اگه تصميم داريد گردشي در رم داشته باشيد، بد نيست به يه دوجين نكته گردگشگري تو رم توجه كنيد. پشيمون نميشيد. نظر دوستاني كه ساكن اونجا هستن، چيه؟ ![]()

1. نونا اغلب بی نمکن و نمك ندارن.
2. معمولا كسي نون و كره نميخوره. اگه بخواين براتون نون و روغن زيتون ميارن. ![]()
3. راننده تاكسي هاي رم خيلي خوش مشرب هستن، از طرف ديگه كرايه تاكسي هم زياد حساب كتاب نداره، هرجور بخوان حساب ميكنن. پس بهتره يا تاكسي سوار نشيد يا اگه سوار شديد زياد فكر كرايشو نكنين، راحت بشينين و از سواري تو رم لذت ببرين. ![]()
4. كليدا خيلي بزرگن. واسه همين اگه آپارتمان يا خونه اي اجاره كنيد، كليداي زيادي بهتون نميدن. ![]()
5. تقريبا همه جا مردم با سرعت رانندگي ميكنن.

6. اگه pesto pasta (پاستا با يه جور سس سبز مخصوص ايتاليايي) سفارش داديد و رنگش سبز نبود، زياد تعجب نكنيد! ![]()
7. بعد از ساعت 10 صبح، ديگه از قهوه با شير خبري نيست.
8. تو هر لحظه و هر جا مردم همش به هم buongiorno ميگن.
9. اونا Grazie رو تو سه سيلاب تلفظ ميكنن. ![]()
10. هرچند هر وعده غذايي قسمتهاي مختلفي داره (antipasti, primi, secondi, dolci, formaggi)، اما مجبور نيستين همه شو سفارش بدين و بخورين. ![]()
11. شما توي رم ممكنه در عرض يه هفته به اندازه يك سالتون پياده روي كنيد. پس از خوردن غافل نشيد: mangia, mangia

12. اگه شكلات خواستين Straciatella رو امتحان كنيد. خيلي بهتره.
13. تو كبابي بعد از سفارش اول بايد پول بديد، بعدش بريد سراغ كسي كه داره panini رو درس ميكنه.
1۴. آدماي زيادي رو پيدا نميكنيد كه انگليسي حرف بزنن. اگه با مردم ايتاليايي حرف بزنيد، خيلي بيشتر تحويلتون ميگيرن. ![]()
1۵. بهتره به بانكتون بگيد كه تو ايتاليا هستيد، در غير اينصورت ممكنه با اتفاقات ناگواري جلوي دستگاههاي خودپرداز (ATM) مواجه بشيد.![]()

1۶. با خودتون كفشهاي راحتي بردارين. هرچند بهتره از كفشهاي پياده روي ايتاليايي به اسم GEOX استفاده كنيد. كفشي كه نفس ميكشه (scarpa che respira!) آرم تبليغاتيشه كه به نظر كاملا برازنده اشه. البته چندان ارزون قيمت نيستا. ![]()
1۷. اگه ميخواين از جاهايي مثل واتيكان و موزه هاي بزرگ بازديد كنيد، بهتره بليطاشو آن لاين و از طريق اينترنت تهيه كنيد. در غير اينصورت بايد ساعتها تو صف بليط وايستين. ![]()

1۸. اگه آب ميخواين، نگيد يه بطري آب ميخوام. فقط بگيد آب ميخواين. bottiglia d'acqua مقدار پيشفرض هست. بذاريد فكر كنن شما همه چي رو ميدونين. فقط بگيد frizzante (گاز دار) ميخوايد يا (naturale) معمولي.
۱۹. دلار اونجا اعتبار چنداني نداره، بهتره پولاتونو به يورو تبديل كنيد.
2۰. لازم نيست لباسهاي زيادي با خودتون ببريد. كسي اهميت نميده كه هر روز شما رو تو يه مدل لباس ببينه. ميتونيد لباسهاي تكراري بپوشيد.
2۱. اگه ماشين اجاره كرديد، قبل از رانندگي يه كمي باهاش كار كنيد تا قلقش دستتون بياد و الا ممكنه خدا نكرده بلا ملايي سرتون بياد.
2۲. تو مسافرت اين نكته رو در نظر داشته باشيد كه بعد از ظهرها، مردم غيبشون ميزنه و مغازه ها اكثرا تعطيلن.
2۳. سعي نكنيد تو ايتاليا رژيم بگيريد. اونجا ميتونيد غذاهايي بخوريد كه هيچ جا ديگه گيرتون نمياد. بعدا هم ميتونيد رژيم بگيريد. همونطور كه بالا گفتم شما زياد پياده روي خواهيد كرد و اين پرخوري شما رو جبران ميكنه. و در نهايت اينكه مزه گوشت ناحيه توسكاني باور نكردنيه، حتما امتحان كنيد. ![]()
![]()
قوري گل قرمزي، روي گل قالي
شيخ شمس الدين كه شخص شاخصي بود در شمس آباد سه شيشه شراب سرکشيد !!!
...
احتمالا شما هم با جملات اينچنيني دوستاتونو سركار گذاشتيد
، خب تنها ما نيستيم كه ميتونيم از اين جمله هاي سر كاري بسازيم. مردم نقاط ديگه دنيا، از جمله ايتالياييها هم از اين جمله ها كه با استفاده از كلمات مشابه يا تكرار اونا ساخته ميشه و تلفظشون كمي مشكل و در عين حال سرگرم كننده ميشه، زياد ميسازن. به اين جمله ها شولي لينگوا(Scioglilingua) ميگن.

يه چندتا از اين جمله ها رو قبلا دیده بودید. يه چندتا جمله جديد ديگه مينويسم تا با تمرين اونا هم سرگرم بشيد و هم چندتا لغت جديد ياد بگيريد. اگه علاقمند بوديد يه سر به اين سايت بزنيد تا علاوه بر ايتاليايي، جملات اينچنيني رو تو زبوناي ديگه، از جمله فارسي هم ببينيد
.
Trentatré Trentini entrarono a Trento, tutti e trentatré, trotterellando.
سي و سه تا ترنتيني به ترنتو رفتن، سي و سه تايشون يورتمه ميرفتن.
Centottantotto lire più cinque-cento-cinquanta-cinque centesimi.
188 لير و 555 صدم.
No, non ho un nonno.
نه، من پدر بزرگ ندارم.
Pio Pietro Paolo Pula pittore Palermitano, pinse pittura per poco prezzo, Prepotenti popolo pagate presto Pio Pietro Paolo
پيو پيترو پائولو پولا، نقاش پالرموئي، براي پول كمي نقاشي ميكنه، مردم مغرور زود به پيو پيترو پائولو پولا، پول بديد تا به زادگاهش پالرمو بره.
Sette scettici sceicchi sciocchi con la sciatica a
هفت تا شيخ شكاك، تو شانگهاي، درد سياتيك گرفتن
Ma smettila un po'! Facendo così…
Ti m'iriti mi
Ti l'iriti le
e ti t'iriti ti !
چرا ديگه ادامش ندادي...
تو منو عصباني كردي
تو اونو عصباني كردي
و تو خودتو عصباني كردي!
Ti ritiri tu
كنار كشيدي؟
چند نكته جالب:
1- کوتاه ترین كلمه ايتاليايي كه از تمام حروف صدادار استفاده كرده:
aiuole
تخت يا باغ گل
2- اينم طولاني ترين كلمه ايتاليايي:
particolareggiatissimamente
به صورت كاملا دقيق و جزئي
3- سمي چركي (Semicerchi) رو اگه يه سره بخونيد معني نيم دايره ميده، اما اگه به صورت سه مي چركي (Se mi cerchi ) بخونيد ميشه " اگه دنبالم ميگردي".
اسم حرف C تو زبون ايتاليايي "چي" هست و از طرف ديگه چي (ci) تو ايتاليايي به معني بودن هست. جمله هاي زير بر اساس اين تشابهات ساخته شدن. يعني دوجمله با تلفظ يكسان اما معاني متفاوت:
Se mi cerchi non ci sono!
Semicerchi non "C " sono.
اگه دنبالم ميگردي، اونجا نيستم!
نيم دايره " C" نيست.
![]()
Cinecittà

خيلي ساده اس اگه ازتون بپرسم فيلمهاي فدريكو فليني كجا ساخته شده. حتي در مورد فيلم « تعطيلات رومي » هم ممكنه يه حدسهايي بزنيد. اما اگه ازتون بپرسم فيلم « دارو دسته هاي نيورك » مارتين اسكورسيزي، يا « مصائب مسيح » مل گيبسن كجا ساخته شده، چي ميگيد؟ در مورد بن هور يا كلئو پاترا نظرتون چيه؟ ![]()
بنيتو موسيليني، تو آوريل 1937، به منظور ترويج ايده هاي فاشيستي از طريق سينما، مجموعه چينه چيتا (Cinecitta) رو تو جنوب غربي رم تاسيس كرد. شعار اون اين بود: Il cinema è l'arma più forte (سينما قويترين سلاح است).
اين مجموعه تمام امكاناتي كه براي ساخت فيلم لازم بود، رو تو خودش جا داده بود. در عرض شش سال بيش از 3000 فيلم تو اين استوديوها ساخته شد.

ورودي شهرك سينمايي Cinecitta
سال 1943 ايتاليا تسليم شد و آلمانا اونجا رو تصرف كردن. اونا اين شهرك سينمايي رو غارت كردن. بعضي از امكانات موقتا به ونيز برده شد. طي دوسال بعدي چينه چيتا دائما تحت بمباران بود. بعد از جنگ بين سالهاي 1945 تا 1947، اين استديوها به اردوگاه آوارگان جنگي تبديل شد.
از سال 1943 به بعد شكل جديدي از سينما تو ايتاليا، به نام نئورئاليسم شكل گرفت. فيلسازاي رومي كه ديگه به امكانات چينه چيتا دسترسي نداشتن، به خيابوناي شهر رفتن و از بازيگراي آماتور استفاده كردن. كساني مثل روبرتو روسيليني، ويتوريو دسيكا. حاصل كار فيلمهايي مثل « رم شهر بي دفاع » بود كه حامل مفاهيم عميقي بودن كه سختيها، فقر و فلاكت و اتحاد و يكدستي رو كه تو اون زمان در ايتاليا ديده ميشد رو به تصوير كشيدن.



بزودي فيلمهاي حماسي آمريكايي نيز به طرف اين شهرك سينمايي رفتن. كو واديس (Quo Vadis - 1951) اوليش بود، بعد از اون بن هور (Ben Hur - 1959) ساخته شد و فيلم كلئوپاترا (Cleopatra -1963) هم كه داشت تو لندن ساخته ميشد به علت كمبود بودجه، آب و هواي بد و مريضي اليزابت تايلور، به چينه چيتا انتقال داده شد.
نيمه سال 1990 اين شهرك سينمايي خصوصي شد و درش به روي بازديد مردم بسته شد. هرچند بعضي وقتها تو تابستون بين ماههاي جولاي و سپتامبر، موقتا براي بازديد توريستها باز ميشه.


امروزه بسياري از توليدات سينمايي و تلوزيوني ايتاليا اونجا درست ميشه. تو آينده نزديك قراره پاركي به نام (Cinecittà world) درس كنن و بازديد از پارك و استديوها براي عموم آزاد بشه. ![]()
اگه خواستيد اطلاعات بيشتري در مورد اين شهرك سينمايي بدست بيارين و بروشورهاي مختلفشو دانلود كنيد يه سر به سايت رسميش بزنين. ![]()
Pazza per Pizza

اگه همه مردمي كه پيتزا دوست دارن، ايتاليايي حرف ميزدن، اين زبون يكي از پرگوينده ترين زبوناي دنيا ميشد. ![]()
پيتزا يكي از رايجترين غذاهاي دنياست. تو همين كشور خودمون كافيه به يه پيتزا فروشي سر بزنيد با يه ليست بلند وبالا از انواع پيتزا روبرو بشيد. از پيتزا مخلوط گرفته تا پيتزاي قارچ و سبزي و فلفل و غيره و غيره كه حتي خود ايتالياييها هم تا حالا نديدن! ![]()
تقريبا براي هر نوع ذائقه اي ميشه يه مدل پيتزا پيدا كرد، هرچند شما هيچ جايي بهتر از ناپل نميتونيد la vera pizza napoletana رو پيدا كنيد. چونكه اونجا موسسه اي ( Associazione Verace Pizza Napoletana) وجود داره كه روي تهيه و تركيب مواد اوليه و روشهاي پخت پيتزا نظارت ميكنه.
يكي از موثرتين روشهاي يادگيري ايتاليايي يا هر زبون ديگه توجه به علاقمنديهاتون هست. يكي عاشق فوتباله (il calcio) و يكي عاشق موزيك (bel canto opera) و يكي هم عاشق غذاهاي ايتاليايي (la cucina italiana).
حالا اونايي كه عاشق پيتزا هستن، سعي كنن جمله زير رو تند تند و بدون غلط تكرار كنن، تا اگه كسي ازشون خواست يه داستان درباره پيتزا بگن كم نيارن
:
«Nel pozzo di Santa Pazzia protettrice dei pazzi, c'è una pazza che lava una pezza. Arriva un pazzo, con un pezzo di pizza e chiede alla pazza se ne vuole un pezzo. La pazza rifiuta. Il pazzo s'infuria, e butta la pazza, la pezza, la pizza nel pozzo di Santa Pazzia, protettrice dei pazzi.»
داستان بالا در حقيقت بازي با كلمه پيتزا و كلمات مشابه هست و معني خاصي نداره با اينحال اگه بخوايم ترجمه اش كنيم اينطوري ميشه:
« سر چاه قديس ديوانگي، محافظ ديوانه ها، يه زن ديونه اي بود كه لباس ميشست. يه مرد ديونه با يه تيكه پيتزا سر رسيد و از زن ديونه پرسيد يه تيكه پيتزا ميخواد. زن ديونه نخواست. مرد ديونه عصباني شد و زن ديونه، لباس و پيتزا رو داخل چاه قديس ديوانگي، محافظ ديونه ها انداخت.» ![]()
:
![]()
از وقتي كه بحث استيگماتا رو شروع كرديم، شبهات زيادي در مورد اين پديده توسط دوستان مطرح شد كه براي نمونه اينجا ميتونين بعضي هاشو ببينين. خلاصه انتقادها اين بود كه چون کسی از جای دقیق زخمها آگاه نبوده، متقلبين زخمها رو در جاهای متفاوتی ایجاد میکردن كه با اون چيزي كه در واقعيت براي مسيح اتقاق افتاده در تضاد بوده.![]()
خب اين نكته مهميه، منم تو جستجوهام تا حالا جواب قانع كننده اي براي اين موضوع پيدا نكردم كه مثلا چرا سنت فرانسيس پهلوي راستش زخمي شده اما پادره پيو پهلوي چپش؟!
از اونجايي كه بعضي از موارد استيگماتا، از جمله اين دوتا كه اسم بردم، شواهد و مدارك زيادي دال بر صحتشون وجود داره، راستش رد كردنشون به سادگي ممكن نيست. پس به فرض صحت داشتن اين موضوعات، شايد بشه فرض ديگه اي متصور شد.
يعني ميتونه اين پديده اصلا ربطي به دين و مذهب نداشته باشه؟! ![]()
فرضياتي درباره سنت فرانسيس
شكل اول:
« پيرمردي رو فرض كنيد كه شهرت ناشي از رئيس يه فرقه مهم مذهبي بودن براش كافي نيست. ميخاد هر طوري شده، حتي با تقلب، ايمان مردم رو قويتر كنه و به سمت فرقه خودش بكشونه. فكر ميكنه اگه سر مردمو كلاه بذاره، سر وجدان خودش رو هم ميتونه كلاه بذاره. يه مدتي رو در كوهستان ميگذرونه تا اينكه يه روز يه ميخ بر ميداره، باهاش كف دستشو سوراخ ميكنه و در حالي كه دستش داره شديدا خون ريزي ميكنه، اون يكي دستش رو هم ميزنه سوراخ ميكنه. اما هنوز تموم نشده، پاها مونده. با دو دست مجروح ميزنه يه پاشو سوراخ ميكنه، بعد سر پاي بعديشم همين بلا رو مياره. اما نه كافي نيست، مردم باورشون نميشه، با نيزه ميزنه پهلوي خودشو هم زخمي ميكنه و ... » ![]()
شكل دوم:
« اين پيرمرد از جامعه دل ميكنه و به تنهايي و آرامش كوهستان پناه ميبره. هر روزشو به روزه و عبادت ميگذرونه. مسيح رو پيغمبري ميدونه كه ميخاد تمام وجودشو نثارش كنه. احساس ميكنه وقتي اونو به صليب ميكشيدن و ميخها رو تو تنش فرو ميكردن، چه حالي داشته.
با اين تصورات هر روز ميخوابه و بيدار ميشه. تا اينكه يك روز هنگامي كه روزه اس، به حالت تمركز عميقي ميره، تصوير مسيح رو جلو خودش مجسم ميكنه، فكر ميكنه كه اون ميخها، به پوست و تن خودش فرو ميره. اين تجسم اونقدر قويه كه اين سوزش و زخم واقعا به طور فيزيكي روي بدنش ظاهر ميشه. » ![]()
شكل سوم:
« ... چيزي به نظرم نميرسه. خودتون سعي كنيد يه حالت منطقي تر و قابل قبول تر براي شكل سوم حدس بزنيد...»
هدف ازايجاد اين بحث بالابردن اطلاعات عمومي خوانندگان و وادار كردن اونا به كمي تفكر بود و بس. لزومي نميبينم كه بيشتر از اين مطلبي در اين مورد بنويسم. نتيجه گيري رو به عهده خودتون ميذارم. خرافات و تقلبهاي زيادي معمولا تو اين موارد هست و بوجود مياد، اما اميدوارم اين بحث تونسته باشه سر نخ رو براي مطالعات بيشتر بهتون بده تا بتونين اصل واقعيت رو پيدا كنيد...![]()



مسينا

مسينا، شهري در نقطه شمالي سيسيل و مركز استان مسسينا، سومين شهر بزرگ جزيره سيسيل است كه روي ساحل غربي تنگه مسينا كه درياي مديترانه را به درياي يونان متصل كرده، واقع شده است. شهري بندري، مقابل سرزمين اصلي ايتاليا.
مهمترين منبع اقتصادي اين شهر بندر است و چندين كارخانه كشتي سازي. با اين حال مسينا داراي صنايع توليدي مواد غذايي، ابريشم، پارچه موصيلي ( پارچه پرده اي)، پارچه كتان و مواد شيمايي نيز ميباشد. دانشگاه مسينا (1548) در اين شهر واقع شده.
اين شهر در قرن هشتم قبل از ميلاد توسط يوناني ها احداث شده بود و به دنبال زلزله شديد سال 1908 كه منجر به كشته شدن 84000 نفر شد؛ مجددا ساخته شد. جمعيت اين شهر در سال 2002، حدود پانصد هزار نفر بوده است.

كليساي جامع مسينا يادگار پادشاه آلماني سيسيل در قرن 13 است، كه بعد از زلزله سال 19۰8 كلا بازسازي شد و به دنبال آتش سوزي سال 1941، بار ديگر نیز مورد بازسازي قرار گرفت.
اين مطلب بنا به درخواست فرهاد عزيز كه عازم دانشگاه مسيناست نوشته شده. فرهاد جان خوش بگذره.![]()

.





استيگماتا. دروغ يا واقعيت؟
خوبيه اينترنت به اينه كه آدم بعضي وقتها به كسايي برخورد ميكنه كه كمي صحبت با اونا نتيجه اش از ده ها ساعت تو اينترنت چرخ زدن مفيد تره. بحث استيگماتا رو كه تا حالا دو قسمتشو شاهد بودين، تو انجمن پرشين تولز هم مطرح كردم. نتيجه اينكه الان اونجا بحث داغي در جريانه و فعلا بازي به نفع طرف مقابله
.
به راستي استيگماتا دروغه يا واقعيت؟ اگه دروغه چه نيازي به ادامه اين بحث هست!
از علاقمندان، مخصوصا كساني كه به درستي اين پديده اعتقاد دارن، دعوت ميكنم يه سر بيان و در بحثا شركت كنن و توضيح بدن دليل وجود اين همه تناقض چيه؟ يعني تمام قديسين معروف، که از افتخارات مسحیت هستن، انسانهاي متقلبي بودن؟ ![]()









با اينكه از دوسال پيش، تبليغات وسيعي در تلوزيون، راديو و روزنامه درباره جايگزيني يورو صورت ميگرفت و حتي اتيكت قيمت كالاها هم به ليره و هم به يورو نوشته ميشد، اما وقتي در اول ژانويه 2002 استفاده از يورو در 12 كشور اروپايي از جمله ايتاليا اجباري شد، ايتالياييها به سختي توانستند خود را به اين پول جديد عادت دهند .
اكثر مردم تا آخرين دقايق از جايگزيني يور به جاي ليره خود داري كردند. به علت فشار كاري بيش از حد بر روي پرسنل بانكها در تبديل ليره به يورو در آخرين روزها، بسياري از كارمندان بانكها دست به اعتصاب زدند.
بر طبق گزارش اتحاديه اروپا، ايتاليا جزو كندترين كشورها در جايگزيني يورو به عنوان پول رسمي خود بود.
اولين قرباني يورو
رناتو روججرو (Renato Ruggiero) وزير خارجه اروپا در مخالفت با جايگزيني يورو از مقام خود استعفا داد و به دنبال آن سيلي از منتقدين نيز به طرفداري از وي پرداختند. اما سيلويو برلسكني (Silvio Berlusconi) نخست وزير وقت ايتاليا، از اين فرصت استفاده كرد و خود را به عنوان وزير خارجه موقت تا هر زماني كه لازم باشد، معرفي كرد.
خداحافظ ليره
گرچه طبق گزارش دولت ايتاليا، 15 الي 25 درصد معاملات تجاري به خاطر فرار از ماليات، به صورت زير زميني و پنهاني انجام ميگرفت، اما شكي نيست كه اين اكونمويا سومرسا (economia sommersa ) بسيار گسترده تر بود.

تبديل ليره به يورو ميتوانست معاملات تجاري ثبت نشده را براي وزارت اقتصاد و دارائي (Ministero dell'Economia e delle Finanze ) كه هميشه در كمين گرفتن ماليات بود، آشكار سازد.
حتي بعضي از ماموران مالياتي در كنار بانكها منتظر فرصت ميماندند، چرا كه مقامات بانك به آنها گفته بودند كه بسياري سالمندان ايتاليايي براي تبديل ميليونها ليره، كه سالها در خانه پنهان كرده بودند و هم اكنون چاره اي جز جايگزيني آن با يور نداشتند، به آنها مراجعه ميكنند
.
مد جديد براي يورو

در اين ميان حداقل قشر طراحان مد كيف و لباس سود كلاني كردند. زيرا هم اكنون ايتالياييها به كيفها و طبعا لباسهايي با جيبهاي بزرگتر براي نگهداري اسكناسها يورو نياز داشتند.
تغيير جنسيت
يكسان سازي واحد پول دوازده كشور اروپايي، گذشته از تاثيرات اقتصادي و سياسي، روي دستور زبان نيز تغيير ايجاد كرد
.
در بسياري از زبانهاي اروپايي واحد پول، از جمله ليره ايتاليا (Lira)، پزو اسپانيا (Peseta) و مارك آلمان (Mark) ، يك كلمه مونث محسوب ميشد، اما كلمه يورو (Euro) در بسياري از زبانها مذكر بود (در زبان يوناني euro خنثي است)
.
هم اکنون شكل یکسانی برای مفرد و جمع کلمات يورو و سنت بکار میرود :
l'euro / gli euro & il cent / i cent.
شما برای نوشتن مبلغ €45.82 سه راه دارید:
quarantacinque/82 euro
quarantacinque euro e ottantadue centesimi
euro quarantacinque e ottantadue
و هم چنين سه روش براي نوشتن مبلغ €45.00 :
quarantacinque/00 euro
quarantacinque euro e zero centesimi
euro quarantacinque e cent zero

اگر به ايتاليا سفر كرديد، شايد بهتر باشد كمي با سكه ها و اسكناسهاي يورو و معادلهاي ليره اي آنها آشنا شويد و اگر قصد خريد داشتيد، بهتر است بدانيد چگونه مبلغ اجناس را به يورو پرداخت كنيد (Come lo pago in euro). ![]()
كمدي الهي ( كتاب دوزخ )
پس از مدتي شب زنده داري بلاخره اين كتاب هم آماده شد. ![]()
اين كتاب براي دوستداران زبان و ادبيات ايتاليا تهيه شده است. براي كساني كه ميخواهند لذت خواندن اشعار اين كتاب مشهور را به زبان اصلي تجربه كنند. قبل از اين كتاب، خواندن كتاب « دوزخ با دانته » را ، كه در كتابخانه وبلاگ موجود است، را توصيه ميكنم. ![]()
براي درك بهتر، خلاصه هر سرود به زبان فارسي در ابتداي هر بخش نوشته شده و در ادامه نيز متن اصلي به زبان ايتاليايي همراه با ترجمه تنگاتنگ انگليسي آن آورده شده است.
اغلب عكسهاي سياه و سفيد كتاب توسط گوستاو دوره (Gustave Dorè) ترسيم شده و ترجمه انگليسي نيز متعلق به آلن مندلبائوم (Allen Mandelbaum) مشهورترين مترجم انگليسي اين كتاب ميباشد.
CD ضميمه، شامل 5 ساعت دكلمه تمام اشعار و خلاصه هر بخش، به زبان ايتاليايي است.
اين كتاب را از اينجا دانلود كنيد (حدود 7 مگابايت).
Inferno
دوزخ، برنامه مستند جالبي است درباره كتاب دوزخ دانته، كه در آن ضمن صحبت با كارشناسان صحنه هايي از اين كتاب نيز به تصوير كشيده شده است.
Inferno e Paradiso




اين برنامه مستند ديگري است شامل مجموعه سخنرانيهاي روبرتو بنيني در دانشگاههاي مختلف شامل دكلمه وتفسير سرود پنجم، بيست و ششم، سي و دوم از كتاب دوزخ و آخرين سرود از كتاب بهشت. دكلمه هايي كه در كتاب « دوزخ با دانته » شاهد آن بوده ايد همگي از اين فيلم استخراج شده اند. اين برنامه به زبان ايتاليايي است و متن سخنراني همراه با فيلم عرضه ميشود.
Ultimo del Paradiso
اين برنامه هم شامل دكلمه و تفسير جالب روبرتو بنيني از آخرين سرود كتاب بهشت است كه در كريسمس سال 2002 اجرا شده است. متن قسمت مربوط به كمدي الهي اين برنامه نيز همراه فيلم عرضه ميشود.
تمامي اين مجموعه همراه با يك كتاب كميك از كمدي الهي، مجموعا بر روي يك DVDعرضه ميشود. براي تهيه اين DVD ميتوانيد با ايميل تماس بگيريد يا به فروشگاه وبلاگ مراجعه كنيد.
بر اساس يه سنت قديمي پدر و مادراي ايتاليايي اغلب اسم بچه هاشونو از روي اسم اجدادشون انتخاب ميكنن، كه البته اجداد پدري تو اولويت هستند. طبق اين سنت اسم بچه ها به اين ترتيب انتخاب ميشه:
1- اسم پدر بزرگ پدري براي اولين پسر
2- اسم پدر بزرگ مادري براي دومين پسر
3- اسم مادربزرگ پدري براي اولين دختر
4- اسم مادربزرگ مادري براي دومين دختر
اسم بچه هاي ديگه بر عهده والدين هست كه اونم معمولا از بين اسامي عمه، عمو، يه قديس يا يه فاميل انتخاب ميشه
.

اسامي رايج در ايتاليا
به علت گويشها و رسوم مختلفي كه تو ايتاليا وجود داره، تو هر منطقه بعضي از اسامي رايج تر از مناطق ديگه اس. مثلا رومولو (Romolo) اسم رايجي تو مناطق اطراف رمه اما بريتزيو (Brizio) بيشتر اطراف منطقه امبريا (Umbria) معموله.
همه روزه اسامي كه تو يه دوره به خاطر يه قديس، اديب، هنرمند، ستاره ورزشي، سينمايي يا تلوزيوني معروف شده، از مد ميافته و با اسامي del giorno جايگزين ميشه. طبق آخرين آمار ارائه شده اسامي زير به ترتيب از رايج ترين اسمايي هستند كه امروزه ايتالياييها براي بچه هاشون انتخاب ميكنن:
|
اسم دختر |
اسم پسر | ||
|
ماريا |
Maria |
جوزپپه |
Giuseppe |
|
آنا |
Anna |
جوانني |
Giovanni |
|
جوزپپينا |
Giuseppina |
آنتونيو |
Antonio |
|
روزا |
|
ماريو |
Mario |
|
آنجلا |
Angela |
لوئيجي |
Luigi |
|
جوواننا |
Giovanna |
فرانچسكو |
Francesco |
|
ترزا |
Teresa |
آنجلو |
Angelo |
|
لوچيا |
Lucia |
وينچنزو |
Vincenzo |
|
كارملا |
Carmela |
پيترو |
Pietro |
|
كاترينا |
Caterina |
سالواتوره |
Salvatore |
|
فرانچسكا |
Francesca |
كارلو |
Carlo |
|
آنا ماريا |
Anna Maria |
فرانكو |
Franco |
|
آنتونيتا |
Antonietta |
دومنيكو |
Domenico |
|
كارلا |
Carla |
برونو |
Bruno |
|
النا |
Elena |
پائولو |
Paolo |
|
كونچتا |
Concetta |
ميكله |
Michele |
|
ريتا |
Rita |
جورجو |
Giorgio |
|
مارگريتا |
Margherita |
آلدو |
Aldo |
|
فرانكا |
|
سرجو |
Sergio |
|
پائولا |
Paola |
لوچانو |
Luciano |
اسامي كوتاه شده
فكر نكنيد فقط ما هستيم كه به محمد ميگيم مملي و محمد قلي رو مد قلي صدا ميزنيم
!
تو ايتاليا هم اغلب از اسمهاي كوتاه شده استفاده ميشه، كه البته بازم بستگي به منطقه اش داره. شايد اگه يه نگاه به ليست زير بندازيد، از اينكه اغلب مشاهير رو با اسم كوتاه شده شون ميشناسيد تعجب كنيد:
|
Giuseppina: Giusi, Pina, Pinetta |
|
Giacomo: Giachi , |
|
Luigi: Gigi, Gigetto (Roman), Gino (Northern), Luisìn (Lombard) |
|
Domenico: Menico (Tuscan), Mimmo (Southern) |
|
Elisa: Eli, Lisa, Isa |
|
Pietro: Piero, Rino |
|
Filippo: Pippo |
|
Antonio: Tonino (Southern & Central), Togn (Lombard), Nino (Roman), Totò (Neapolitan), Toni (Northern) |
|
Salvatore: Toto, Turi (Sicilian) |
|
Gabriele: Lele |
|
Gabriella: Gabri, Lella |
|
Adalgisa: Isa |
|
Isabella: Isa |
|
Maria Luisa: Marisa, Marilù |
|
Maria Teresa: Marité |
|
Mariuccia: Mariù |
|
Daniela: Dany |
|
Michele: Chechele (Apulian) |
|
Elena: Ele |
|
Eleonora: Ele |
|
Carmelo: Melo (Sicilian) |
|
Ilaria: Ila |
|
Cristiana/Cristina: Cri, Chris |
|
Bartolomeo: Meo (Roman) |
|
Alberto: Berto, Lamberto |
تولدي دوباره...
اگه شما سالي يه بار هم واسه خودتون تولد نميگيريد، زياد نگران نباشيد چون اغلب ايتالياييها سالي دوبار جشن تولد ميگيرن و براتون جبران ميكنن
.
اغلب بچه ها به دلايل مختلفي اسماشونو از قديسين ميگيرن. مثلا اگه روز جشن و تعطيلي يه قديس به دنيا بيان يا والدينشون به يه قديس خاص يا قديس محافظ شهري كه توش زندگي ميكنن، علاقه ويژه اي داشته باشن.
داستان اينه كه ايتالياييه نه تنها روز تولدشونو جشن ميگيرن، بلكه روز اسمشونو كه بهش اونوماستيكو (onomastico) ميگن رو هم جشن ميگيرن. اين روزيه كه اسم اونا با روز اون قديس يكي ميشه.
مثلا 13 ژوئن روز سنت آنتونيو محافظ شهر پادوا ست. و تمام كساني كه اسمشون آنتونيوئه تو اين روز واسه خودشون جشن ميگيرن. جشن اين روز مانند روز تولد، شامل كيك و يه نوع شراب سفيد مخصوص به نام آستيس پومانته (Asti Spumante) و كادو و هديه اس.
شايد بد نباشه بدونيد كه اول نوامبر روز همه قديسين يا لا فستا دا اونيزانتي (La Festa d'Ognissanti) هست كه روز قديسينيه كه اسمشون تو روزهاي ديگه سال نيست
.
اكثر بچه هايي كه ميخوان ايتاليايي بخونن، معمولا زبون انگليسي رو تا حدي بلدن. استفاده از شباهتهاي بين اين دوتا زبون كمك زيادي براي يادگيري سريع ايتاليايي ميتونه باشه. ![]()
لغتهاي زيادي رو تو زبون ايتاليايي پيدا ميكنيد كه قيافه و معنيشون مشابه معادل انگليسيشونه، مثلا يه نگاه به كلمه هاي زير بندازيد:
|
انگليسي |
ايتاليايي |
|
The radio |
La radio |
|
The profession |
La professione |
|
The medicine |
La medicina |
|
The telephone |
Il telefono |
|
The theater |
Il teatro |
|
Political |
Politico |
اگه به قواعد اختلاف اسپل دو زبون توجه كنيد، اغلب موارد ميتونيد معادل ايتاليايي يه لغت انگليسي رو به درستي حدس بزنيد:
|
مثال ايتاليايي |
مثال انگليسي |
ايتاليايي |
انگليسي |
|
parco - sacco |
park - sack |
c يا cc |
k يا ck |
|
frase - telefono |
phrase-telephone |
f |
ph |
|
fisso - esercizio |
fixed - exercise |
s يا ss |
x |
|
teatro |
theater |
t |
th |
|
forza - razza |
force - race |
z يا zz |
c |
|
stile |
style |
i |
y |
|
corte |
court |
o |
ou |
|
conversazione |
conversation |
zione |
tion |
|
famoso |
famous |
oso |
ous |
حالا به چندتا مثال ديگه توجه كنيد تا تفاوتهاي بين لغات انگليسي و ايتاليايي رو بهتر متوجه بشيد:
|
انگليسي |
ايتاليايي |
|
automobile |
automobile |
|
hotel |
hotel |
|
area |
area |
|
gas |
gas |
|
idea |
idea |
|
radio |
radio |
|
|
|
|
color |
colore |
|
annual |
annuale |
|
commercial |
cammericale |
|
special |
speciale |
|
|
|
|
list |
lista |
|
problem |
problema |
|
person |
persona |
|
|
|
|
cause |
causa |
|
figure |
figura |
|
medicine |
medicina |
|
rose |
|
|
minute |
minuto |
|
use |
uso |
|
tube |
tubo |
|
cost |
costo |
|
moment |
momento |
|
|
|
|
generous |
generoso |
|
famous |
famoso |
|
precious |
prezioso |
|
delicious |
delizioso |
|
|
|
|
Philosophy |
filosofia |
|
geography |
geografia |
|
history |
storia |
|
|
|
|
nation |
nazione |
|
action |
azione |
|
collection |
collezione |
مورد ديگه ترتيب لغات در جملات هست كه تو اغلب موارد يكسان هست. توجه به اين نكته باعث ميشه بدون اينكه اطلاعات گرامري زيادي داشته باشيد، جمله ايتاليايي مورد نظرتونو بسازيد:
Roma è la capitale d'Italia .
I turisti visitano musei, teatri e monumenti.
The tourists visit museums, theaters and monuments.
موفق باشيد. ![]()