميريم.

Vino

شراب
Il vino diventa aceto.

شراب سركه شده.

Boccone

لقمه، تكه، ذره
Non c'è un boccone di pane in casa.

يه تيكه نون تو خونه نيست.

Clientela

مشتري، ارباب رجوع
Quel negozio ha una numerosa clientela.

اين مغازه مشترياي زيادي داره.

 

Maestro

معلم، استاد

I bambini attorniarono il maestro.

بچه ها معلمشونو دوره كردن.

 

Anno

سال
La popolazione mondiale aumenta di anno in anno.

جمعيت دنيا سال به سال زياد ميشه.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

ميدونيد كه من اصلا دوست ندارم هي تند تند از چلنتانو ترانه ترجمه كنم، اما اين محسن خان گير داد و گفت اين ترانه كه مال چلنتانو نيست،  توتو كوتونيو (Toto Cutugno) نوشته و چلنتانو فقط اجراش كرده. ما هم كه بهانه اش جور شد زديم تو خط ترجمه اين ترانه .

 

خوب اين ترانه يه كمي بدآموزي داره. اگه يه زماني خواستيد بريد بيرون نه تنها به توصيه اين ترانه جورابهاي بلندتونو به كوتاه تبديل نكنيد، بلكه حواستون باشه چكمه اتونم بكنيد زير شلوار تا حكم تبرج شامل حالتون نشه .

 

دريافت ترانه Il tempo se ne va


 

Quel vestito da dove e' sbucato
اون لباس رو از كجا اوردي؟


che impressione
چه قشنگ و عاليه،


vederlo indossato
ديدن تو وقتي پوشيديش.

 

Se ti vede tua madre lo sai
ميدوني اگه مادرت تو رو ببينه،

 

questa sera finiamo nei guai
امشب با دردسر تموم ميشه.

 

e' strano ma sei proprio tu
عجيبه اما تو دقيقا،

 

14 anni o un po' di piu'
14 سالته يا كمي بيشتر.

 

La tua Barbie e' da un po'
عروسك باربيتو مدتيه،

 

che non l'hai
ديگه نداري،

 

e il tuo passo e' da
و  حالا راه رفتنت،

 

donna oramai
مثل يه خانمه.


al telefono e' sempre segreto
تلفنات هميشه مخفيه.

 

quante cose in un filo di fiato
تو يه نفس چه چيزايي ميگي،

 

e vorrei domandarti chi e'
و واقعا ميخوام بپرسم كيه؟


ma lo so che hai vergogna di me
اما ميدونم كه ازم خجالت ميكشي.

 

la porta chiusa male e tu
در به طرز ناراحت كننده اي بسته اس و تو،

 

lo specchio il trucco
تو آينه آرايش ميكني،

 

e il seno in su
و سينه اتو جلو ميدي،

 

e tra poco la sera uscirai
و بعد ش ميري بيرون.

 

quelle sere non dormiro' mai
چنين شبهايي  اصلا نميتونيم بخوابم.


E intanto il tempo se ne va
و همينطور زمان سپري ميشه،

 

e non ti senti piu' bambina
و ديگه احساس كودكي نميكني.


si cresce in fretta alla tua eta'
سنت به سرعت بالا ميره.

 

Non me ne sono accorto prima
قبلا دركش نميكردم،

 

E intanto il tempo se ne va
و همينطور زمان سپري ميشه،


tra i sogni e le preoccupazioni
با روياها و نگرانيها.

 

le calze a rete han preso gia'
از قبل جورابهاي ساق بلند،

 

il posto dei calzettoni
جاشونو به جوابهاي كوتاه دادن.


Farsi donne e' piu' che normale
زن شدن كمي بيشتر از طبيعيه،

 

ma una figlia
اما يه دختر،

 

e' una cosa speciale
چيز بخصوصيه.

 

Il ragazzo magari ce l'hai
احتمالا قبلا،

 

qualche volta hai gia'
دوست پسري داشتي.

 

Pianto per lui
براش گريه كردي.

 

La gonna un po' corta e poi…
دامن كوتاه و بعد...

 

malizia in certi gesti tuoi
مسلما به حركاتت سو نيت داشته،

 

e tra poco la sera uscirai
و بعد ش ميري بيرون.

 

quelle sere non dormiro' mai
چنين شبهايي  اصلا نميتونيم بخوابم.


E intanto il tempo se ne va
و همينطور زمان سپري ميشه،

 

e non ti senti piu' bambina
و ديگه احساس كودكي نميكني.


si cresce in fretta alla tua eta'
سنت به سرعت بالا ميره.

 

Non me ne sono accorto prima
قبلا دركش نميكردم،

 

E intanto il tempo se ne va
و همينطور زمان سپري ميشه،


tra i sogni e le preoccupazioni
با روياها و نگرانيها.

 

le calze a rete han preso gia'
از قبل جورابهاي ساق بلند،

 

il posto dei calzettoni
جاشونو به جوابهاي كوتاه دادن.


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

عشاق معروف زيادي رو تو تاريخ ايتاليا ميتونيد پيدا كنيد:

 

پائولو و فرانچسكاي ناكام كه تو كتاب كمدي الهي دانته داستانشون اومده، رومئو و ژوليت، دو عاشق جوان ورونائي (Verona) كه مشهورترين كار شكسپير هست و همچنين رنتزو و لوكا، تو داستان ازدواج وعده داده شده(I Promessi Sposi) نوشته آلساندرو مانتزوني (Alessandro Manzoni) در سال 27- 1825، كه بعد از گذروندن موانع و مشكلات زياد موفق ميشن باهم ازدواج كنن و...

با اين همه داستانهاي عشقي و رمانتيك طبيعيه كه ايتاليا سرزمين عاشقان (romance) ناميده بشه و روز ولنتاين با شور اشتياق زيادي توش جشن گرفته بشه .

 

افسانه و واقعيت

گرچه ايتاليا سرزمين عشاقه، اما متاسفانه مشابه جشنهايي مثل هالوين (Halloween) و روزمادر، روز ولنتاين هم تبديل به جشني وارداتي از آمريكا شده. il giorno della festa degli innamorati تو ايتاليا مخصوص زوجها و عاشقاس، بچه ها و اعضاي خانواده تو اين روز به هم هديه نميدن. اما تو سالهاي اخير  سوداگران آمريكايي كه واردكننده شكلاتها، لباسها، كارتهاي ولنتاين و محصولات ديگه اي كه به نوعي مبلغ موضوعات جنسي هستند، بسياري از رسم و رسومات رو تغيير دادن .

 

 

واسه عاشقان ایتالیایی، 14 فوريه (25 بهمن)، روز شهادت سن والنتينو (San Valentino)، روز بخصوصي واسه نشون دادن علاقه به معشوقشون هست. دم غروبي دوتا زوج معمولا واسه شام به پيتزا فروشي (pizzeria) يا رستوران (ristorante) ميرن.

 

بسته به سن و سال، هدايا هم فرق ميكنه از يه شاخه گل سرخ گرفته تا عطر و ادكلن، طلا جواهر يا حتي  Baci Perugina هاي معروف. كنار اين شكلاتهاي كوچيك فندقي كاغذي هست كه روش يه جمله عاشقانه به چهار زبون مختلف نوشته .

 

 

Baci Perugina

  

به نظر عجيبه كه سنت ولنتاين كه مظهر عصمت و پاكيه به قديس عشاق تبديل بشه. سابقه تاريخي اين موضوع به دو صورت نقل شده. زمان امپراطوري كلاديوس دوم (Claudius II) در رم، ازدواج براي سربازان ممنوع بود. كشيشي به نام ولنتاين بي توجه به اين قانون جوانان رو به عقد و زناشويي هم در مياورد. به همين دليل دستگير ميشه و 14 فوريه اعدام ميشه...

 

روايت ديگه ميگه كه تو سال 1465 پاپ پاوئول دوم (Pope Paul II) دستور ميده كه جهت ازدواج زنان فقير، هدايايي بهشون داده بشه كه اولين بار اينكار روز 14 فوريه انجام ميشه و سنت ولنتاين قديس كه اين روز رو جشن ميگيره به عنوان محافظ عشاق شناخته ميشه .

 

زبون ايتاليايي تو زمينه عشق و عاشقي زبون بسيار غني هست. براي آشنايي بيشتر توصيه ميكنم از پست دوستت دارم به سبك ايتاليايي ديدن كنيد تا با بعضي از اين frasi d'amore ها آشنا بشيد .

 

جايگاه ولنتاين در ايران

تو وضعيت امروزي كه مردم ما بهانه هاي كمي واسه خوشحال بودن دارن، جشن گرفتن به هر بهونه اي غنيمته، هرچند كه مثل سن ولنتاين وارداتي باشه. با اين حال بدونيد كه تو تقويم ايرانيا روز 29 بهمن (سپندارمذگان) به عنوان روز عشاق، يه سابقه چندين هزارساله داره. انتخاب با خودتونه يا اين يا اون. اگه وضعتون خوبه هردوش، چرا كه نه .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

سيلويو برلسكني ثروتمندترين مرد ايتالياست. تو ايتاليا رو هرچي دست بذارين، نشانه هايي از حضور برلسكني در اون رو خواهيد ديد. همونطور كه تو زندگينامه اش ميتونيد بخونيد اون فرد بسيار جاه طلبيه كه ميخاد همه چي مال اون باشه. تجارت، سرگرمي، تلوزيون، فوتبال و...

 

 

دو سال پيش كه يكي از دوستان (حامد) CD ترانه هاي بنيني رو بهم هديه داد، ترانه E' tutto mio (همه چي مال منه) نظرم رو جلب كرد و بعدها كه اجراي زنده اشو تو فيلم توتو بنيني (Tutto Benigni 95-96) ديدم، بيشتر علاقمند شدم كه از معنيش سر دربيارم. تلاش زياد من تو اينترنت به دنبال متن اين ترانه بي فايده بود. حتي تو يكي دو تا فاروم ايتاليايي تقاضا كردم يكي متن اين ترانه رو برام بنويسه، اما هيچ كس به خودش اين زحمتو نداد و حداكثر يه خلاصه اي از مفهوم ترانه رو برام نوشتن .

 

ترانه هاي بنيني  بيش از حد ايتالياييه و پر از اصطلاحات محلي كه در مقابل ترجمه مقاومت ميكنن و برام جالب بود كه ميفهميدم بعضي از خود ايتالياييها هم از اين اصطلاحات سر در نميارن .

 

 

سیلویا و روبرتو بنینی

 

آشنايي با سيلويا (Silvia) كه از طرفداراي دوآتيشه بنينيه و قبلا خدمتتون معرفيش كردم، فرصت خوبي بود تا هرچي سوال در اين مورد دارمو بپرسم.

نتيجه اينكه الان متن اين ترانه ايتاليايي حاضر و آماده اس و خيلي از اصطلاحات عجيب و غريبشو هم سيلويا برام توضيح داده .

 

Molto grazie Silvia per il suo grand'aiuto!

 

 

خلاصه اينكه روبرتو بنيني اين ترانه زيبا رو در اشاره به زياده خواهي هاي برلسكني سروده و اجرا كرده. اين ترانه پره از اسامي محلها و شخصيتهاي سياسي و ورزشي كه توضيح در مورد تك تك اونا ما رو از منظور اصلي ترانه پرت ميكنه. واسه همين اگه ميخايد بهتر اين ترانه رو متوجه بشين حتما نسخه ميكس شده با تصويرشو از اينجا تماشا كنيد تا بيشتر با اسامي مربوطه اشنايي پيدا كنيد .

 

از اونجايي كه سيلويا حتما به اينجا، مخصوصا به اين پست سر ميزنه، ممنون میشم اگه حتي الامكان سعي كنيد كامنتهاي قشنگتونو به ايتاليايي يا انگليسي بنويسيد كه اونم بخونه .

 

خوب روده درازي بسه. توجهتونو جلب ميكنم به ترانه جالب « همه چي مال منه» از روبرتو بنيني:

 

دانلود ترانه E' tutto mio.

 

Io sono il boss della coalizione
Casini, Fini e ultimamente Buttiglione
Io sono il leader, il Salvatore,
la Provvidenza, sono l'unto dal Signore!

من رئيس حزبم

كازيني، فيني و آخريشم بوتتيليونه

من رهبرم، ناجي، محافظ

من منتخب خدا هستم!

 

La Standa è mia, il Milan è mio,
e la Marini, la Cuccarini le cucco io!
Mentana, Fede, Paolo Liguori,
la Fininvest, Publitalia, Mondadori,
Vittorio Feltri, i due Vianelli,
e se obbediva forse Indro Montanelli,

 

استاندا (فروشگاهاي زنجيره اي) مال منه، (تيم) ميلان مال منه

به ماريني و كوككاريني من پاس ميدم

به منتانا، فده، پائولو ليگوري

فين اين وست، پوبليتاليا، مونداتوري

ويتوريو فلتري، دو تا  ويانليها

و شايد به ايندور مونتانللي، اگه ازم اطاعت كنه

 

c'ho Panorama, assicurazioni,
Milano 2, Milano 3, Sorrisi e Canzoni.
Ville in Sardegna, palazzi a Milano,
un conto a Hong Kong, a Singapore, tre a Lugano,
aerei, navi, banche, libretti,
6 elicotteri, 200 doppiopetti.

پانوراما مال منه، (شركتهاي) بيمه

ميلان2، ميلان 3 (نام شهركها) و (مجله) سوريسيه كانتزوني

يه ويلا تو ساردنيا و كاخي تو ميلان

يه حساب تو هنگ كنگ، يكي تو سنگاپور و سه تا هم تو لوگانو

هواپيماها، كشتيها، بانكها و دفترچه هاي بانكي

6 تا هلي كوپتر، 200 تا كت دولايه

C'ho Tatarella e Fisichella,
Marco Pannella e Franco Zeffirella,
Clemente Mastella, la su' sorella,
Gianfranco Funari e la su' mordatella.
Carlo Rossella, del TG un,
è mio, è mio il TG2 di Mimun,
Gianfranco Fini, Paolo Maldini,
Letta, Lentini e Alessandra Mussolini.
Pierfendinando Casini, Fiorello Fiorellini,
la Mondaini e Roberto Formighini,

تاتارلا رو دارم و فيزكلا

ماركو پانلا و فرانكنو زفيرللا (زفيرللي)

كلمنت ماستلا و خواهرش

جان فرانكو فوناري و مورتادلاش (مبلغ این محصولات تو تلوزیون برلسکنی)

كارلو روسلاي اخبار TG1 (Rai1)

مال منه، مال منه TG2 (Rai2) و مي مون (مجري اخبار)

جان فرانكو فيني، پائولو مالديني

لتا، لتيني و آلساندرو موسيليني

پي ير فرناندو كازيني، فيورلو فيورليني

موندايني و روبرتو فورميگيني

 

c'ho via dell'umiltà, c'ho la segreteria,
a via dell'anima de li mortacci mia!
Mi manca la FIAT, ma me la piglio
come ho già preso a Miglio Scognamiglio.
Sarà ancora mia la Presidenza del Consiglio,
checché si dica… è mio anche mio figlio!

خيابون اوميلتا (پست) رو دارم، اداره منشي گري دارم

تو خيابون روح اجداد پستم (يه اصطلاح رومي).

كارخونه فيات رو يادم رفته، اما قبلا

ميليو اسكونيا ميلو (سياستمداراي ايتاليايي) رو گرفتم.

هنوزم پست نخست وزيري مال منه.

هرچي كه بگي... مال من و پسرمه!

 

Il Padre Nostro è solo mio
e Cosa Nostra non è vostra, è cosa mia.
Di aziende e banche ho fatto il pieno:
basta così, domani compro il Mar Tirreno!

پدر مقدس فقط مال منه

مافيا مال شما نيست، مال منه

از شركتها و بانكها همه اشو تهيه ميكنم.

فعلا بسه، درياي تيرنه رو فردا ميخرم!

 

Io compro tutto, dall'A alla Z
ma quanto costa questo cazzo di pianeta?
Lo compro io! Lo voglio adesso!
Poi compro Dio, sarebbe a dir: compro me stesso!

 

من همه چي رو ميخرم، از الف تا ي

اين سياره لعنتي چند ميارزه؟

من ميخرمش! همين الان ميخامش!

بعدش خدا رو ميخرم، مثل اينه كه بگی: من خودمو ميخرم!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

پست اخير وحيد عزيز منو وادار كرد به جاي نوشتن در مورد ولنتاين كه موضوع داغ اين روزاست اما همه اتون كم و بيش داستانشو ميدونيد، بيام و در اين مورد كه نكته مهمي تو فراگيري زبون هست، با هم صحبت كنيم :

 

- اگه ميخوايد ايتاليايي ياد بگيريد، زبون مادريتونو فراموش كنيد.

- اگه ميخوايد ايتاليايي بخونيد، روزنامه هاي ايتاليايي رو بخونيد.

- اگه ميخوايد مثل يه ايتاليايي حرف بزنيد، مدتي بريد ايتاليا و فقط ايتاليايي صحبت كنيد.

 

خلاصه كلام اگه ميخوايد كاملا به ايتاليايي مسلط بشيد، بايد مثل يه ايتاليايي فكر كنيد .

 

 

۱- اگه هدفتون ايتاليايي صحبت كردنه، فارسي صحبت كردن با دوستاني كه ايتاليايي بلدن، وقت تلف كردنه.

 

۲- مقايسه دستور زبان فارسي و ايتاليايي فايده اي نداره، هرچند اينكار منطقي به نظر مياد اما هر زبوني قواعد و شكلايي داره كه مخصوص خودشه كه بعضي وقتها اصلا منطقي به نظر نمياد. مثلا تو دستور زبان ايتاليايي زمانهايي وجود داره كه اصلا مشابهش تو زبون فارسي نیست.

 

۳- ترجمه جملات تو ذهن قبل از صحبت و خوندن كار احمقانه ايه كه هيچ وقت اجازه نميده به طور طبيعي صحبت كنيد و سريع عكس العمل نشون بديد.

 

۴- به جاي كالبدشكافي قواعد و نكات گرامري، با يه ايتاليايي صحبت كنيد، طرز حرف زدنشو تقليد كنيد و سعي كنيد اداي اونا رو دربياريد. فكر كنيد يه هنرپيشه هستيد كه بايد نقش يه ايتاليايي رو بازي كنه .

 

۵- ترس از اشتباه كردنو از خودتون دور كنيد. هدفتون بايد ارتباط برقرار كردن باشه نه گرفتن PHD تو دستور زبان ايتاليايي. مگه غير از اينه كه آدماي عادي اصلا نميدونن دستور زبان چيه اما راحت از هر حركت، خواسته، نياز، ترس و هيجان همديگه سر درميارن؟!

 

۶- بزرگترين اشتباه اينه كه از زبون فارسي به عنوان كمكي استفاده كنيد و از اينكه دهنتونو باز كنيد و اين la bella lingua  رو ريتميك بخونيد، بترسيد!

اين نكته ايه كه خيلي از زبان آموزا نميگيرن. اين شبيه ياد گرفتن رقصه. شما ميتونيد هي پاهاتونو به ترتيب رو شماره هايي كه رو زمين نوشته بذاريد و از معلمتون درس رقص بگيريد، اما اگه حركاتتون ريتميك نباشه و هيچ نرمشي به بدن خودتون نديد، در نهايت مثل يه آدم كوكي خواهيد رقصيد و مهم نيست كه چقدر درسا رو خوب ياد گرفتيد و تمرين كرديد. 

 

۷- خيلي از صفحات كتاباي خودآموز به مكالماتي اختصاص پيدا كردن كه تو واقعيت هيچ وقت اتفاق نميافته، پس واسه چي بايد اونا رو حفظ كنيم؟

اگه از يه نفر تو خيابون پرسيديد:  Dov’è il museo?" و جوابي مطابق اون چيزي كه تو اين كتابا نوشته دريافت نكرديد، چيكار ميكنيد؟... سرجا خشكتون ميزنه و اون طرف به راهش ادامه ميده، چون ميخاد زودتر خودشو به يه پيتزا فروشي برسونه!

پاسخ يه سوال شما ميتونه بينهايت جواب داشته باشه. هيشكي نميتونه همه اونا رو حفظ كنه. پس وقت خودتونو با حفظ كردن اين پاسخهاي كليشه اي تلف نكنيد. زبان رو به صورت موسيقي ياد بگيريد. با حفظ كردن نتهاي موسيقي نميتونيد انتظار داشته باشيد كه يه پيانيست ماهر بشيد! بايد پيانو بزنيد و تمرين كنيد!

 

۸- به طرز صحبت كردن ايتالياييها دقت كنيد و ازشون تقليد كنيد. وقتي داريد سعي ميكنيد gli رو درست تلفظ كنيد به خودتون بخنيديد. ايتاليايي ريتميك ترين زبون دنياست، اگه ياد بگيريد چقدر لغتها هم قافيه و هم وزنند، يادگيري اين زبون خيلي براتون ساده تر ميشه .

 

۹- هيچ راز و رمزي وجود نداره. واسه ياد گرفتن يه زبون خارجي كليد طلايي يا سنگ جادويي وجود نداره. فقط بايد گوش كنيد و تكرار كنيد. اگه ياد بگيريد كه زبون مادري و دستور زباني رو كه از بچگي تو ذهنتون رفته رو فراموش كنيد، تو يادگيري زبان يه جهش بزرگ خواهيد كرد. 

 

۱۰- ده  نداره که دیگه. باید تا حالا دیگه خودتون فهمیده باشین چی میخواستم بگم!!!...  

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Le mamme

 

صحبت توتو شد ياد توتو كوتونيو(Toto Cutugno)  افتادم.

 

 

ممكنه اسمشو نشنيده باشيد اما به احتمال زياد ترانه ايتالياشو شنيديد:

 

Lasciatemi cantare, con la chitarra in mano
بذار آواز بخونم، با گيتاري كه تو دستمه

 

يه سر به اينجا بزنيد تا اجراي اين ترانه رو تو سن رموي سال 1983 ببينيد و توصيه ميكنم اجراي زنده اونو تو سال 2006 رو هم از اينجا تماشا كنيد. مسلما خاطرات زيادي براتون زنده ميشه .

 

 

راستش الان قصد ترجمه ترانه ذكر شده رو ندارم، الان ميخوام توجهتونو به يه ترانه ديگه از توتو كوتونيو جلب كنم، خطاب به بچه هاي بي معرفتي كه مادراشونو فراموش كردن... و تقديمش ميكنم به مادراني كه از فرزندانشون دور هستند...

 

دریافت ترانه Le mamme

 


Due braccia grandi
دو بازوي بزرگ،


per abbandonarmi dentro
براي ترك درونم،


se la notte avevo un po' paura
اگر شبها كمي ترس داشتم.


Occhi profondi
چشماني آماده كه،


per cui ero un libro aperto
برايش كتابي باز  بودم،

 

senza dire neanche una parola
بدون گفتن حتي يك كلمه.

 

Aveva mille modi buoni per svegliarmi
براي بيدار كردنم هزاران راه خوب سراغ داشت،

 

quando non volevo andare a scuola
وقتي نميخواستم به مدرسه بروم،

 

E mi chiedevo mentre le guardavo i piedi
و هنگامي كه به پاهايش نگاه ميكردم  از خود ميپرسيدم،

 

questo angelo perche' non vola
چرا اين فرشته پرواز نميكند؟


le mamme sognano
مادران آرزو ميكنند.

 

le mamme invecchiano
مادران پير ميشوند.

 

le mamme si amano
مادران عاشق ميشوند.


ma ti amano di piu'
اما تو را بيشتر دوست دارند.


E cosi' piccolo
و چنين كم،


io avrei affrontato il mondo
با دنيا مشكل داشتم،

 

guai a chi si avvicina e chi la tocca
مشكلاتي كه به او نزديك بود و لمسش ميكرد.

 

E che parole dolci
و چه كلمات شيريني،

 

come quelle torte al forno
مانند آن كيكهاي روي سيني،

 

che veniva l'aquolina in bocca
كه دهانم را اب مي انداخت،

 

Mi rimboccava fino al naso le coperte
به مشامم ميرساند.


se pioveva avevo un po' paura
اگر باران ميامد و كمي ميترسيدم،

 

E mi tuffavo nel suo letto
مرا در بستر خود ميگذاشت،

 

a braccia aperte
و در بازواني باز،


ad ogni tuono forte mi stringeva
با هر صداي بلندي مرا بغل ميكرد.

le mamme sognano
مادران آرزو ميكنند.

 

le mamme invecchiano
مادران پير ميشوند.

 

le mamme si amano
مادران عاشق ميشوند.


ma ti amano di piu'
اما تو را بيشتر دوست دارند.

 


Le mamme guardano nel cielo
مادران به آسمان نگاه ميكنند،

 

un aeroplano
به هواپيما،

 

e quel treno sulla ferrovia
به قطار راه آهن.

 

Parlano e sognano del figlio
در باره پسري صحبت ميكنند و ميانديشند،

 

che e' lontano
كه دور است.

 

davanti a una fotografia
در جلوي يك عكس،


Le mamme piangono e si asciugano
مادران گريه ميكنند و


gli occhiali
عينكشان را خشك ميكنند.


mentre gli anni se ne vanno via
در حالي كه سالها ميگذرد.

 

se pensi a quando ti tenevano per mano…
اگر به زماني فكر كني كه او دستت را گرفته بود...

 

sembra ieri che malinconia
به نظر ديروز بود، چه غم انگيز است.

le mamme sognano
مادران آرزو ميكنند.

 

le mamme invecchiano
مادران پير ميشوند.

 

le mamme si amano
مادران عاشق ميشوند.


ma ti amano di piu'
اما تو را بيشتر دوست دارند

 

....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

Totò

آنتونيو د كورتيس (Antonio De Curtis) ملقب به توتو، بازيگر، نويسنده، ترانه سرا و هنرپيشه محبوب ايتاليا است. كمدين نابغه اي كه در سالهاي پاياني عمرش حتي دراجراي  نقشهاي تراژدي نيز موفق بود.

 

 

توتو در سال 1898 در ناحيه فقيري از ناپل به دنيا آمد. كار بازيگري را از تئاترهاي كوچك ناپل كه در آنجا هنر پانتوميم را ياد گرفت شروع كرد تا اينكه در سال 1922 به رم رفت و در تئاترهاي بزرگتري به ايفاي نقش پرداخت.

 

در سال 1937 در اولين فيلمش، دستتو بكش كنار ( Fermo con le Mani) ظاهر شد. از آن پس در بيش از 100 فيلم ديگرنيز ظاهر شد. اغلب فيلمهاي او به آثاري كلاسيك تبديل شده اند وهميشه از تلوزيونهاي ايتاليا پخش ميشوند. توتو بسيار مشهور بود و اغلب فيلمهايش نام او را بر خود داشتند.

 

فيلم « شاهينها و گنجشكها (Uccellacci e Uccellini) » ساخته پي ير پائولو پازوليني (Pier Paolo Pasolini) از جمله فيلمهايي است پس از فوت وي منتشر شد و نمايشگر مهارتهاي او در اجراي نقشهاي جدي و دراماتيك بود كه بعد از مرگش كشف شد.

 

 

حركات بدون اشتباه، چهره عجيب و توانائيش در به حركت درآوردن اعضاي بدنش مانند عروسكهاي خيمه شب بازي، از او چهره اي مقبول و مردمي ساخت.

 

در دهه 1950 به سرودن شعر پرداخت. « سطح (Livella) » از با ارزشترين آنهاست كه روايتگر داستان دومرد مرده، يكي  ثروتمند و ديگري فقير است كه در مورد اختلاف سطح اجتماعي خود باهم بحث ميكنند.

 

او ترانه سرايي هم ميكرد. زن بد (Malafemmena) كه يكي از ترانه هاي مشهور ايتاليا ست، نوشته اوست كه بعد از جدائيش آن را به همسر اولش تقديم كرده است .

 

گذشته از نقش افرينيها، او مورد توجه و علاقه زنان زيادي بود. بطوريكه يكي از عشاقش به نام ليليانا (Liliana) به خاطر او، خودكشي كرد. اين تراژدي تاثير زيادي در زندگي توتو گذاشت، به طوريكه نه تنها وي را در آرامگاه خانوادگيش به خاك سپرد، بلكه نام تنها دخترش را نيز ليليانا گذاشت. تراژدي بعدي زندگي وي پسرش بود كه بعد از سالها انتظار، ساعتي پس از تولد از دنيا رفت .

 

 

به علت چشيدن طعم تلخ فقر و تنگدستي در ايام كودكي و جواني، او در امور خيريه زيادي دست داشت و از فقرا دستگيري  و حمايت ميكرد. به علت اين روح بخشندگي، مردم او را شاهزاده (Il Principe) ميناميدند.

 

توتو، وقتي به دنبال چند حمله قلبي در سال 1967 از دنيا رفت، به علت تقاضاهاي مردمي، سه تشيع جنازه مختلف برايش برپا شد. يكي در رم، ديگري در زادگاهش ناپل و يكي ديگر هم چند روز بعد توسط يكي از اعضاي محلي مافيا برگذار شد  كه تابوتي خالي را در خيابانهاي بسته شده محل تولدش گرداند.

 

تا به امروز مغازه اي در ناپل ديده نميشود كه عكسي از توتو در آن نباشد. آرامگاه و خانه توتو كه اكنون به موزه تبديل شده محل بازديد عاشقان زيادي است كه همانند يك قديس از او ياد ميكنند.

 

سايتي جالب و كامل در مورد توتو به زبان ايتاليايي شامل زندگينامه، ترانه ها، عكسهاي خانوادگي و ... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Dormi amore

از اونجايي كه فعلا حسش نيست مطالبي رو كه براتون در نظر گرفتم رو جمع و جور كنم و اينجا بنويسم، يه پارتي بازي ميكنم و يكي ديگه از ترانه هاي قشنگ آلبوم جديد چلنتانو رو براتون ميذارم كه حالشو ببيريد و ماهم ببينيم چي پيش مياد.

 

 

دانلود ترانه Dormi amore

  

Questo gran silenzio quasi fa ruomore

اين سكوت بزرگ، تقريبا پر صداست.

sono ancora sveglio e sto ascoltando il cuore
من هنوز بيدارم  و به قلبم گوش ميدهم.

 

fuori nell'immenso domina la notte

در بي نهايت بيرون، شب حكمفرماست.

mentre i miei pensieri fanno ancora a botte
در حالي كه افكار، من هنوز ميجوشد.

 

quale strada ha scelto

دانستن اينكه كدام راه انتخاب شده،

 

questo mio destino
اين  سرنوشت من،

 

sapere dove andrò
بكجا ميرود.

 

come un vento con gli alberi vedrai muoverò

خواهي ديد مانند بادي با درختان، حركت خواهم كرد.

sfiorerò le ginestre giù per mille sentieri
پايين، در هزاران مسير، سروهاي كوهي را لمس خواهم كرد.

 

dormi amore non ti svegliare
عشق من بخواب بيدار نشو

 

no non temere
نه، نترس

 

con altre mani ti accarezzerò
با دستاني ديگر نوازشت خواهم كرد.

 

con l'aiuto dei gabbiani disegnerò

با كمك مرغان نوروزي خواهم كشيد،

impossibili figure
اشكالي غير ممكن،

 

che potrai interpretare
كه خواهي توانست تفسيرش كني.

 

dormi amore non ti svegliare
عشق من بخواب بيدار نشو

 

no non temere
نه، نترس

 

con altre mani ti accarezzerò
با دستاني ديگر نوازشت خواهم كرد

 

io ci sarò
من خواهم بود،

 

ovunque tu sarai
هرجا كه تو باشي.

 

il mio respiro sentirai
نفسم را حس خواهي كرد.

 

dietro la finesta mille luci in cielo

پشت پنجره ،هزاران نور در آسمان.

io che da bambino ero in cima a un melo
من كه از كودكي روي درخت سيب بودم،

 

brividi di freddo
لرزان از سرما.

 

questo mio pigiama forse un po leggero
اين لباس خوابم شايد كمي نازك باشد،

 

oppure è il cuor che trema
يا شايد قلبم است كه ميترسد.

 

quale strada ha scelto

دانستن اينكه كدام راه انتخاب شده،

 

questo mio destino
اين  سرنوشت من،

 

sapere dove andrò
بكجا ميرود.

 

con il vento sulle fronde per te suonerò
با باد، روي شاخه هاي پر برگ برايت خواهم خواند،

 

nel silenzio della notte le canzoni che amavi
در سكوت شب، ترانه اي را كه دوست داشتي.

 

noi due soli tristi e sereni
فقط ما، هردو غمگين و ساكت،

 

ma ancora uniti
اما هنوز باهم.

 

con altre mani ti accarezzerò
با دستاني ديگر نوازشت خواهم كرد.

 

con le braccia spalancate laggiù volerò
با بازواني گشوده، به پايين پرواز خواهم كرد.

 

scivolando nelle valli tra le verdi colline
روي دره ها، ميان تپه هاي سبز.

 

dormi amore non ti svegliare
عشق من بخواب بيدار نشو

 

tra poche ore
تا چند ساعت ديگر،

 

io con un bacio ti risveglierò

با بوسه اي بيدارت خواهم كرد.

ovunque sarai
هر جا كه باشي،

 

accanto mi ritroverai

كنار خود مرا خواهي يافت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

 

 

همونطور كه قبلا اشاره كرديم اصطلاح in bucca al lupo (در دهان گرگ) تقريبا معادل Buona fortuna هست و به عنوان آرزوي موفقيت و خوشبختي  واسه كسي بكار ميره، با اين تفاوت كه شما با Buona fortuna واسه كسي كه ميخواد امتحان، آزمايش يا مصاحبه اي انجام بده، آرزوي موفقيت نميكنيد. تو اين موارد از in bucca al lupo استفاده ميشه.

 

حالا به نظرتون اين جمله رو چطور ترجمه كنيم:

 

- In Culo Alla Balena.

- Speriamo che non caghi.

- تو ..ون نهنگ!

- اميدوارم خرابکاری نکنه!

 

In Culo Alla Balena در واقع اصطلاح ديگه ايه كه بين جونواي ايتاليايي رایجه و به عنوان آرزوی موفقیت بکار میره كه البته خيلي خودموني تر و در عين حال بي ادبانه تره و مواظب باشيد تو محافل رسمي از اون استفاده نكنيد .

 

با تشكر از پيروز عزيز بابت معرفي اين اصطلاح جالب .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

دوستان ايراد گرفتن چرا همه اش از خواننده هاي مرد ترانه ميذارم، خب دعوا نداريم كه... اينم از خواننده هاي زن. جانا نانيني (Gianna Nannini) چطوره؟... الان اون يكي دوستمون مياد ميگه چرا پاي اين كلاغ سياه رو وسط كشيدي؟! عجب بدبختي داريما...

 

خداييش درسته اين جاننا خانم ريخت و قيافه نداره اما اين آلبوم Graze اشو خيلي دوست دارم. ناسلامتي طرف روانشناسي خونده... آهنگاش جون ميده واسه خوابيدن.

 

علي الحساب دوتا از ترانه هاي قشنگ اين آلبومشو براتون ميذارم تا بعد...

 

دريافت ترانه Treno Bis

دريافت ترانه Sei Nell'anima

 

 

Treno Bis

 

 

 

 

Sei Nell'anima

 

 

 


Ho preso il treno
سوار قطار شدم

 

Lasciando il nostro addio
تا خداحافظي مونو پشت سر بذارم

 

Sulle tue labbra
روي لبهات


Al posto mio
جاي منه


Ho spento il cielo
آسمونو تاريك كردم


Per non vedere piu’
واسه اينكه ديگه نبينم

 

Com’è la vita
زندگي چطوريه


Senza di te
بدون تو


La solitudine
تنهايي

 

Che se ne va sopra le nuvole
كه روي ابرها ميره


Un sogno brucia
رويايي كه ميسوزه

 

Alla stazione nord

تو ايستگاه شمال


Non mi spaventa
ترسي ندارم


Ti aspetterò
منتظرت ميمونم

Sei lontano
دور هستي

 

Questa sera che mi fa vivere di noi
امشبي كه وادارم ميكنه واسه خودمون زندگي كنم

 

Sei come il vento che vedo andar via
مثل بادي هستي كه ميبينم ميره

 

Non sei qui e cosi’ sia
اينجا نيستي و اينطوريه


In questo treno
تو اين ترن

 

L’inverno sono io
زمستون من هستم

 

E non mi sciolgo
و آب نميشم

 

Dal nostro addio
از (زمان) خداحافظيمون

 

 


Vado punto e a capo così
وايميستم و اينطوري از سر شروع ميكنم

 

Spegnerò le luci e da qui Sparirai
چراغو خاموش ميكنم و بعدش ناپديد ميشي


Pochi attimi
چند لحظه

 

Oltre questa nebbia
كنار اين مه


Oltre il temporale
كنار اين طوفان


C’è una notte lunga e limpida,
شب طولاني و  صافیه

 

Finirà
تموم ميشه


Ma è la tenerezza
اين آرامشيه

 

Che ci fa paura
كه ازش ميترسيم


Sei nell’anima
تو قلبمي

 

E lì ti lascio per sempre
و تو رو واسه هميشه ترك ميكنم


Sospeso Immobile
 
معطل موندم، بي حركت


Fermo immagine
يه تصوير ثابت

 

Un segno che non passa mai
ترسيه، كه ولم نميكنه


Vado punto e a capo vedrai
وايمستم و ميبيني كه  از سر شروع مي كنم

 

Quel che resta indietro
كسي كه عقب مونده

 

Non è tutto falso e inutile
هيچي غلط و بي استفاده نيست

 

Capirai
ميفهمي


Lascio andare i giorni
روزهايي رو كه گذشته رو ول ميكنم

 

Tra certezze e sbagli
ميون شك و اطمينان

 

E’ una strada stretta stretta
يه راه محكم محكم وجود داره

 

Fino a te
به سمت تو


Quanta tenerezza
چقدر آرامش

 

Non fa più paura
ديگه نميترسيم


Sei nell’anima
تو قلبمي

 

E lì ti lascio per sempre
و تو رو واسه هميشه ترك ميكنم


Sei in ogni parte di me
تو هر تيكه مني


Ti sento scendere
حس ميكنم پايين ميري

 

Fra respiro e battito
ميون تنفس و ضربان قلب


Sei nell’anima…

تو قلبمي...


In questo spazio indifeso
تو اين فضاي بي دفاع

 

Inizia tutto con te

همه چي با تو شروع ميشه

 

Non ci serve un perchè
چراش مهم نيست

 

Siamo carne e fiato
جسم هستيم و نفس


Goccia a goccia, fianco a fianco
قطره به قطره، پهلو به پهلو

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت تلفظ جملات هفته پنجم

 

Campo
محدوده، شعبه، زمين و مزرعه

Questo non rientra nel mio campo.

اين از محدوه من خارجه


Dislivello
اختلاف سطح، نابرابري

Tra le due colline c'è un dislivello di trecento metri.
سيصد متر اختلاف بين دوتپه وجود داره

 

Erba
سبزه، علف

L'erba del vicino è sempre più verde.
سبزه نزديك هميشه سبزتره

 

Fermo
ساكن، بي حركت

Il ragazzo stava fermo nel nascondiglio.
تو مخفيگاهش پسره بي حركت ايستاده بود.

 

Particolare
مخصوص، ويژه، عجيب و غريب

Questo vino ha un sapore particolare.
اين شراب يه طعم بخصوصي داره

 

Noia
خسته، دلتنگ

Che noia quell'uomo!
اون مرد چه خسته اس!

 

Tralasciare

از قلم انداختن. فراموش كردن
Non tralasciare questo dettaglio.
اين جزئيات رو از قلم نندازي.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

لوچيو باتيستي (Lucio battisti) يكي از خواننده هاي پرنفوذ ايتاليا تو زمينه پاپ و راك بود(1943-1998). موفق ترين كارهاش مال زمانيه كه با جوليو راپتتي (Giulio rapetti- 1936) معروف به موگول (Mogol) ترانه نويس معروف ايتاليايي همكاري ميكرد.

 

 

لوچيو باتيستي

 

 ترانه افكار و صحبتها يكي از ترانه هاي بياد موندني اين دوتاست.  تو اين ترانه موگول به زندگي واقعي خودش اشاره داره. زمان كودكي و جونيش. مثلا موقعي كه به انگلستان ميره و با يه خانواده يهودي زندگي ميكنه، جائيكه نزديك راه آهن و سينما بوده.

 

 اون اين ترانه رو درست وقتي كه از همسرش جدا ميشه، نوشته. واسه همين تم اصلي ترانه مربوط به مسائل و مشكلاتيه كه باعث ميشه دوتا آدم عاشق نتونن باهم ارتباط برقرار كنن.

 

همون طور كه از اسم ترانه هم پيداس، قسمتي مربوط به اون چيزيه كه تو ذهن خواننده ميگذره و قسمتي هم اون چيزيه كه به زبون مياره كه من با دو رنگ مختلف جداشون كردم و تو ترانه اصلي هم جداگانه و همزمان خونده ميشه.

 

 

لوچيو باتيستي و موگول

 

اين ترانه زيبا رو ازاینجا دانلود كنيد و براي تماشاش هم به اينجا سر بزنيد.

 

 

Pensieri e Parole

 

Che ne sai di un bambino che rubava
e soltanto nel buio giocava?
e del sole che trafigge i solai?
Che ne sai?


E di un mondo tutto chiuso in una via?
e di un cinema di periferia?
che ne sai della nostra ferrovia?
Che ne sai?

افكار و صحبتها

 

چي ميدوني از بچه اي كه دزدي ميكرد،
و تنها تو تاريكي بازي ميكرد؟
و از نور خورشيدي که از سقف نفوذ ميكنه؟
چي ميدوني؟

 

از دنيايي كه تو يه خيابون خلاصه شده؟
و از سينمايي تو همون حول و حوش؟

از راه آهن ما چي ميدوني؟
چي ميدوني؟

 

Conosci me la mia lealtà
tu sai che oggi morirei per onestà.
Conosci me il nome mio
tu sola sai se è vero o no che credo in Dio.

منو ميشناسي، وفاداريمو

ميدوني كه امروز واسه صداقتم ميميرم.
منو ميشناسي، اسممو ميدوني

اگه واقعا به خدا اعتقاد دارم يا نه، تنها تو ميدوني.

 

Che ne sai tu di un campo di grano
poesia di un amore profano
la paura d'esser preso per mano?
Che ne sai

 

از يه مزرعه گندم چي ميدوني
اشعاري از يك عشق عميق
از ترس از گير افتادن؟
چي ميدوني؟

 

L'amore mio
che ne sai di un ragazzo perbene
è roccia ormai
che mostrava tutte quante le sue pene:
e sfida il tempo e sfida il vento e tu lo sai
la mia sincerità per rubare la sua verginità,
sì tu lo sai
Che ne sai?

 

عشق من

چي ميدوني  از يه پسر شريف
حالا يه صخره اس

كه تمام درداشو نشون ميده:
و مبارزه اش با زمان يا باد و تو ميدوني
از صداقتم واسه دزديدن دوشيزگي اون استفاده کردم،

آره اينو ميدوني

چي ميدوني؟

 

Davanti a me c'è un'altra vita
la nostra è già finita
e nuove notti e nuovi giorni.
Cara, vai o torni con me.
Davanti a te ci sono io.

Dammi forza mio Dio
O un altro uomo
Chiedo adesso perdono
E nuove notti e nuovi giorni
Cara, non odiarmi se puoi.

جلوي من يه زندگي ديگه اس
زندگي ما باهم قبلا به پايان رسيده
و شبها و روزهاي جديدي در پيش داريم
عزيزم با من مياي يا برميگردي.

جلوي تو من هستم

خدايا به من قدرت بده
يا مرد ديگه ايه

حالا ازت بخشش ميخوام
شبها و روزهاي جديدي در پيش داريم
عزيزم اگه ميتوني ازم نفرت نداشته باش

 

Conosci me
Che ne sai di un viaggio in Inghilterra?
quel che darei
che ne sai di un amore israelita?
perché negli altri ritrovassi gli occhi miei
di due occhi sbarrati che mi han detto
bugiardo è finita?
Che ne sai di un ragazzo che ti amava?
che parlava e niente sapeva?
eppur quel che diceva chissà
perché chissà?
si tu lo sai
adesso è verità.

منو ميشناسي

از مسافرت به انگلستان چي ميدوني؟

چي جرئت دارم بدم

از يه عشق يهودي چي ميدوني؟

اينكه چشمامو رو صورت ديگران ببيني
از دو چشمي كه گستاخانه به من ميگن:

دروغگو، همه چي تموم شد ؟
از پسري كه دوستت داره چي ميدوني؟

كسي كه حرف ميزنه و هيچي نميفهمه؟

با اينحال اون چيزي كه ميگه، كي،

كي ميگه چرا؟
اينو ميدوني

الان حقيقته.

Davanti a me c'è un'altra vita...

جلوي من يه زندگي ديگه اس...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ببينم، ميخوائيد ايتاليايي ياد بگيريد يا ميخوائيد هي دليل بياريد كه چرا نميتونيد ايتاليايي ياد بگيريد؟ مثل همون دلايلي كه اغلب واسه رژيم گرفتن، پس انداز كردن و درس خوندن و غيره مياريد .

 

خب ميتونيد وقتتونو تلف كنيد و هي بهونه بياريد كه چرا نميتونيد كلمات ايتاليايي رو تلفظ كنيد يا صرف افعال رو ياد بگيريد، اما بهتره اين وقت و انرژي رو بذاريد واسه ياد گرفتن اين la bella lingua.

 

تو اين پست ميپردازيم به بهونه های رايجي كه دوستان واسه ياد نگرفتن زبون ايتاليايي ميارن .

 

 

ايتاليايي خيلي سخت تر از انگليسيه!

 

كاملا اشتباهه. تحقيقات علمي نشون ميده كه زبون ايتاليايي خيلي ساده تر از انگلیسه. 

 

 

چيزي كه اغلب ما فراموش ميكنيم اينه كه همه اولش ناشي بودن! به بچه اي فكر كنيد كه بهتر از هركسي زبون مادريشو ياد ميگيره. بچه ها ميخندن و از حرف زدن لذت ميبرن، ترانه ميخونن بدون اينكه نگران اشتباه حرف زدن باشن یا از شنيدن صداي خودشون ناراحت بشن.  شما چرا اینکارو نمیکنید؟

يه ضرب المثل ايتاليايي هست كه ميگه : Sbagliando s'impara، اشتباه كن تا ياد بگيري !

  

نزديك خونمون آموزشگاه زبان ايتاليايي نيست!

 

آموزشگاه؟ عمو يادگار، تو قرن بيست و يكم كي ميره تو غار، ببخشيد آموزشگاه ؟

اين همه سايت آنلاين آموزش زبان، اين همه دوره هاي آموزشي، برنامه هاي تلوزيوني ماهواره، ياهو مسنجر... بازم بگم؟!

 

 

خلاصه كلام، مطمئن باشيد خود من يكي تا حالا پامو تو هيچ آموزشگاه زباني نذاشتم .

 

ايتاليايي هيچوقت به دردم نميخوره!

 

مهم نيست چه انگيزه اي شما رو وادار ميكنه ايتاليايي ياد بگيريد، آدم از آينده خبر نداره كه چه فرصتهايي رو جلو پاش ميذاره. يه نگاهي به اينجا بندازيد تا بدونيد كه اگه زبون ايتاليايي یاد بگیرید ممكنه پاپ بعدي واتیکان  شما باشيد!!!

 

سنم بالاست. از من گذشته!

 

اين يكي از مضحك ترين دلايله. تو هر سني كه باشيد ميتونيد ايتاليايي ياد بگيريد. اين فقط به اراده و تصميم شما بستگي داره. پس بي خود ياد گرفتنو عقب نندازيد و همين الان تمرينات رو شروع كنيد .

 

من وقت كافي واسه ياد گرفتن زبان ندارم!

 

من ده روش واسه يادگيري سريع ايتاليايي بهتون معرفي كردم. دو هفته درس خوندن تو آموزشگاههاي زبان ايتاليا، از يكسال درس خوندن تو آموزشگاههاي ديگه موثر تره.

اصلا فكر كنيد ميخواهيد واسه مسافرت هزينه كنيد. صبحا بريد سر كلاس، بعد از ظهر ها هم كلي وقت داريد از كليساها، موزه ها و جاهاي ديدني ديگه بازديد كنيد .

 

ايتالياييها از حرف زدن من سر در نميارن!

 

اگه تلاش كنيد همه چي حل ميشه. همراه صحبت از زبون اشاره كه اينجا درباره اش صحبت كرديم هم استفاده كنيد. مهمترين چيز تو يادگيري اينه كه اعتماد به نفس داشته باشيد، هرچي بيشتر سعي كنيد حرف بزنيد، زودتر اون زبون رو ياد ميگيريد .

 

من همش مدت كوتاهي ميخوام تو ايتاليا بمونم، چرا به خودم زحمت بدم؟

 

واقعا اگه ايتاليايي بلد نباشيد، تو ايتاليا به زحمت نميافتيد؟!... از كجا ميفهميد دستشويي كجاست؟ يا چطوري از منوي غذايي رستوران سر در مياريد؟ حداقل ميتونيد فقط جملات كاربردي رو ياد بگيريد .

 

من نميتونم "ر" رو درست تلفظ كنم!

 

اصلا مهم نيست. بعضي از ايتاليايها هم نميتون "ر" رو درست تلفظ كنن. به اين ميگن: la erre moscia، "ر" ملايم.

در واقع به علت لهجه هاي محلي، بعضي از ايتاليايها "ر" رو نميتونن خوب تلفظ كن. مثلا ايتالياييهاي شمالي، مخصوصا شمال غربي ناحيه پيه دمونت (Piedmont) كه نزديك مرز فرانسه اس، به علت نفوذ زبان فرانسه، "ر" رو شبيه فرانسويا تلفظ ميكنن (تو مايه هاي ق) كه بهش ميگن: la erre alla francese. شما هم كه كاسه داغتر از آش نيستيد !

 

گيج شدم، نميدونم از كجا شروع كنم.

 

بيخود وقتتون رو صرف گشتن از اين آموزشگاه به اون آموزشگاه و تحقيقات در مورد دوره هاي آموزشي مختلف نكنيد که ببینید چی خوبه چی بده و...

از هر چيزي كه دم دستتون هست شروع كنيد و به مرور سراغ چيزاي ديگه اي كه پيدا ميكنيد بريد. چي؟ هيچي دم دستتون نيست؟ پس اين كتاب خود آموز و تلفظاش چيه؟ دستور زبان هم كه داريد. ديگه چي ميخوايد؟

 

 موفق باشيد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت تلفظ جملات هفته چهارم

  

Molla

فنر
È saltata la molla.

فنر شكسته است.

Mercato

فروشگاه
Le merci estere inondano il mercato.

كالاهاي خارجي فروشگاه رو پر كردن

Gustare

چشيدن، لذت بردن
Con questo raffreddore non riesco a gustare nulla.

با اين سرماخوردگی هيچي رو نميتونم بچشم.

Marca

مارك
Questa è la migliore marca di tè.

اين بهترين مارك چائيه.

Spugna
اسفنج، ابر

La spugna assorbe l'acqua.

اسفنج آبو جذب ميكنه.

 

Canto
ترانه

Il canto è solo eseguito dal coro.
اين ترانه فقط توسط گروه كر اجرا ميشه.

 

Albero

درخت

Lo appesero ad un albero.

اونو از يه درخت دار زدن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

L'inno Del Corpo Sciolto

 

اگه دنبال يه ترانه با احساس و عاشقانه و رمانتيك ميگرديد، اصلا اين پست رو نخونيد كه ابدا به درد شما نميخوره .

 

اين يه ترانه خنده دار، در عین حال كثيف و حال به هم زنيه كه مدتها پيش واسه خنده ترجمه اش كردم اما مردد بودم كه از اين جور ترانه ها هم براتون بذارم يا نه، تا اینکه گفتم بي خيال، بلاخره بايد بدونيد كه ترانه هاي كوچه بازاري ايتاليايي چه جورين ديگه . ممكنه خوشتون بياد ممكنه خوشتون نياد، در ضمن به درد زير 16 سال هم نميخوره .

 

 

اين يه ترانه معروف از روبرتو بنينيه كه اولين بار تو  تورهاي توتو بنيني سال ۱۹۸۳ اجراش كرد. به الانش نگاه نكنيد، اون موقع بنيني بيشتر بخاطر ترانه ها و سخنرانيهاي اينچنينيش معروف بود .

 

 اگه دوست داشتين ترجمه و آهنگ رو ازاینجا  بگيريد و از اینجا هم اجرای زنده اشو ببینید که جالب و خنده داره .


E questo è l'inno del corpo sciolto,
lo può cantare solo chi caga di molto
se vi stupite, la reazione è strana
perchè cagare è soprattutto cosa umana.

Noi ci si svegliamo e dalla mattina
il corpo sogna sulla latrina,
le membra riposano nel mezzo dell'orto,
perchè questo è l'inno, l'inno sì del corpo sciolto

Ci hanno detto "Vili!, Brutti e schifosi",
ma son soltanto degli stitici gelosi,
ma 'l corpo è lieto lo sguardo è puro,
noi siamo quelli che han cagato di sicuro.

Pulirsi il culo dà gioe infinite
con foglie di zucca di bietola o di vite
quindi cagate perchè è dimostrato,
ci si pulisce 'l culo dopo aver cagato.

evviva i cessi, Sian benedetti !
evviva i bagni, le toilette, i gabinetti,
evviva i campi da concimare
viva la merda e chi ha voglia di cagare

 

Il bello nostro è che ci si 'ncazza parecchio,
ci si calma solo dopo averne fatta un secchio
la voglia è reggere per una stagione,
e con la merda puoi far la rivoluzione

Pieni di merda andremo a lavorare
poi tutto a un tratto si fa quello che ci pare
e chi dice,dice:"te fa questo e quello",
noi gli caghiamo addosso e lo copriam fino al cervello.

Cagone ! Merdone ! Stronzone ! Puzzone !
La merda che mi scappa
si spappa su di te !


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ترانه كاروزو (Caruso) ترانه زيباييه كه با صداي خواننده هاي مختلفي شنيدمش اما به جرئت ميتونم بگم كه هيچكس نتونسته مثل پاوارتي اين آهنگ رو قشنگ و پر احساس بخونه.  از شما دعوت ميكنم باهم به اين ترانه، با صداي مرحوم لوچيانو پاوراتي (Luciano Pavarotti) گوش كنيم:

 

دانلود ترانه و تماشای اجرای پاوارتی از این ترانه

 

 

Qui dove il mare Luccica e tira forte il vento, su una vecchia terraza davanti al Golfo di Surriento, Un uomo abbraccia una ragazza dopo che aveva pianto, poi si shiarisce la voce e ricomincia il canto:

اينجا، جائيكه دريا ميدرخشد و باد ميوزد، روي يك عرشه قديمي كنار خليج سوررينتو ( نزديك شهر ناپل)، مردي، دختري را در آغوش گرفته است بعد از اینکه گريه ميكند، سپس صدايش را تازه كرده و ترانه را ادامه ميدهد:

Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسيار دوستت دارم. بسيار بسيار زياد، خوب ميداني و میدانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب ميكند.


Vide le luci en mezzo al mare, pensó alle notti la in America. Ma erano solo le lampare e la bianca scia di una elica.

او چراغهايي روي دريا ديد، به شبهاي آمريكا فکر کرد. اما آنها فقط چراغهاي ماهيگیران (در شب) بودند و مسير سفيد پشت كشتي.

 

Senti il dolore nella musica, si alzó dal pianoforte, ma quando vida la luna uscire da una nuvola, gli sembró piú dolce anche la morte.

از موسيقي احساس ناراحتي كرد و از كنار پيانو برخواست. اما وقتي ديد ماه از پشت ابري پديدار شد، مرگ هم برايش شيرين تر شد.

 

 

Guardó negli occhi la ragazza. Quegli occhi verdi come il mare. Poi all´improvviso usci una lacrima  e lui credette di affogare.

به چشمان دخترك نگاه كرد. آن چشمها مانند دريا سبز بودند.سپس ناگهان اشكي چكيد و فهميد كه در حال غرق شدن است.


Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسيار دوستت دارم. بسيار بسيار زياد، خوب ميداني و میدانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب ميكند.

 

Potenza della lirica dove agni drama é un falso cha con un po´de trucco e con la mímica, puoi diventare un altro. Ma due occhi che ti guardano cosi vicini e vari, ti fan scordare le parole, confondono i pensieri.

 

با قدرت اپرا، جايي كه هر تراژدي تنها يك فريب است همراه با كمي آرايش و نمايش، ميتواني كسي ديگر باشي. اما دوچشمي كه به تو نگاه ميكنند، چنين نزديك و واقعي، باعث ميشود كلمات را فراموش كني و افكارت مغشوش شود.


Cosi diventa tutto piccolo, anche le notti la in America. Ti volti e vadi la tua vita, como la scia di unélica. Ma si é la vita che finisce. Ma lui non ci pensó poi tantó, anzi si sentiva gía felice e ricominció il suo canto:

اينچنين هر چيزي كوچك ميشود، حتي شبهاي آمريكا. به پشت ميچرخي و به زندگيت نگاه ميكني، از ميان مسير سفيد پشت كشتي. اما آن زندگي است كه به پايان رسيده.  او ديگر به آن نمي انديشد، بلعكس احساس خوشحالي ميكند و ترانه اش را ادامه ميدهد:


Te voglia bene assaise. Ma tanto tanto bene sai e una catena ormai che scioglie il sangue dint´e vene sai.

بسيار دوستت دارم. بسيار بسيار زياد، خوب ميداني و میدانی حالا زنجیر وار خون درون رگها را ذوب ميكند.

 

 

با تشکر از پیروز عزیز بابت تصحیح اشکالات موجود در متن و ارسال لینک ویدئو  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

...Come 'l sol volge le 'nfiammate rote

per dar luogo a la notte, onde discende

dagli altissimi monti maggior l'ombra,

l'avaro zappador l'arme riprende,

 

...هنگامي كه خورشيد چرخ آتشينش را ميگرداند،

تا جايش را به شب بسپارد.

هنگامي كه سايه هاي سياهتر از قله هاي بلند پايين ميآيند،

كشاورز طماع وسايلش را جمع ميكند،

 

et con parole et con alpestri note

ogni gravezza del suo petto sgombra;

et poi la mensa ingombra

di povere vivande,

 

و با نوا و گفتار كوهستان،

هرگونه افسردگي از دلش زدوده ميشود.

وسپس ميز غذاي

فقيرانه اش را آماده ميكند.

 

simili a quelle ghiande,

le qua' fuggendo tutto 'l mondo honora.

Ma chi vuol si rallegri ad ora ad ora,

 

همانند آن ميوه هاي بلوط،

كه تمام دنيا با عزت از آن دوري كرد،

اما چه كسي گذاشت ساعتها خوشحال باشند.

(اشاره به افسانه هاي يوناني و رومي، Golden age)

 

ch'i' pur non ebbi anchor, non dirò lieta,

ma riposata un'hora,

né per volger di ciel né di pianeta....

 

از آن زمان تاكنون حتي يكساعت هم آسايش نداشته ام،

به جاي چرخش آسمان و سياره ها،

از خوشحالي حرف نزن....

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دارم مطلبي در مورد آداب و رسوم مردم ايتاليا تو عيد پاك تهيه میكنم. بهتر ديدم قبل از اون اشاره كنم كه عيد پاك، روز عروج عيسي مسيح به آسمون، از كجا اومده و چرا مسيحيا اين روز رو جشن ميگيرن.

 

راستش هيچ جا رو نديدم كه بهتر از انجيل يوحنا اين مطلب رو توضيح داده باشه. پس همراه شما ميريم به فصل نوزده انجيل يوحنا .

 

تو اين فصل توضيح داده ميشه كه چطور عيسي مسيح به صليب كشيده ميشه و ميميره، و سربازا براي اينكه از مرگش مطمئن بشن نيزه اي به پهلوي اون فرو ميكنن.

 الباقي ماجرا رو كه تو باب سي و هشت به بعد نوشته شده از روي انجيل ميخونيم:

 

Giovanni 19

 

[38]Dopo questi fatti, Giuseppe d'Arimatèa, che era discepolo di Gesù, ma di nascosto per timore dei Giudei, chiese a Pilato di prendere il corpo di Gesù. Pilato lo concesse. Allora egli andò e prese il corpo di Gesù. 

 

بعد از اين عمل، يوسف آرمياته، كه به علت ترس از يهوديان، از پيروان پنهاني عيسي بود، از پيلاتو خواست جسد عيسي را بگيرد. پيلاتو اجازه داد. پس او آمد و جسد عيسي را گرفت.

 

[39]Vi andò anche Nicodèmo, quello che in precedenza era andato da lui di notte, e portò una mistura di mirra e di aloe di circa cento libbre. 

 

نيكودمو هم كه در ابتدا، شب نزد او آمده بود، تقريبا صد پوند (حدود سي كيلو) مخلوط مر و چوب عود (مواد خوشبو) آورد.

 

[40]Essi presero allora il corpo di Gesù, e lo avvolsero in bende insieme con oli aromatici, com'è usanza seppellire per i Giudei. 

 

آنها جسد عيسي را گرفتند، و با روغن معطر در پارچه پيچيدند، مانند رسوم تدفين يهوديان.

 

[41]Ora, nel luogo dove era stato crocifisso, vi era un giardino e nel giardino un sepolcro nuovo, nel quale nessuno era stato ancora deposto. 

 

حالا، در محلي كه او مصلوب شده بود، باغ كوچكي بود و در باغ، قبر تازه اي بود كه كسي در آن دفن نشده بود.

 

[42]Là dunque deposero Gesù, a motivo della Preparazione dei Giudei, poiché quel sepolcro era vicino.

 

چون شنبه يهوديان در پيش بود، از آنجايي كه قبر نزديك بود، عيسي را آنجا دفن كردند.

 

 

Giovanni 20

 

[1]Nel giorno dopo il sabato, Maria di Màgdala si recò al sepolcro di buon mattino, quand'era ancora buio, e vide che la pietra era stata ribaltata dal sepolcro. 

 

در روز پس از شنبه، مريم مجداليني، صبح زود، زماني كه هوا هنوز تاريك بود، سر آرامگاه آمد و ديد كه سنگ قبر كنار رفته است.

 

[2]Corse allora e andò da Simon Pietro e dall'altro discepolo, quello che Gesù amava, e disse loro: «Hanno portato via il Signore dal sepolcro e non sappiamo dove l'hanno posto!». 

 

او دويد و به نزد سيمون پيترو و ديگر پيروان رفت، كسي كه عيسي را دوست داشت، و به آنها گفت: « آنها خداوند را از قبر برده اند و نميدانم كجا گذاشته اند!»

 

[3]Uscì allora Simon Pietro insieme all'altro discepolo, e si recarono al sepolcro. 

 

سپس سيمون پيترو، همراه ديگر پيروان بيرون آمدند، و به آرامگاه رفتند.

 

 [4]Correvano insieme tutti e due, ma l'altro discepolo corse più veloce di Pietro e giunse per primo al sepolcro. 

 

آنها هر دو دويدند، اما پيروان ديگر سريعتر رفتند و اول به سر قبر رسيدند.

 

[5]Chinatosi, vide le bende per terra, ma non entrò. 

 

خم شدند و پارچه ها را روي زمين ديدند، اما داخل گور نشدند.

 

 [6]Giunse intanto anche Simon Pietro che lo seguiva ed entrò nel sepolcro e vide le bende per terra, 

 

سپس سيمون پيترو به دنبال آنان آمد و داخل گور شد و پارچه هاي خالي را ديد.

 

[7]e il sudario, che gli era stato posto sul capo, non per terra con le bende, ma piegato in un luogo a parte. 

 

دستمالي كه روي سرش بود، با پارچه ها روي زمين نبود، اما لوله شده، جدا از بقيه بود.

 

[8]Allora entrò anche l'altro discepolo, che era giunto per primo al sepolcro, e vide e credette. 

 

سپس بقيه پيروان كه اول سر قبر رسيده بودند، داخل شدند و باور پيدا كردند.

 

[9]Non avevano infatti ancora compreso la Scrittura, che egli cioè doveva risuscitare dai morti. 

 

آنها هنوز كتاب مقدس را نداشتند كه (بدانند) او بايد از مرگ به زندگي بازگردد.

 

[10]I discepoli intanto se ne tornarono di nuovo a casa.

 

سپس پيروان به خانه هايشان بازگشتند.

 

 [11]Maria invece stava all'esterno vicino al sepolcro e piangeva. Mentre piangeva, si chinò verso il sepolcro 

 

در عوض مريم، بيرون آرامگاه  ايستاد و گريه ميكرد. در حال گريه كردن براي ديدن داخل آرامگاه خم شد.

 

[12]e vide due angeli in bianche vesti, seduti l'uno dalla parte del capo e l'altro dei piedi, dove era stato posto il corpo di Gesù. 

 

و دو فرشته سفيد پوش را ديد، يكي در سر و ديگري در پاي جايي كه بدن عيسي بود، نشسته بودند.

 

[13]Ed essi le dissero: «Donna, perché piangi?». Rispose loro: «Hanno portato via il mio Signore e non so dove lo hanno posto». 

 

آنها به او گفتند: « بانو، چرا گريه ميكني؟». به آنها پاسخ داد: « خداوند مرا برده اند و نميدانم كجا گذاشته اند ».

 

[14]Detto questo, si voltò indietro e vide Gesù che stava lì in piedi; ma non sapeva che era Gesù. 

 

اين را گفت، به پشت برگشت و عيسي را ديد كه ايستاده است، اما نفهميد كه او عيسي است.

 

 [15]Le disse Gesù: «Donna, perché piangi? Chi cerchi?». Essa, pensando che fosse il custode del giardino, gli disse: «Signore, se l'hai portato via tu, dimmi dove lo hai posto e io andrò a prenderlo». 

 

عيسي به او گفت: « بانو، چرا گريه ميكني؟ دنبال كه هستي؟». به خيال اينكه او باغبان باغ است، به او گفت: « آقا، اگر تو او را برده اي، به من بگو او را كجا گذاشته اي و من براي بردنش ميروم».

 

[16]Gesù le disse: «Maria!». Essa allora, voltatasi verso di lui, gli disse in ebraico: «Rabbunì!», che significa: Maestro! 

 

عيسي به او گفت: « مريم!». (مريم) به سمت او چرخيد و به زبان عبري گفت: «رببوني!»، به معني : استاد!

 

 

نقاشي ديواري عروج  از جوتو (Giotto) در كليساي اسكووني (Scrovegni) شهر آرناي (Arena) پادوا. مربوط به لحظه اي كه عيسي خطاب به مريم ميگويد: به من دست نزن (Noli me tangere)

 

 [17]Gesù le disse: «Non mi trattenere, perché non sono ancora salito al Padre; ma và dai miei fratelli e dì loro: Io salgo al Padre mio e Padre vostro, Dio mio e Dio vostro». 

 

عيسي به او گفت: « به من دست نزن، زيرا هنوز به سمت پدر صعود نكرده ام، اما به سوي برادرانم برو و به آنها بگو: من به سمت پدرم و پدر شما صعود ميكنم، خداي من و خداي شما».

 

[18]Maria di Màgdala andò subito ad annunziare ai discepoli: «Ho visto il Signore» e anche ciò che le aveva detto.

 

مريم مجداليني فورا رفت و به پيروان گفت: « من خداوند را ديدم» و آنچه را كه شنيده بود بازگو كرد.

 

[19]La sera di quello stesso giorno, il primo dopo il sabato, mentre erano chiuse le porte del luogo dove si trovavano i discepoli per timore dei Giudei, venne Gesù, si fermò in mezzo a loro e disse: «Pace a voi!». 

 

در غروب همان روز، بعد از شنبه، در حالي كه درهاي محلي كه پيروان بودند، از ترس يهوديان بسته شد، عيسي آمد، و در ميان ايشان ايستاد و گفت: «سلام بر شما!»

 

 [20]Detto questo, mostrò loro le mani e il costato. E i discepoli gioirono al vedere il Signore. 

 

وقتي اين را گفت، دستها و پهلويش را به آنها نشان داد. و پيروان از ديدن خداوند خوشحال شدند.

 

[21]Gesù disse loro di nuovo: «Pace a voi! Come il Padre ha mandato me, anch'io mando voi». 

 

عيسي دوباره به آنها گفت: « سلام بر شما! همانطور كه پدر مرا فرستاد، من نيز شما را ميفرستم».

 

[22]Dopo aver itto questo, alitò su di loro e disse: «Ricevete lo Spirito Santo; 

 

بعد از گفتن اين، به آنها دميد و گفت: « روح القدس را بگيريد،

 

[23]a chi rimetterete i peccati saranno rimessi e a chi non li rimetterete, resteranno non rimessi».

 

اگر شما گناهان كسي را ببخشيد، آنها بخشوده هستند و اگر كسي را نبخشيد، نابخشوده خواهد ماند».

 

 [24]Tommaso, uno dei Dodici, chiamato Dìdimo, non era con loro quando venne Gesù. 

 

توما، يكي از دوازده نفر، كه به شکاک معروف بود، وقتي عيسي آمد، با آنها نبود.

 

[25]Gli dissero allora gli altri discepoli: «Abbiamo visto il Signore!». Ma egli disse loro: «Se non vedo nelle sue mani il segno dei chiodi e non metto il dito nel posto dei chiodi e non metto la mia mano nel suo costato, non crederò».

 

بنابراين بقيه پيروان به او گفتند: « ما خداوند را ديده ايم!». اما او به انان گفت: « اگر روي دستانش جاي ميخ را نبينم و انگشتم را در جاي ميخها نگذاشته و دستم را روي پهلويش نگذارم، باور نخواهم كردم».

 

[26]Otto giorni dopo i discepoli erano di nuovo in casa e c'era con loro anche Tommaso. Venne Gesù, a porte chiuse, si fermò in mezzo a loro e disse: «Pace a voi!». 

 

هشت روز بعد، پيروانش دوباره در خانه بودند و توما نيز با آنان بود. عيسي از در بسته آمد، ميان ايشان ايستاد و گفت: « سلام بر شما! »

 

[27]Poi disse a Tommaso: «Metti qua il tuo dito e guarda le mie mani; stendi la tua mano, e mettila nel mio costato; e non essere più incredulo ma credente!». 

 

سپس به توما گفت: « انگشتت را اينجا بگذار، و دستانم را ببين و دستت را بكش و به پهلويم بگذار و ديگر بي ايمان نباش، ايمان بياور!».

 

[28]Rispose Tommaso: «Mio Signore e mio Dio!». 

 

توما پاسخ داد: « سرور و خداي من! ».

 

[29]Gesù gli disse: «Perché mi hai veduto, hai creduto: beati quelli che pur non avendo visto crederanno!».

 

عيسي به او گفت: « چرا مرا ديدي ايمان آوردي؟ خوشا به سعادت آناني كه نديده ايمان مياورند! »

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

وقتي تو پست ايتالياييها چي ميگن چي نميگن  از اين كلمات صحبت كرديم دوستاني خواستن كه در مورد اين كلمات بيشتر توضیح بدیم. من چيزايي رو كه از اين كلمات ميدونستم اينجا براتون نوشتم. اگه كسي اطلاعات بيشتري داشت، خوشحال ميشم ما رو هم مطلع كنه .

 

 

Magari

اين كلمه تو مكالمات روزمره به منظورهاي مختلفي استفاده ميشه:

 

Magari c'è un altro motivo

شايد دليل ديگه اي باشه.

 

Magari ci vediamo stasera e ne parliamo

ممكنه امشب همديگه ببينيم و درباره اش صحبت كنيم.

 

Magari fosse vero!

اي كاش حقيقت داشت!

 

Lo aspetterò, magari dovessi rimanere qui un'intera giornata

منتظرش ميمونم، حتي اگه مجبور بشم تمام روزو اينجا بمونم.

 

Magari potrebbe offendersi

ممكنه حتي بهش بر بخوره.

Mica 

تو محاوره هاي روزمره اين كلمه به عنوان منفي كننده به كار ميره. سعي ميكنم كاربردشو با چندتا مثال نشون بدم:

 

mica male

بد نيست

 

Non sono mica scemo! = Mica sono scemo!

من احمق نيستم!

 

Mica sarà scemo, no?

نميتونه اينقدر احمق باشه، نه؟

 

Mica sono venuto Milano apposta per vedere te!

مطمئنا نيومدم ميلان كه فقط تو رو ببينم!

   

Insomma 

اين كلمه به معني به طور كلي و خلاصه استفاده ميشه:

 

Insomma, cosa ti ha detto?

به طور خلاصه، اون چي بهت گفت؟

 

Insomma, smettila!

خلاصه، تمومش كن!

 

اگه در پاسخ شلوغ كاري و حرافي كسي فقط اين كلمه گفته بشه، منظور اينه كه آقا بيخودي توضيح اضافه نده، " تمومش كن! "

 

Cioè

cioè از ciò è گرفته شده به معني " آن است".

 

آن مال من است

Cioé mio

 

خود ciò رو ميشه، بسته به متن، معادل "questo" يا "quello" ، "اين" يا "آن" ترجمه كرد. مثلا:

 

Ciò che vuoi = Quello che vuoi = Quel che vuoi =آن چيزي كه ميخواهي

 

فقط دقت كنيد كه ciò كتابي و ادبي تره.

 

Alcuni pensano che la luna sia fatta di formaggio verde, ma ciò è assurdo.

برخي فكر ميكنند ماه از پنير سبز ساخته شده، اما اين احمقانه است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اينم تلفظ جملات هفته سوم

 

Matto

ديوانه، شوريده، ازجا دررفته

Era matto dalla gioia.

از خوشي ديونه شده بود.

 

Termine

مرز، پايان، كلمه

Siamo arrivati al termine della strada.

ما به آخر جاده رسيده ايم.

 

Caldo

گرما

È un caldo che uccide.

گرمايي هست كه كشنده اس.

 

Novità

چيز تازه، حركت جديد، اخبار

Hai sentito l'ultima novità?

آخرين خبرا رو شنيدي؟

 

Questo

اين

Prendi questo libro.

اين كتابو بگير.

 

Zampino

دست و پاي حيون، چنگال و پنجه

Ci ha messo lo zampino il diavolo.

شيطون روش دست گذاشته.

 

Terrazza

تراس، بهارخواب، لژ

Saliamo in terrazza.

بيا بريم رو لژ (تراس)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط کاوه  |